دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
نقد و بررسی

نقد و بررسی فیلم «فضانورد» (The Astronaut)

سفری پر اضطراب از فضا تا زمین؛ وقتی راز بزرگ فیلم “فضانورد” کمتر از آنچه وعده داده بود، شوکه می‌کند

فیلم «فضانورد» ساخته جس وارلی، ترکیبی از علمی–تخیلی، وحشت و تریلر پارانویا است؛ ژانرهایی که بسیاری از مخاطبان با عناصرشان آشنا هستند، حتی اگر علاقه‌مندان جدی سینما نباشند. اثر در نیمه نخست با دوز مناسبی از سبک و مهارت، توجه تماشاگر را حفظ می‌کند، اما در نهایت این مسیر به نقطه‌ای می‌رسد که قرار است تکان‌دهنده باشد، در حالی که نه‌تنها شوک لازم را ایجاد نمی‌کند، بلکه سؤالات بیشتری باز می‌گذارد تا پاسخ دهد.

کیت مارا در نقش «سم واکر»، فضانورد ناسا، اولین مأموریت فضایی خود را پشت سر گذاشته است. فرود او در آب به شکلی نزدیک به فاجعه پیش می‌رود، و امدادگران هنگام بیرون کشیدن از کپسول، متوجه سوراخ‌هایی در بدنه فضاپیما و کلاه فضایی او می‌شوند — آسیب‌هایی که در واقع باید کشنده می‌بود.

طبق پروتکل، سم باید چند روز در قرنطینه بماند تا وضعیت جسمی و روانی‌اش تحت نظر باشد. اما با نفوذ پدرخوانده‌اش، ژنرال ویلیام هریس (لارنس فیشبرن)، این قرنطینه در یک خانه مدرن و لوکس صورت می‌گیرد که بیشتر به محل فیلم‌های عاشقانه نانسی مایرز شباهت دارد تا یک تریلر علمی–تخیلی. محیطی که دولت آن را معمولاً برای محافظت از دیپلمات‌ها یا شاهدان مهم رزرو می‌کند.

با وجود اینکه سم به پزشکان، تکنسین‌ها، ژنرال هریس و حتی همسر سابقش (گابریل لونا)، که همراه دخترخوانده‌ کوچکشان ایزی (اسکارلت هولمز) به دیدارش می‌آید، اصرار دارد همه‌چیز خوب است، واقعیت به سرعت خلاف آن را ثابت می‌کند. سردردهای شدید همراه با صدای زنگ در گوش و فلاش‌بک‌های مبهم، لکه خاکستری عجیبی روی دست، و تصاویری به‌ظاهر توهمی — مانند تخم‌هایی که در هوا شناورند — همگی نشانه‌هایی هستند که ذهن او را دچار آشوب کرده‌اند.

سم ابتدا این تجربیات را نشانه‌ای از فروپاشی روانی می‌داند و آن‌ها را پنهان می‌کند تا خطر محرومیت دائمی از پرواز فضایی را به جان نخرد. اما با شدت گرفتن رویدادها و ثبت حضور ناشناس توسط سیستم‌های امنیتی خانه، این فرض شکل می‌گیرد که شاید موجودی ناشناخته از فضا همراه او بازگشته باشد.

«فضانورد» شاید اصالت روایی چشمگیری نداشته باشد، اما در نیمه اول به اندازه کافی دیدنی است. بازی کیت مارا در نقش قهرمان فرسوده اما مقاوم، تماشاگر را با او همراه می‌کند. او مسیر تحول سم را از اعتمادبه‌نفس و کارآمدی، تا ترس و درماندگی، با ظرافت به تصویر می‌کشد. لارنس فیشبرن نیز با وجود تکرار چنین نقش‌هایی در کارنامه‌اش، بار شخصیت نظامی مقتدر را بدون زحمت اضافه‌ای به دوش می‌گیرد، و سایر بازیگران فرعی، هرچند نقش‌هایی کلیشه‌ای دارند، اندکی جان به آن‌ها می‌بخشند.

جس وارلی، در نخستین تجربه کارگردانی انفرادی خود، توانسته قصه‌ای آشنا را با رویکردی «اسلو برن» و همراه با طراحی صدای روانگرد و فضاسازی مینیمال اما شیک ارائه دهد. چند لحظه «ترساننده ناگهانی» هم به‌خوبی کار شده و فضای تعلیق را تقویت می‌کند.

مشکل اصلی از جایی آغاز می‌شود که ریتم کند فیلم، که ابتدا به ایجاد کشش کمک می‌کرد، کم‌کم به رخوت تبدیل می‌شود. این وضعیت باعث می‌شود تماشاگر منتظر افشاگری نهایی بماند، اما وقتی این لحظه فرا می‌رسد، آن‌قدر قابل پیش‌بینی است که ارزش تعلیق طولانی را ندارد. بدتر از آن، فیلم پس از این کشف، با شتاب به سمت پایان می‌رود و پیامدهای مهم آن را بررسی نمی‌کند؛ انگار هدف، تنها رسیدن به نقطه پایانی بوده است نه پرداختن به عمق داستان.

این کاستی‌ها باعث می‌شوند که پایان فیلم حس بیهوده بودن به مخاطب منتقل کند؛ گویی همه تعلیق و ترس‌ها بدون نتیجه‌گیری قانع‌کننده رها شده‌اند.

«فضانورد» فیلمی است که با اجرای خوب کیت مارا و سبک کارگردانی جس وارلی، در نیمه نخست توانایی حفظ توجه مخاطب را دارد. اما فیلمنامه، با ضعف در پیشبرد روایی و نقطه اوج کم‌اثر، در نهایت حس نارضایتی به جا می‌گذارد. وارلی نشان می‌دهد که می‌تواند عناصر آشنا را با مهارت و زیبایی بصری ترکیب کند، اما نیاز دارد در آینده، جسارت بیشتری برای خلق داستانی اصیل و اوج‌هایی واقعاً تکان‌دهنده نشان دهد.

بازیگری ۷٫۵ کیت مارا نقش سم واکر را با کنترل خوبی از تحولات روانی و جسمی بازی می‌کند. فیشبرن قابل‌اعتماد است، اما تکرار کلیشه‌ها مانع تفاوت‌سازی نقش شده. سایر بازیگران فرعی نقش‌های خود را بی‌ادعا اما محدود اجرا می‌کنند.
کارگردانی و فضاسازی ۷ جس وارلی در نخستین کار انفرادی، توانسته ترکیبی از ترس تدریجی، صدابرداری خلاقانه و لوکیشن‌های شیک اما منزوی را ارائه دهد. با این حال، ریتم کند در نیمه دوم، ضربه به کشش داستان زده است.
فیلمنامه و روایت ۵٫۵ ایده آشنا و بدون اصالت روایی، نقطه اوج قابل پیش‌بینی و پرداخت ناکافی پیامدهای داستان پس از افشاگری نهایی. از نیمه دوم، روایت به سمت شتاب و سطحی‌نگری می‌رود.
میزان تعلیق و جذابیت ژانری ۶٫۵ نیمه ابتدایی با تعلیق نسبی و چند لحظه ترس ناگهانی مخاطب را جذب می‌کند، اما عدم پرداخت عمیق ایده اصلی باعث افت هیجان در ادامه می‌شود.
طراحی صدا و جزئیات فنی ۷٫۵ استفاده مؤثر از صداهای ذهن‌برهم‌زن و عناصر صوتی برای ایجاد حس روانگردی، یکی از نقاط قوت فیلم است.

جمع بندی

امتیاز - ۶٫۷

۶٫۷

متوسط

امتیاز کاربران: ۰٫۴ ( ۱ رای)

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا