دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
اخبار سریال خارجینگاهی اجمالی

پایان فصل اول «Furious» چه معنایی داشت؟ راز مرگ ایزابل و جنایت تکان‌دهنده آلیس

هشدار: این مطلب داستان قسمت هشتم و پایان فصل اول سریال «Furious» را به‌طور کامل فاش می‌کند.

قسمت هشتم با افشای حقیقت درباره کاترین، مرگ جی ایستون و تصمیم آلیس برای شکار افراد مرتبط با ویدئوی دوران کودکی‌اش، مسیر فصل دوم را می‌سازد.

قسمت هشتم «Furious» با عنوان «Hart Island» (جزیره هارت [این جزیره بزرگ‌ترین گورستان عمومی و جمعی در آمریکا است که برای دفن افراد بی‌خانمان، بی‌نام‌ونشان استفاده می‌شود])، تمام شخصیت‌های اصلی را به عمارت جی ایستون می‌کشاند؛ جایی که آلیس با بازی امی راسوم، کاترین با بازی لولا پتی‌کرو، دنی با بازی اسکوت مک‌نری و نورا با بازی کوئینسی تایلر برنستاین سرانجام با حقیقت مرگ ایزابل روبه‌رو می‌شوند.

اما پاسخ معمای اصلی فقط یکی از شوک‌های این قسمت است. فینال نشان می‌دهد کاترین سال‌ها انتقامش را از آدم‌های اشتباهی گرفته، آلیس نیز رازی مرگ‌بار را پنهان کرده و هارددرایوی که می‌تواند شبکه‌ای از افراد قدرتمند را افشا کند، هنوز از بین نرفته است.

در شب مرگ ایزابل چه اتفاقی افتاد؟

در عمارت ایستون، کاترین سراغ اِما، دختر جی ایستون با بازی هوپ دیویس، می‌رود و او را در گلخانه گیر می‌اندازد. اِما اسلحه‌ای در اختیار کاترین قرار می‌دهد تا پدرش را بکشد، اما وضعیت خیلی زود از کنترل خارج می‌شود.

وقتی آلیس وارد عمارت می‌شود، اِما را زانو‌زده می‌بیند، کاترین تیر خورده و کیفی پر از مدارک علیه جی ایستون نیز در آستانه خارج شدن از ساختمان است. هم‌زمان، پلیس گرینویچ مانع ورود نورا و دنی به عمارت می‌شود.

رویارویی آلیس، کاترین و اِما سرانجام اتفاقات شب مرگ ایزابل با بازی لاریسا کامپوس را آشکار می‌کند. جی ایستون ایزابل را به‌شدت کتک زده و در حالی رهایش کرده بود که خون‌ریزی داشت. اِما او را پیدا کرد و هنگام جان دادن در آغوش گرفت. ایزابل نیز در همان لحظات پشت گردن اِما را خراشید.

این اتفاق توضیح می‌دهد چرا دی‌ان‌ای خانواده ایستون زیر ناخن‌های ایزابل پیدا شده بود. دی‌ان‌ای کشف‌شده متعلق به کسی نبود که ضربات مرگ‌بار را به او زده بود؛ بلکه از دختری باقی مانده بود که در واپسین دقایق زندگی‌اش او را در آغوش داشت.

ایزابل به اِما گفت صاحب فرزندی است و به حضور کاترین نیاز دارد. کاترینِ نوجوان آن شب همراه الیور بود و اِما او را نزد ایزابل برد. اِما سپس با هال با بازی کمپبل اسکات تماس گرفت. بنابراین، شخصی که هال تمام این مدت می‌کوشید از او محافظت کند، اِما بود.

آیا کاترین واقعاً ایزابل را کشت؟

اِما در جریان درگیری به کاترین می‌گوید که او تمام این سال‌ها آدم‌های اشتباهی را کشته است. شنیدن این جمله، خاطرات سرکوب‌شده کاترین از آن شب را دوباره زنده می‌کند و حقیقتی ویرانگر آشکار می‌شود: از نظر فنی، این کاترین بود که به زندگی ایزابل پایان داد.

بااین‌حال، ماجرا آن‌گونه که ابتدا به نظر می‌رسد، یک قتل انتقام‌جویانه یا جنایت عمدی نبود. ایزابل پس از کتک خوردن، درد طاقت‌فرسایی داشت و از کسی که بیش از همه دوستش داشت خواست به رنجش پایان دهد. کاترین نیز برای آرام کردن او، دوز کشنده‌ای از مواد مخدر به ایزابل تزریق کرد.

به این ترتیب، مرگ ایزابل نتیجه دو اقدام متفاوت بود: خشونت جی ایستون او را به آستانه مرگ رساند و کاترین بنا به درخواست خودش، به رنج او پایان داد. همین تفاوت اخلاقی، تراژدی کاترین را عمیق‌تر می‌کند. او سال‌ها خود را مأمور مجازات عاملان مرگ ایزابل می‌دانست، در حالی که ذهنش نقش خودش در آخرین لحظات زندگی او را پنهان کرده بود.

در ادامه، دنی موفق می‌شود وارد گاوصندوق عمارت شود؛ اقدامی که سرنوشت مدارک داخل ساختمان را به یکی دیگر از معماهای مهم قسمت تبدیل می‌کند.

در عمارت جی ایستون چه گذشت؟

در بیرون عمارت، نورا با اِد با بازی دنی مک‌کارتی روبه‌رو می‌شود و او را بابت اقداماتی که برای پنهان کردن پرونده انجام داده، تحت فشار قرار می‌دهد. واکنش اِد نشان می‌دهد مرگ ایزابل برای او هیچ اهمیت انسانی ندارد. او قربانی مرکز این پرونده را «فقط یک دختر مرده» می‌خواند.

اِد ظاهراً تماس‌هایی نیز برقرار می‌کند تا پیش از رسیدن مدارک به مقام‌های مسئول، افراد مرتبط با پرونده را باخبر کند. این رفتار احتمال دست داشتن چهره‌های بانفوذ بیشتری را در شبکه ایستون تقویت می‌کند.

پس از آنکه پلیس کنترل عمارت را در دست می‌گیرد، آلیس به طبقه بالا می‌رود و جی ایستون با بازی پیتر مک‌رابی را پیدا می‌کند. ایستون او را از روی ویدئوی آزار دوران کودکی‌اش می‌شناسد؛ فیلمی که در لپ‌تاپ او نگهداری می‌شد. او با بی‌رحمی به آلیس می‌گوید ویدئوی مربوط به او، فیلم محبوبش بوده است.

این اعتراف برای آلیس فقط مواجهه با یک مجرم نیست؛ برخورد مستقیم با مردی است که دردناک‌ترین بخش زندگی او را به وسیله‌ای برای لذت و سوءاستفاده تبدیل کرده است. اندکی بعد جی ایستون می‌میرد. علت رسمی مرگ او نارسایی تنفسی اعلام می‌شود، اما در ظاهر تمام شواهد مهم نیز ناپدید شده‌اند: خبری از هارددرایوها نیست و مدرکی برای افشای ایستون یا همدستانش باقی نمانده است.

هارددرایو گمشده کجا بود؟

پس از عملیات، به دنی مدال داده می‌شود، اما نورا به موفقیت ظاهری پلیس اعتماد ندارد. او معتقد است دنی مدارک را برداشته و برای زمین زدن اِد به آن‌ها نیاز دارد.

آلیس نیز به حالت تعلیق درمی‌آید و به گفته دنی، ارتباطش را با همه قطع می‌کند. بااین‌حال، او برای دیدن کاترین به زندان می‌رود و خبر پیدا شدن پیکر ایزابل را به او می‌دهد. کاترین در همین ملاقات متوجه می‌شود آلیس چیزی را پنهان کرده است:

«می‌دانم چرا آمده‌ای. تو یک راز داری…»

آلیس در دوران تعلیق مدتی را با دنی می‌گذراند. رابطه عاطفی آن‌ها حالا جدی‌تر شده و دنی تلاش می‌کند به آلیس احساس امنیت بدهد. او حتی هنگام دوش گرفتن آلیس بیرون منتظر می‌ماند تا مطمئن شود آسیبی تهدیدش نمی‌کند.

دنی در نهایت اعلام می‌کند که دیگر نمی‌خواهد در اداره پلیس نیویورک بماند. فلشی که کپی برخی از ویدئوها و مدارک در آن وجود دارد روی میز است. دنی آن را به آلیس می‌دهد و تصمیم درباره سرنوشت مدارک را به او واگذار می‌کند.

اعتراف آلیس در مراسم خاک‌سپاری ایزابل

هنگامی که شخصیت‌ها برای به خاک سپردن ایزابل به گورستان می‌روند، آلیس فلش را به نورا تحویل می‌دهد. او همچنین اعتراف می‌کند ویدئویی از خودش در میان فایل‌ها وجود دارد؛ فیلمی که در ۱۴ سالگی و هنگام آزار او ضبط شده بود.

آلیس می‌گوید هنوز نتوانسته اتفاقی را که برایش افتاده تماشا کند. نورا با لحنی سخت اما هدفمند پاسخ می‌دهد اگر آلیس می‌خواهد این شغل را ادامه دهد، باید توانایی مواجهه با وحشت‌های آن را داشته باشد؛ حتی وقتی آن وحشت مستقیماً به گذشته خودش مربوط است.

بازگشت آن‌ها به اف‌بی‌آی، نشانه‌ای از تغییر جایگاه آلیس است. نورا کد اتاق نگهداری اسناد حساس را در اختیارش قرار می‌دهد؛ یعنی برای نخستین بار او را نه صرفاً یک قربانی یا نیروی حاشیه‌ای، بلکه مأموری واقعی می‌بیند. سپس مأموریتی کوتاه و دردناک به او می‌دهد:

«آلیس را جست‌وجو کن.»

آلیس نام خودش را در میان فایل‌ها جست‌وجو می‌کند و سرانجام ویدئوی آزارش را می‌بیند. این لحظه، پایان فرار او از گذشته و آغاز مواجهه‌ای تازه با آن است.

کنایه نورا به اِد؛ تهدیدی در لباس شوخی

فینال در میانه فضای تاریک خود، لحظه‌ای از طنز گزنده را نیز برای نورا کنار می‌گذارد. او در آسانسور با اِد تنها می‌شود و از او می‌پرسد چرا آن دو هرگز با یکدیگر رابطه نداشته‌اند. نورا با کنایه می‌گوید احتمالاً این تجربه هم سرگرم‌کننده و هم کمی عجیب می‌شد.

او سپس جمله‌ای می‌گوید که در ظاهر شوخی است، اما معنایی تهدیدآمیز دارد:

«شاید یکی از همین روزها حسابت را برسم.»

البته او این را با بازی کلامی «داشتن رابطه» می‌گوید. این دیالوگ نشان می‌دهد نورا فعلاً نمی‌خواهد یا نمی‌تواند آشکارا علیه اِد اقدام کند، اما حالا مدارکی در اختیار دارد که ممکن است قدرت او را در هم بشکند.

راز آلیس چه بود و جی ایستون چگونه مرد؟

پاسخ پرسش کاترین درباره علت مرگ جی ایستون در قالب فلش‌بک ارائه می‌شود. گزارش رسمی از نارسایی تنفسی می‌گوید، اما واقعیت این است که آلیس او را کشته است.

پس از آنکه ایستون علاقه‌اش به ویدئوی آزار آلیس را بیان کرد، آلیس پایش را روی لوله تنفسی او گذاشت. سپس دهانش را بست و مانع رسیدن هوا شد تا بر اثر خفگی جان بدهد.

این قتل، آلیس را به کاترین نزدیک‌تر می‌کند. او در طول فصل به‌دنبال عدالت قانونی بود، اما وقتی با مردی مواجه شد که از رنجش لذت برده بود، خودش به مجری مجازات تبدیل شد. آلیس حالا همان مرزی را پشت سر گذاشته که پیش‌تر او را از کاترین جدا می‌کرد.

بااین‌حال، انگیزه این دو زن کاملاً یکسان نیست. کاترین در شب مرگ ایزابل برای پایان دادن به درد کسی که دوستش داشت، جان او را گرفت؛ سپس سال‌ها خشونت را با تصور اجرای عدالت ادامه داد. آلیس نیز در لحظه‌ای شخصی و تکان‌دهنده، مردی را کشت که به آزار او وابسته بود و هیچ نشانه‌ای از پشیمانی نداشت.

لبخند پایانی آلیس چه معنایی دارد؟

آلیس پس از تماشای ویدئو، فهرست «دانلودهای شناخته‌شده» آن را استخراج می‌کند. این فهرست شامل کسانی است که فیلم آزار او را دریافت یا مشاهده کرده‌اند و عملاً مجموعه تازه‌ای از شکارچیان و مجرمان را پیش رویش قرار می‌دهد.

در آخرین صحنه، صدای کاترین را می‌شنویم که از آلیس می‌پرسد:

«گفتم، از حسی که داشت خوشت اومد؟»

پاسخ آلیس فقط یک لبخند بسیار خفیف است. این لبخند می‌تواند نشانه رضایت از کشتن ایستون، احساس بازپس‌گیری کنترل یا پذیرش شباهتش با کاترین باشد. مهم‌تر از همه، سریال روشن می‌کند که آلیس دیگر فقط مأموری در تعقیب قاتلی زنجیره‌ای نیست؛ او ممکن است خودش در مسیری مشابه قدم گذاشته باشد.

امی راسوم درباره این تحول توضیح داده است که آلیس در سراسر داستان تصور می‌کند نمی‌تواند برای خودش عدالت بگیرد. برخورد او با کاترین، به‌طور غیرمستقیم وادارش می‌کند با آسیبی که دیده و انتخاب‌هایی که در نتیجه آن آسیب انجام داده روبه‌رو شود. به گفته راسوم، آلیس از ابتدا رازهای زیادی داشت و در پایان فصل، تعداد این رازها حتی بیشتر شده است.

لولا پتی‌کرو نیز نگاه کاترین به آلیس را نوعی اعلام همدلی می‌داند. از دید او، پیام ناگفته کاترین این است:

«تو را می‌شناسم. تو هم مثل من هستی. درکت می‌کنم.»

این شناخت برای کاترین، زنی که از ذهن، بدن و گذشته خودش جدا افتاده، نوعی آرامش به همراه دارد. او سرانجام کسی را پیدا کرده که نه‌تنها دردش را می‌فهمد، بلکه احتمالاً آماده است راه او را ادامه دهد.

فصل دوم «Furious» از کجا آغاز خواهد شد؟

با تمدید «Furious» برای فصل دوم در هولو، فهرست افرادی که ویدئوی آلیس را دریافت کرده‌اند، روشن‌ترین مسیر ادامه داستان است. او اکنون هم به ابزارهای اف‌بی‌آی دسترسی دارد و هم سابقه عبور از قانون را پشت سر گذاشته است؛ ترکیبی خطرناک که می‌تواند او را به مأموری انتقام‌جو تبدیل کند.

در سوی دیگر، نورا فلشی در اختیار دارد که احتمالاً برای افشای اِد و شبکه‌ای گسترده‌تر از افراد بانفوذ کافی خواهد بود. دنی از پلیس فاصله گرفته، کاترین در زندان است و آلیس باید تصمیم بگیرد با نام‌های فهرست چه کند: آن‌ها را از مسیر قانونی به دام بیندازد یا همان عدالتی را اجرا کند که برای جی ایستون در نظر گرفت.

پایان «Hart Island» پاسخ معمای ایزابل را می‌دهد، اما پرسشی تاریک‌تر به جا می‌گذارد: آیا آلیس با مواجهه با گذشته‌اش در حال درمان شدن است، یا تازه دارد به همان هیولایی تبدیل می‌شود که تمام فصل تعقیبش می‌کرد؟ لبخند کوتاه او نشان می‌دهد پاسخ این سوال احتمالاً آرامش‌بخش نخواهد بود.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا