چرا «Black Sails» انتخابی جذاب برای طرفداران «Game of Thrones» است؟

سیاست بازی خطرناکی است؛ بهخصوص وقتی شمشیر، نبرد و خیانت هم به آن اضافه شود. اگر در «Game of Thrones» تماشای آدمهای جاهطلبی که مدام تصمیمهای فاجعهبارتری میگرفتند شما را پای سریال نگه میداشت، وقتش رسیده به ناسائو سفر کنید. اینجا خبری از تخت آهنین نیست؛ فقط جزیرهای بیقانون، امپراتوری بریتانیا و پناهگاهی برای دزدان دریایی وجود دارد که حتی بر سر معنای آزادی هم توافق ندارند. البته همه معتقدند خودشان باید زمام امور را به دست بگیرند. با این حساب، چه چیزی ممکن است خراب شود؟
تصور رایج از زندگی دزدان دریایی بیشتر با خوشگذرانی گره خورده است: گنجی برای دزدیدن، کشتیهایی برای غارت و فرصتی برای نوشیدن رام، تا جایی که تصمیمگیری عاقلانه به مشکل دیگران تبدیل شود. پس چرا «Black Sails» اینهمه به جلسه، مانور سیاسی و نقشههای پنهانی برای نابود کردن زندگی دیگران علاقه دارد؟ چون این درام چهارفصلی شبکه استارز (STARZ) نکتهای را فهمیده که بسیاری از سریالهای ماجراجویانه از آن غافلاند: مبارزه برای قدرت فقط به پیروزی در نبرد خلاصه نمیشود؛ مهم این است که صبح روز بعد، چه کسی درباره آینده تصمیم میگیرد.

«Black Sails» در سال ۲۰۱۴ با ایدهای وسوسهانگیز آغاز شد: دنیای رمان «Treasure Island» نوشته رابرت لوئیس استیونسن را با دزدان دریایی تاریخی ترکیب کنید، نقش کاپیتان فلینت را به توبی استیونز بسپارید و بعد اجازه بدهید همهچیز پیچیده شود. فلینت میخواهد ناسائو را از سلطه بریتانیا حفظ کند، اما جاهطلبیهایش اعتماد کردن به او را دشوار میکند.
جان سیلور، با بازی لوک آرنولد، جنس دیگری دارد. او در آغاز بیش از هر چیز به فکر زنده ماندن و حفظ منافع خودش است؛ مهارتی که در جایی مثل ناسائو حسابی به کار میآید، چون وفاداری گاهی به اشتباهی بسیار پرهزینه تبدیل میشود.
البته سریال از هیجان دریایی هم کم نمیگذارد. تریلر رسمی «استارز» تصویری از همین جهان پرآشوب ارائه میدهد: کشتیهای عظیم درگیر نبرد میشوند، گلولههای توپ به پرواز درمیآیند و خدمه برای حمله آماده میشوند. چهرههای تاریخی عصر طلایی دزدی دریایی نیز در داستان حضور دارند؛ با تصویرهایی که گاهی واقعگرایانهاند و گاهی بهشدت اغراقآمیز. اگر به نبردهای دریایی و ماجراجویی روی عرشه علاقه دارید، این بخش از سریال بهتنهایی میتواند وسوسهتان کند.

اما غافلگیری اصلی این است که بخش مهمی از کشمکشها دور از کشتیها اتفاق میافتد. النور گاتری میخواهد ناسائو رونق بگیرد، ولی آیندهای که برای آن تصور میکند لزوما با خواسته فلینت یکی نیست. بریتانیاییها به دنبال بازگرداندن اقتدار خود هستند و دزدان دریایی هم هرکدام تصور متفاوتی از شایستگی برای حکومت دارند. ناگهان اداره کردن یک جزیره از تصاحب آن دشوارتر میشود.
همینجاست که مقایسه «Black Sails» با «Game of Thrones» معنا پیدا میکند. هر دو سریال میدانند سیاست زمانی جذاب میشود که هیچکس دستهای پاکی نداشته باشد. تفاوت در میدان بازی است: یکی از پادشاهیهای رقیب و تختی افسانهای میگوید؛ دیگری میپرسد وقتی گروهی قانونگریز بخواهند کشوری بسازند، چه اتفاقی میافتد؟
فلینت برای پیش بردن نقشههایش به اعتماد دیگران نیاز دارد، اما خودش کار را آسان نمیکند. افراد خدمه منافع و کینههای شخصی دارند و دلایلشان برای تردید درباره نیت واقعی کاپیتان کم نیست. در سوی دیگر، سیلور استعداد عجیبی دارد که با حرف زدن خودش را از مخمصه نجات بدهد؛ اینکه بتوان به او اعتماد کرد، بحث دیگری است.
تماشای همکاری این دو یکی از بزرگترین لذتهای سریال است. آنها تا زمانی برای هم ارزش دارند که منافعشان به یکدیگر گره خورده باشد. در ناسائو، همین هم تقریبا دوستی محسوب میشود.
حضور امپراتوری بریتانیا اوضاع را پیچیدهتر میکند. دزدان دریایی آزادی میخواهند، اما وقتی جنگ آغاز میشود، معلوم نیست برداشت مشترکی از آن داشته باشند. فلینت آینده مطلوب خودش را برای ناسائو دارد و النور هم آینده خودش را. عدهای نیز ترجیح میدهند اول ثروتمند شوند و بعد به سیاست فکر کنند. راستش، از ساکنان شهر دزدان دریایی هم نمیشود انتظار داشت مدام جلسه تدوین قانون اساسی برگزار کنند.
بااینحال، همین جاهطلبیهای متضاد به داستان قدرت میدهند. چهار فصل به کینهها فرصت میدهد آرامآرام ریشه بدوانند و اتحادها به دلایلی از هم بپاشند که واقعا اهمیت دارند. شمشیربازیها سرگرمکنندهاند، اما لحظهای که شخصیتی میفهمد روی آدم اشتباهی حساب کرده، گاهی از خود نبرد تماشاییتر است. «Black Sails» در چنین لحظاتی به اوج میرسد: همه میخواهند دنیا را تغییر بدهند؛ مشکل این است که بر سر دنیای بعدی توافق ندارند.
در نهایت، این سریال نشان میدهد ساختن جهانی بهتر چقدر دشوار است، وقتی همه میخواهند پادشاه قلعه باشند؛ یا در اینجا، کاپیتان کشتی. ترکیب دسیسههای سیاسی، خیانتهای بیرحمانه و ماجراجویی در آبهای آزاد، «Black Sails» را به انتخابی جذاب برای طرفداران «Game of Thrones» تبدیل میکند. فقط یادتان باشد در ناسائو اعتماد کمیاب است، وفاداری قابل مذاکره و تصمیمگیری جمعی احتمالا وقتی شروع میشود که هیچکس نقشه گنج را پیدا نمیکند.





