کارتاژ، آنگونه که روم نخواست تاریخ به یاد بیاورد
کتاب تازهای از تاریخدان و باستانشناس ایو مکدونالد، چهره واقعی امپراتوری آفریقاییای را آشکار میکند که توسط روم نابود شد

در حدود سال ۳۱۰ پیش از میلاد، شهر کارتاژ در محاصره آگاتوکلس، فرمانروای یونانی سیراکوز، قرار گرفته بود. مورخ باستان، «دیودور» روایت کرده که مردم کارتاژ برای بازگرداندن لطف خدایان، در اقدامی هولناک، ۲۰۰ کودک را قربانی کردند. اما تا به امروز هیچ شواهد فیزیکی از وقوع چنین مراسم خشونتآمیزی یافت نشده است.
به گفته ایو مکدونالد، تاریخدان و باستانشناس کانادایی-بریتانیایی، این روایت بیشتر به تخیل یک منبع خصمانه برمیگردد تا حقیقت تاریخی؛ چرا که این منبع، در واقع، منشأ رومی داشت—تمدنی که در جنگ سوم پونیکی (۱۵۰ تا ۱۴۶ ق.م) کارتاژ را به کلی از میان برداشت.
کارتاژ در نگاه دشمن
به باور مکدونالد، رهبران روم هرگز نمیخواستند کارتاژیها به چشم انسانهای واقعی دیده شوند، بلکه آنها را همچون دشمنانی وحشی و اسطورهای نمایش دادند تا غرور رومیان را حفظ کنند.
او در کتاب تازه خود «کارتاژ: تاریخ جدید یک امپراتوری باستانی» (Carthage: A New History of an Ancient Empire)، نتایج پژوهشهای باستانشناسی بیست سال اخیر، از جمله تحقیقات شخصیاش را بررسی میکند تا تصویری غنیتر و انسانیتر از این شهر و مردمش ارائه دهد؛ تصویری که برخلاف برداشتهای رسمیِ رومی، پر از ظرافت، خرد و تنوع فرهنگی است.
مکدونالد که پیشتر در سال ۲۰۱۵ کتابی درباره فرمانده افسانهای هانیبال منتشر کرده بود، اکنون تاریخ کارتاژ را از ریشههای فنیقی آن تا دوران فروپاشی بهتصویر میکشد.
دیدو، یا الیسا، بنیانگذار کارتاژ
شاید مشهورترین کارتاژی تاریخ، دیدو باشد—ملکهای که شهر را بنیان نهاد. در زمان زندگیاش، او به نام الیسا شناخته میشد و از شهر تیر در لبنان امروزی به آفریقا آمده بود، حوالی قرن نهم پیش از میلاد. برخی منابع او را خواهر «پیگمالیون»، پادشاه تیر، معرفی کردهاند. نام «دیدو» بعدها توسط تاریخنگاران یونانی ساخته شد و در اثر کلاسیک ویرژیل، انیئید (Aeneid)، برای همیشه جاودانه شد.
مکدونالد در کتابش از مسیر فنیقیهایی میگوید که شهر را بنا کردند، از افسانهها و حقایق مربوط به این زن سیاستمدار هوشمند از تیر تا صعود کارتاژ به قدرتی دریایی و اقتصادی بزرگ، و در نهایت، سقوط آن در برابر روم.
پس از نابودی؛ تمدنی که خاموش نشد
اما بخش شگفتانگیز کتاب مکدونالد مربوط به دوران پس از نابودی کارتاژ است. او روایت میکند که در سده بعد از جنگ، زبان پونیکی و سنتهای نهادهای کارتاژی در شمال آفریقا گسترش یافتند، و به نوعی «دیاسپورای کارتاژی» شکل گرفت؛ بهگونهای که مورخان باور دارند «آفریقا هرگز به اندازه پس از نابودی کارتاژ، پونیکی نبوده است».
با تکیه بر دادههای جدید باستانشناسی، مکدونالد نشان میدهد کارتاژ در دوران جنگ، به منابع طبیعی خود وابسته بود. آزمایشهای ایزوتوپی اخیر نشان میدهد این شهر از معدنهای نقره-سرب داخلی برای حفظ تجارت و اقتصادش بهره میبرد—نشانهای از خودکفایی صنعتی و انعطاف اقتصادی در برابر محاصرهها.
بازسازی چهرهای فراموششده از تاریخ
کتاب مکدونالد اثری جاهطلبانه و جذبکننده است که هم به تاریخ سربازان و ملوانان میپردازد و هم به زندگی فرماندهان و اشراف. او مینویسد: «خاطرههای رومیان تنها یک سوی داستان را تعریف کردند. پیچیدگی این شهر آفریقاییِ بزرگ، پیشرفته و چندفرهنگی—با فناوریهای نوآورانه، جنگجویان شجاع و باورهای مذهبی عمیق—از تاریخ حذف شد.»
بهواسطه علوم جدید و خوانش دوباره متون کهن، تاریخ کارتاژ اکنون با رنگ تازهای تصویر میشود: تمدنی پویا که در آغوش دریای مدیترانه، فرهنگ و قدرت را به هم آمیخت، اما قربانی روایت فاتحان شد. کتاب مکدونالد در واقع یادآوری میکند که تاریخ همواره دیدگاه پیروزان را بازتاب میدهد، مگر آنکه باستانشناسانی چون او بخواهند پرده از چهرهی واقعی تمدنهای خاموش برکشند.





