کلمن دومینگو با ۲ نامزدی امی ۲۰۲۶ درخشید؛ از کمدی «The Four Seasons» تا وداع احساسی با «Euphoria»

کلمن دومینگو امسال با دو نامزدی در جوایز امی، بار دیگر دامنه بازیگریاش را به رخ کشید؛ یک نامزدی برای بازی در فصل دوم «The Four Seasons» نتفلیکس (Netflix) در بخش بهترین بازیگر نقش مکمل مرد کمدی و یک نامزدی دیگر برای حضور افتخاریاش در فصل سوم و پایانی «Euphoria» از اچبیاو (HBO).
دومینگو در گفتوگو با ددلاین این توجه همزمان به دو نقش کاملا متفاوت را «مایه خوشحالی بزرگ» توصیف کرد و گفت: «فکر میکنم تنوع کار همان چیزی است که همیشه امیدوارش بودم؛ اینکه فرصت داشته باشم عضلههای خیلی متفاوتی را به کار بگیرم.» او درباره شخصیت دنی در «The Four Seasons» توضیح داد: «او یک جورهایی در حالوهوای فرهنگ عامه زندگی میکند؛ بامزه و تیز است و خوشحالم که توانستم آن وجه را نشان بدهم.»
او در ادامه درباره علی در «Euphoria» گفت: «علی بهنظرم در قوس کلی «Euphoria» جایگاه ویژهای دارد و واقعا نت پایانی کل فصل و کل سریال بود. فکر میکنم او وجدان داستان است. به نظرم از خیلی جهات، او دعای این دنیاست. بنابراین توانستم به چیزهایی تکیه کنم که برایم عمیقا مهم هستند؛ اینکه چطور درمان پیدا میکنیم و چطور خودمان را از نو تعریف میکنیم.»
نکته جالب اینجاست که دومینگو سال گذشته خبر نامزدی امیاش برای «The Four Seasons» را وقتی شنید که در صحنه فیلمبرداری «Euphoria» حضور داشت و برای آخرین بار نقش علی، حامی و راهنمای رو با بازی زندایا، را بازی میکرد. حالا همان همزمانی به شکلی معنادار تکرار شده و او برای هر دو پروژه نامزد شده است.
نامزدی دومینگو برای «Euphoria» مشخصا به خاطر قسمت پایانی سریال با عنوان «In God We Trust» ثبت شده؛ اپیزودی که در آن علی، رو را پس از اوردوز مرده پیدا میکند و بعد برای گرفتن انتقام سراغ مردی میرود که قرصهای آلوده به فنتانیل را به او رسانده بود؛ شخصیتی به نام آلامو براون با بازی آدواله آکینوی-آگباجه.
دومینگو درباره این صحنههای پایانی گفت: «واقعا از نظر احساسی عمیق بودند.» او توضیح داد که یک قسمت قبلی، بخشی از گذشته علی را هم برای مخاطبان روشن کرده بود؛ گذشتهای که با فقدانهای متعدد و مرتبط با مواد مخدر گره خورده است. به گفته او، همین پیشزمینه باعث شد واکنش علی به مرگ رو، بار احساسی و معنوی بیشتری پیدا کند.
او گفت: «علی در این مسیر آدمهای زیادی را از دست داده و بعد وقتی این فقدان اتفاق میافتد، ما دیدیم از نظر احساسی کجا ایستاده است. به این سمت رفتیم که او یک جورهایی سرد میشود، چون فکر میکنم این اتفاق بیش از حد برایش سنگین است. او کسی است که باید دست به عمل بزند و حس میکند باید به شکلی تازه در خدمت چیزی بزرگتر باشد؛ چیزی که به نظرم برای نجات خودش و رستگاریاش هم هست.»
دومینگو حتی این مسیر را شبیه یک روایت باورمندانه توصیف کرد و گفت: «من عاشق این بودم که به آن فضا تکیه کنم. بخشی از کاری که من و زندایا و سم لوینسن در آن قسمت انجام دادیم، بهنظر خودم از بهترین کارهایی است که تا حالا کردهام. میتوانم خیلی عینی بگویم، چون این نقش همزمان به چیزهایی وصل میشد که برایم آشنا بودند و چیزهایی که کاملا برایم غریبه بودند. اما من را کش داد، به چالش کشید و میدانستم قرار است دکمه نهایی فصل باشد. برای همین، هرچه داشتم گذاشتم.»
دومینگو پیش از این هم برای بازی در «Euphoria» برنده امی شده بود، بنابراین نامزدی دوبارهاش چندان دور از انتظار نبود؛ حتی با وجود فاصله چندسالهاش از این نقش. در میان ۷ نامزدی فصل سوم و پایانی «Euphoria» در هفتاد و هشتمین دوره جوایز امی پرایمتایم، فقط او و زندایا در بخشهای بازیگری نامزد شدهاند؛ نکتهای که نشان میدهد بار احساسی و اجرایی فصل آخر بیش از هر چیز روی این دو بازیگر متمرکز بوده است.
این بازیگر همچنین فاش کرد یکی از اولین کسانی که صبح اعلام نامزدیها با او تماس گرفته، سم لوینسن، خالق «Euphoria» بوده است. دومینگو این تماس را «واقعا زیبا» توصیف کرد. جالب اینکه هر دوی آنها این روزها در اروپا مشغول تعطیلات هستند و دومینگو هم با لحنی آرام و راضی گفت اروپا جای بدی برای باخبر شدن از دو نامزدی تازه از سوی آکادمی تلویزیون نیست.
او درباره برنامهاش برای جشن گرفتن این موفقیت هم گفت: «این روزها دارم آرام پیش میروم و این خیلی خوب است. احتمالا یک غذای خوب میخورم. شاید هم فقط بروم شنا.» دومینگو اضافه کرد که این تابستان فرصتی کمسابقه برای استراحت واقعیاش بوده و میخواهد از این لحظه استفاده کند؛ لحظهای که به گفته خودش، فرصتی برای پایین انداختن شانهها، مکث کردن و دیدن حاصل یک سال کار است.
دو نامزدی همزمان برای «The Four Seasons» و «Euphoria» بیش از هر چیز یک نکته را روشن میکند: کلمن دومینگو حالا فقط یک بازیگر تحسینشده نیست، بلکه به چهرهای تبدیل شده که میتواند هم در یک کمدی پرریتم و محبوب بدرخشد و هم در یک درام تاریک و تراژیک، مرکز ثقل احساسی داستان باشد.





