آیا ویل اسمیت توانسته فیلم Aladdin (علاءالدین) را از یک فاجعه نجات دهد؟!

بعد از دیدن اولین تریلر فیلم علاءالدین ساخته گای ریچی، جزء افرادی بودم که به کلی از موفقیت این اثر ناامید شده بودم، و با دیدن خود فیلم متوجه آشفتگی عظیم این اثر بازسازی شده از یک انیمیشن نوستالژیک تکرار نشدنی شدم. البته عادلانه است اگر بگویم فیلم ریچی نزدیک به فاجعه ای نیست که طرفداران از تریلرهای قبلی آن انتظار داشتند، اما در مجموع این فیلم یک بازسازی قانع کننده و خوب از انیمیشن محبوب دیزنی هم نیست. برخی از اجراهای مرکزی و محکم بازیگران، با یک عامل دلتنگی یا بهتر است بگویم حس نوستالژی غیرقابل انکار ترکیب می شوند تا برخی از نقص های مفهومی این علاءالدین را پوشش دهند. اما شما به عنوان بیننده یا با فیلم از همان ابتدا احساس نزدیکی خواهید کارد و یا دست رد به آن خواهید زد. با چیزی که از بازسازی های دامبو و علاءالدین دیدم به کلی نگران شیر شاه جان فاورو نیز گشته ام چرا که این دو به هیچ وجه به پای نسخه های انیمیشنی خود نمی رسند. در ادامه نگاهی خواهم داشت به نکات منفی و مثبت لایو اکشن علاءالدین ساخته گای ریچی بریتانیایی.

بزرگترین شکایت طرفداران انیمیشن به یاد ماندنی علاءالدین که به حق درست هم در آمده است، انتخاب بد (مروان کنزاری) در نقش شرور اصلی فیلم یعنی جعفر است که به شدت گزینه غیر متناسب و نچسبی است. و متاسفانه ، این شرم آور است که گزارش دهید جعفر در واقع بزرگترین ناکامی فیلم است، عمدتاً به دلیل اینکه کنزاری برای این نقش بسیار نادرست و ناموزون است. گرچه این فیلم به طرز تحسین برانگیزی سعی دارد جعفر را به نسبت طراحی کارتونی و خشن نسخه انیمیشن شخصیتی دلخراش تر ، خوش تیپ تر و حتی جذاب تر جلوه دهد، اما خصوصیات نه چندان جذاب و توانای کنزاری در اجرا و بیان سرد و ساکن دیالوگ ها از او یک مهره شرور بی خاصیت و سطحی ساخته است. این نقش به شدت به یک بازیگر با صدای بم واقعی احتیاج داشت، که دارای یک کاریزمای خیره کننده نیز باشد، چیزی که کنزاری به سادگی از آن بی بهره است. این نقد بیشتر به تیم انتخاب بازیگر مربوط می شود تا کنزاری، اما به هر صورت، این جعفر کاملاً ناامید کننده است.

تقریبا مانند دیگر بازسازی لایو اکشن دیزنی در سال ۲۰۱۷ یعنی دیو و دلبر، علاءالدین جدید نیز در مقایسه با نسخه انیمیشنی اش زمان اجرای قابل ملاحظه ای را تجربه می کند، که شامل چیزی بیشتر از ۱۲۰ دقیقه است که حدود ۴۰ دقیقه بیشتر از نسخه انیمیشنی خود است. در حالی که این امر می تواند به ریچی اجازه دهد تا مجموعه های داستانی مختلف را بهبود ببخشد و شخصیت پردازی را عمیق تر کند، اما دقیقاً مانند Beauty and the Beast این زمان به شکلی بی نتیجه هدایت و صرف حوادث بی خاصیت و سکانس های اکشن نه چندان جالب شده است. و همچنین فیلم هیچ نکته جدیدی را نیز به نسبت زمان بیشترش ارائه نمی دهد. و همین باعث می شود اثر شبیه یک شعار کوچک احساس شود. یکی از ایرادات فیلم زمان ۴۰ دقیقه ای ابتدای این اثر سینمایی است که جدای از کندی باعث می شود بینندگان برای دیدن جنی با بازی خوب ویل اسمیت معطل بمانند. اینجاست که می توان گفت کارگردان می توانست خیلی حوادث ابتدای فیلم را کم رنگ تر جلوه دهد. موارد و مسائل مطرح شده در زمان زیاد و استفاده نشده فیلم به نسبت نسخه انیمیشنی اصلا پتانسیل چیزی بیش از دو ساعت را نداشته است.

گای ریچی همیشه به عنوان یک نویسنده-کارگردان که همیشه کیفی پر از مخلوطی از ایده و ترفند دارد شناخته می شود، بنابراین جای تعجب نیست که فیلمنامه وی – که با جان آگوست به رشته تحریر در آمده است کمی بیش از حد به همه جا سرک کشیده است و گاهی دچار آشفتگی می شود. اغراق نیست اگر بگوییم دو سوم فیلمنامه از نمایشی مشتمل بر اعمال بداعه و ناگهانی بازیگران تشکیل شده است، که به شدت ضعیف و کم مایه است که حس و حال ندارند و کاملا بی برنامه پیش می روند. مخاطب هرگز در فیلم شاهد یک خط و خطوط پر کشش داستانی با دیالوگ های پر مغز رد و بدل شده نمی باشد. و شخصیت ها گاهی با دیالوگ های پیش پا افتاده و نه چندان گیرا با یکدیگر به گفت و گو می پردازند. در مجموع در این فیلم شاهد دیالوگ های ماندگار یا پخته ای نیستیم که بتوان به آن رجوع کرد و این مستقیم به فیلمنامه آشفته فیلم مربوط می شود.

اگر علاءالدین چیزی کاملاً واضح و روشن بیان کند ، این است که گای ریچی کاملاً کارگردانی است که فیلمسازی با بودجه پایین برایش مناسب تر است. در بین این فیلم و فیلم قبلی اش ، پادشاه آرتور: افسانه شمشیر ، او به وضوح در تلاش است تا صدای خود و امضای کارگردانی اش را پای هر فیلم بلاک باستری اش بگذارد، و محصول نهایی بی نظیری را بدست آورد. اما متاسفانه هر بار کارش خراب تر از قبل می شود، و در علاءالدین بدی کارگردانی او بیشتر از هر کجا به چشم می آید. اولین چیزی که در هدایت فیلم به چشم می خورد ویرایش کثیف و متناقض فیلم است، همراه با سکانس های اکشن تقطیع شده و گفت و گو های شلوغ و نامناسب که اعصاب بیننده را خراب می کنند. دقیقا مانند فیلمنامه هیچ صحنه ای از فیلم ماندگار و یا به یاد ماندنی در نیامده است، و همه چیز کاملا بی روح ساکن احساس می شوند.

علیرغم اینکه علاءالدین به وضوح از بودجه عظیمی استفاده می کند ، کیفیت جلوه های بصری کاملاً مضحک و متناقض است. برای این که عادلانه قضاوت کرده باشم، باید بگویم لحظاتی از شکوه و جلال دیجیتالی خالص وجود دارد که در غار Genie بسیار چشمگیر است، اما حتی در وسط همین صحنه ها VFX می تواند در یک لحظه از حالت خوب به افتضاح تغییر کند. اگر جلوه های ویژه جنی را بررسی کنیم باید بگوییم کار های دیجیتالی بر روی او بعضی اوقات فوق العاده به نظر می رسند ، اما لحظاتی بعد ممکن است شبیه یک آش شله قلم کار شود که ویل اسمیت را به یک دکل CGI وصل کرده است. اما بزرگترین ضعف فیلم در بخش جلوه های بصری بدون شک سکانس نهایی فیلم است، که شامل یک تعقیب و گریز سحرآمیز و تغییرات خاص دیجیتالی در وسعت بالا می شود. و همین جاست که اثرات مبهم دیجیتالی و استفاده شدن از پرده سبز به وضوح معلوم است و حتی گاهی باعث خنده من بیننده می شود. تغییرات پایانی جعفر به شدت کارتونی و سطحی به نظر می رسند، که شاید تولید آن به پول و یا وقت بیشتری نیاز داشته است. بنابراین ، علاءالدین در این بخش عالی یا حتی واقعاً خوب هم نیست ، اما مطمئناً افتضاح هم نیست – و اینجا همه چیز معمولی به نظر می رسد.

هر چند حرف و حدیث های ضد و نقیض در مورد بازی ویل اسمیت در نقش جنی بسیار زیاد بود و بعد از نمایش تریلر اول فیلم انتقاد های فراوانی به شمایل اسمیت نیز وارد شد، اما با نمایش فیلم معلوم شد تمام آن ها مهم نیستند چرا که اسمیت به راحتی سرگرم کننده ترین جنبه کل فیلم است. در حالی که دیدن جنی و ویل اسمیت برای اولین بار در فیلم کمی طول می کشد، ولی از لحظه ای که شاهد جنی می شویم به کلی لحن فیلم از این رو به آن رو می شود. جنی هر بار که بر روی پرده حاضر می شود ، کاریزماتیک تر از حد طبیعی است و به اسمیت این اجازه را می دهد تا شاید یکی از بهترین عملکرد های دوران بازیگری خود را ارائه دهد. لحظات حضور ویل اسمیت در نقش جنی فیلم را پرشور خوش آهنگ و به شدت شاد و سرگرم کننده می کند، جنی برای فیلم حکم یک انفجار سرگرمی را دارد که ببننده را مجذوب خود می کند. اسمیت در این سال ها کم تر نقش پر رنگ داشته است و حالا در علاءالدین و با شمایل آبی رنگ و زیر پوشش اعمال بصری به یک پدیده جذاب و سوپر استار گونه تبدیل شده است. و مهمتر از همه، او این حس را دارد که سعی نکند از جنی محبوب رابین ویلیامز تقلید کند یا آن را به شکلی دیگر انجام دهد، نسخه ویل اسمیت یک جانور بسیار متفاوت و به همان اندازه معتبر است.

با وجود تمام نقص ها و شکاف ها، این فیلم توانسته است قلب و روح آهنگ های میخکوب کننده فیلم انیمیشنی را تکرار کند و یاد و خاطره آن نواهای نوستالژیک را برای بیننده زنده نگاه دارد. طرفداران این فیلم می توانند با خیال آسوده به آهنگ ها و قطعات موزیکال این فیلم گوش فرا دهند و لذت ببرند، بدون هیچ گونه حواس پرتی و خسته کنندگی این قطعات شما را جذب خواهند کرد. بعضی از قطعات کلاسیک با شمایل جدید و شیک دوباره اجرا شده اند که کماکان عطر و طعم جدید و قدیم را با یکدیگر دارند. قطعات جدید نیز خوب از آب در آمده اند و به خصوص قطعه تک موزیکال Speechless که توسط نائومی اسکات اجرا می شود به خاطر پیام های فیمینیستی اش بسیار مورد توجه قرار گرفته است. تصاویر و سکانس های موزیکال فیلم نیز آن قدر شکوه و زیبایی بصری دارند که چشم بینندگان را همانند گوش هایشان به خود جذب کند. گرچه فیلم ریچی یک کپی تقریبا طولانی از نسخه انیمیشنی است، اما شامل یک بروزرسانی برای مخاطبان معاصر نیز می باشد. گرایش فیمینیستی ریچی به شخصیت یاسمین چیزی است که به خاطر مد روز به این فیلم اضافه شده است. اما در نتیجه باید بگویم انیمیشن علاءالدین یک تصویر متحرک خلاقانه بود، که دوره جدیدی از انیمیشن های با کمک CG و شیرین کاری بازیگران را کلید زد که جسورانه و مهیج بود. اما بازسازی گای ریچی هرچند خیلی با انیمیشن تفاوت ندارد، اما این فیلم هنوز هم مثل یک تفسیر کاملاً غربی از یکی از قصه های هزار و یک شب است که تنها بازیگران رنگین پوست در آن حضور دارند. اگر خیلی سخت گیر نباشید (اگرچه احتمالاً باید باشید) ، بازسازی “علاءالدین” ممکن است شما را سرگرم کند. اما با تماشای فیلم اصلی بیشتر سرگرم خواهید شد، یا با رفتن به یک پیاده روی سبک در پارک و در زندگی واقعی، یا چه بهتر است کمی به باغبانی باغچه خود بپردازید، و یا با حل یک جدول معما گونه کلمات مجهول خود را سرگرم کنید.

منبع اریا مووی

قبلی «
بعدی »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دسته‌ها