آدام درایور در فستیوال ونیز از فرش قرمز تا انتقاد از نتفلیکس و آمازون

آدام درایور و مایکل مان در دومین روز فستیوال ونیز هشتادم حاضر شدند. این دو فیلم فراری (Ferrari) را در ونیز دارند.
این فیلم در تابستان سال ۱۹۵۷ میگذرد، زمانیکه فراری دچار بحران است و ورشکستگی کمپانی فراری که انزو و همسرش ده سال برای آن کوشیدند را تهدید میکند. درایور در این فیلم نقش انزو فراری، پنهلوپه کروز نقش لورا همسر انزو و شیلین وودلی نقش معشوقه او لینا لاردی را بازی میکنند.

پیش از این افتتاحیه عوامل و بازیگران فیلم در یک کنفرانس مطبوعاتی حضور پیدا کردند. درایور ابراز خرسندی بابت حضور در این جشنواره نشان داد هرچند یاداور شد:
باعث افتخار است که نماینده فیلمی هستم که بخشی از اتحادیه تهیهکنندگان سینما و تلویزیون (AMPTP) نیست و میتوانم رهنمودهای اتحادیه بازیگران (SAG-AFTRA) را به کار برم و این تاکتیکی مؤثر طبق توافقی موقت است.
او افزود «دیگر دلی این است که چرا کمپانیهای پخشکننده کوچکتری مانند نئون و استیایکس میتوانند خواستهها را برآورده اما یک کمپانی بزرگ مانند نتفلیکس و آمازون نمیتواند؟» و گفت؛
کاملاً با اتحادیه بازیگران و نویسندگان اعلام همبستگی میکنم. با چشمپوشی از بخش زیادی از دستمزدها موفق شدهاند تا این فیلم را بسازند. هیچ استودیوی بزرگی برای ما چکی امضاء نکرد، به همین دلیل است که با هر دو اتحادیه هم پیمانیم.
پاتریک دمپسی در مورد فیلم گفت:
فراری بهترین فیلمنامهای بود که درباره دنیای مسابقات اتومبیلرانی خواندم.
درایور گفت:
آن دوره از زندگی انزو فراری موضوعی بود که خیلی دربارهاش نمیدانستم و به نظرم هیجانانگیز و ترسناک بود اما همکاری دوباره با وجود مایکل مان تصمیم آسانی بود.
مان داستان فراری را عمیقا انسانی توصیف کرد:
وقتی به شخصیتی پویایی و اپرایی مانند او مواجه میشوید، هرچه عمیقتر بنگرید همگانیتر میشود. و اینکه بخشهای زیادی از وجودش در تقابل با یکدیگر بودند برای من قابل درک است.
درایور که برخلاف دمپسی به او اجازه رانندگی ندادند اضافه کرد:
به خاطر مسائل بیمه به من اجازه رانندگی نمیدادند. فیلمسازی مثل معجزه بود وقتی اجازه نمیدادند به گرانقیمتترین وسیله دست بزنم. اما سخت است که نگاهی فلسفی به یک موتور نداشته باشیم. شمار قطعاتی که در کنار هم قرار گرفتند به فیلم شباهت دارد. باعث میشود به این درک برسید که چه چیزهای زیادی ممکن است خراب شوند.
او در ادامه خودروها را به یک اثر هنری متحرک یا ساعت راندنی تشبیه کرد.






