ابهام درباره استفاده از هوش مصنوعی در «Ink» دنی بویل
نمایش کوتاه و بیشازحد صیقلیِ مارگارت تاچر و برادران کری در فیلم تازه دنی بویل، گمانهزنیها درباره استفاده از تصاویر تولیدشده با هوش مصنوعی را بالا برده است؛ هرچند هنوز تأیید رسمی در کار نیست.

«Ink» ساخته دنی بویل با یک حاشیه تازه روبهرو شده است؛ اینبار نه بر سر داستان یا بازیها، بلکه بهدلیل چند تصویر کوتاه از چهرههای تاریخی. لوک هرفیلد، منتقد سینما، چند روز پیش پس از تماشای فیلم نوشت که بزرگترین «رسوایی» اثر شاید استفاده از تصاویری باشد که به نظر میرسد با هوش مصنوعی از برادران کری و مارگارت تاچر ساخته شدهاند.
این واکنش خیلی زود در فضای آنلاین بازتاب پیدا کرد. برخی تماشاگرانی که فیلم را دیدهاند نیز به حضور بسیار کوتاه تاچر اشاره کردهاند؛ حضوری که ظاهراً کمتر از ۱۰ ثانیه طول میکشد، اما چهره او بهقدری شبیه شخصیت واقعی و در عین حال بیشازحد بینقص و غیرانسانی به نظر میرسد که تردیدها را برانگیخته است. با این حال، این ظاهر غیرعادی میتواند حاصل جلوههای ویژه رایانهای ضعیف یا انتخابی ناموفق در بازسازی دیجیتالی چهره باشد، نه لزوماً استفاده از هوش مصنوعی مولد.
هرفیلد بعدتر لحن ادعای اولیهاش را تعدیل کرد و توضیح داد آنچه نوشته، واکنشی لحظهای به تصویری بوده که «شبیه» خروجی هوش مصنوعی به نظر میرسیده است؛ نه ادعایی قطعی درباره شیوه تولید آن. همین احتیاط ضروری است، چون تا این لحظه سازندگان «Ink» یا عوامل تولید، استفاده از هوش مصنوعی برای ساخت تصاویر تاچر یا برادران کری را رسماً تأیید نکردهاند.
با این همه، نکتهای که به گمانهزنیها وزن بیشتری داده، اطلاعات درجشده در صفحه آیامدیبی فیلم است. نام دیلن نیکولز در عوامل «Ink» با عنوان سرپرست و تهیهکننده جلوههای بصری هوش مصنوعی مولد دیده میشود. صفحه لینکدین او نیز مشارکتش در این پروژه را تأیید میکند. این دادهها بهتنهایی مشخص نمیکنند که هوش مصنوعی دقیقاً در کدام بخشهای فیلم و با چه کارکردی به کار رفته، اما نشان میدهد احتمال حضور این فناوری در فرایند تولید را نمیتوان بهسادگی کنار گذاشت.
هوش مصنوعی پیش از این هم، اغلب بدون اطلاعرسانی اولیه، به برخی تولیدات بزرگ راه پیدا کرده است. از «Supergirl» تا «The Ice Cream Man»، نمونههایی وجود دارد که بحث استفاده از AI در آنها پس از آشکارشدن جزئیات فنی یا واکنش عوامل تولید شکل گرفت. مسئله اصلی، پنهانکاری پیرامون این فناوری است؛ مخاطبان معمولاً زمانی از کاربرد آن باخبر میشوند که نشانهای در تیتراژ، شبکههای اجتماعی یا اطلاعات عوامل پروژه پیدا شود.
البته استفاده از ابزارهای هوشمند در جلوههای بصری لزوماً به معنای جایگزینشدن کامل هنرمندان، بازیگران یا گروههای فنی نیست. مرز میان جلوههای ویژه متعارف، فناوریهای یادگیری ماشینی و هوش مصنوعی مولد هر روز مبهمتر میشود. با این حال، وقتی پای بازسازی چهره انسانهای واقعی و شخصیتهای تاریخی به میان میآید، پرسشهای اخلاقی و هنری جدیتر میشوند: تصویر تا چه اندازه واقعیت را بازنمایی میکند و از کجا به شبیهسازیای بیروح و بالقوه گمراهکننده تبدیل میشود؟
ماجرای «Ink» فعلاً در حد پرسشی بیپاسخ باقی مانده است، نه یک اتهام اثباتشده. اما همین ابهام نشان میدهد که هالیوود وارد مرحلهای شده که تماشاگران دیگر فقط به داستان روی پرده نگاه نمیکنند؛ آنها به منشأ تصاویر هم دقت دارند. در دورانی که هوش مصنوعی ممکن است آرام و بیسروصدا وارد پروژهها شود، شفافیت سازندگان میتواند به اندازه کیفیت خودِ جلوه ویژه، تعیینکننده اعتماد مخاطب باشد.





