برای دریافت سریع‌تر اخبار ما، سایت را در گوگل دنبال کنید

دنبال کردن ...
سینما و تلویزیون

انفجار زودهنگام پل در «خوب، بد، زشت»؛ اشتباهی که دوربین‌ها ثبت نکردند

قرار بود همه‌چیز با یک فرمان هماهنگ پیش برود: دوربین‌ها بچرخند، مواد منفجره فعال شوند و پلی عظیم مقابل چشم سرجیو لئونه فروبریزد. اما پل زودتر منفجر شد؛ آن‌قدر زود که دوربین‌ها هنوز آماده ثبت صحنه نبودند.

این ماجرا، بنا بر روایت‌های شناخته‌شده از پشت‌صحنه «خوب، بد، زشت»، یکی از پرهزینه‌ترین اشتباهات تولید فیلم بود؛ اشتباهی که پایانش، خوشبختانه، به همان تلخی آغازش نماند.

پلی که فقط دکور نبود

«خوب، بد، زشت» محصول ۱۹۶۶ و سومین فیلم از مجموعه‌ای است که به «سه‌گانه دلار» شهرت دارد. سرجیو لئونه با حضور کلینت ایستوود، لی وان کلیف و ایلای والاک، داستان سه مرد را روایت می‌کند که در میانه جنگ داخلی آمریکا به دنبال گنج می‌گردند.

در بخشی از فیلم، شخصیت‌ها به پلی می‌رسند که نیروهای دو طرف جنگ برای تصرف آن می‌جنگند. بلوندی و توکو تصمیم می‌گیرند پل را منفجر کنند تا بتوانند از این مانع عبور کنند و به جست‌وجویشان ادامه دهند.

اما این پل فقط وسیله‌ای برای جلو بردن داستان نیست. در نگاه تلخ فیلم، سازه‌ای که هر روز جان انسان‌ها برایش از دست می‌رود، به نمادی از بیهودگی جنگ تبدیل می‌شود؛ چیزی که حفظ‌کردنش از زندگی آدم‌ها مهم‌تر شده است.

همکاری ارتش اسپانیا برای یک انفجار واقعی

بخش‌های مهمی از فیلم در اسپانیا ساخته شد و برای صحنه‌های جنگی نیز از همکاری ارتش این کشور استفاده شد. سکانس پل در منطقه بورگوس فیلم‌برداری شد؛ جایی که باید سازه‌ای بزرگ ساخته می‌شد و سپس در یک انفجار واقعی از بین می‌رفت.

این صحنه متعلق به دورانی بود که خبری از امکانات امروزی جلوه‌های بصری دیجیتال نبود. اگر انفجار درست ثبت نمی‌شد، نمی‌شد با یک برداشت ساده دیگر اشتباه را جبران کرد؛ اول باید دوباره پلی وجود می‌داشت!

به همین دلیل، هماهنگی میان گروه دوربین و مسئولان انفجار اهمیت حیاتی داشت. همه‌چیز باید در همان چند ثانیه درست پیش می‌رفت.

انفجار پیش از آماده‌شدن دوربین‌ها

طبق روایت رایج پشت‌صحنه، سوءتفاهم در ارتباطات باعث شد فرمان انفجار زودتر از موعد اجرا شود. پل منفجر شد، اما دوربین‌ها هنوز برای ثبت برداشت موردنظر در حال کار نبودند.

همچنین بخوانید...
فیلم جدید کلینت ایستوود ، جشنواره توکیو را افتتاح کرد

جزئیات این اتفاق در منابع مختلف یکسان نقل نشده است. در برخی روایت‌ها، یک افسر اسپانیایی علامت را اشتباه متوجه می‌شود؛ در بعضی دیگر، سوءبرداشت از پیام گروه تولید عامل حادثه معرفی شده است. بنابراین، نمی‌توان با اطمینان گفت یک کارمند مشخص، پس از شنیدن «کلمه‌ای نامرتبط در بی‌سیم»، شخصاً دکمه را فشرده است.

آنچه در روایت‌ها مشترک است، خودِ فاجعه است: پل از بین رفت، بی‌آنکه برداشت لازم از انفجار ثبت شده باشد.

می‌توان تصور کرد این لحظه برای لئونه و گروهش چقدر تلخ بوده است. روزها آماده‌سازی، ساخت‌وساز و هماهنگی، در چند ثانیه دود شده بود؛ آن هم بدون تصویری که قرار بود حاصل تمام این زحمت‌ها باشد.

فرصت دوباره؛ پل از نو ساخته شد

بر اساس روایت‌های متداول، ارتش اسپانیا پذیرفت پل را دوباره بسازد. در بعضی نقل‌ها آمده است که این همکاری با درخواستِ مجازات‌نشدن فرد مسئول همراه بود و بازسازی نیز بدون دریافت هزینه انجام شد.

درباره مدت بازسازی هم عدد سه روز زیاد تکرار می‌شود.

سرانجام پل دوباره ساخته شد و این بار، انفجار مقابل دوربین‌ها اتفاق افتاد. سکانسی که می‌توانست به یک شکست پرهزینه تبدیل شود، جای خود را در یکی از مشهورترین وسترن‌های تاریخ پیدا کرد.

چرا این اشتباه هنوز شنیدنی است؟

جذابیت ماجرا فقط در خراب‌شدن یک برداشت نیست؛ در تفاوت میان چیزی است که تماشاگر می‌بیند و تلاشی که پشت آن پنهان می‌ماند.

روی پرده، پل در چند ثانیه فرومی‌ریزد. پشت پرده، همان چند ثانیه حاصل ساختن، اشتباه‌کردن و دوباره ساختن است. شاید به همین دلیل این خاطره هنوز زنده مانده: یادآوری می‌کند حتی در فیلمی با این عظمت، همه‌چیز طبق نقشه پیش نمی‌رود.

گاهی یک صحنه ماندگار، پیش از آنکه درست ساخته شود، یک‌بار تمام‌وکمال از دست می‌رود.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا