دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
نقد و بررسی

بررسی فیلم کایوت در برابر اکمی (Coyote vs. Acme)؛ دادخواهی گرگ صحرا علیه سرمایه‌داری

کمتر پیش می‌آید که حواشی پشت‌صحنه‌ی تولید یک اثر، بازتابی بی‌نقص و آینه‌وار از درون‌مایه‌ی داستانی خود آن فیلم از آب دربیاید؛ اما فیلم «کایوت در برابر اکمی» (Coyote vs. Acme) دقیقا در همین نقطه به یک شگفتی تاریخی در سینمای مدرن تبدیل شد. داستان از جایی جنجالی شد که مدیران شرکت برادران وارنر تصمیم گرفتند این پروژه‌ی تکمیل‌شده‌ی ۷۰ میلیون دلاری را صرفا برای بهره‌مندی از معافیت مالیاتی و سود مقطعی به بایگانی بسپارند و آن را نابود کنند. با این حال، واکنش خشمگینانه‌ی جامعه‌ی سینمایی، موج حمایتی هنرمندان با هشتگ نجات کایوت در برابر اکمی و طعنه‌ی ماندگار اریک بائوزا در مراسم جوایز آنی، چنان فشاری ایجاد کرد که در نهایت استودیوی مستقل کچاپ اینترتینمنت حق پخش آن را خرید و راهی پرده‌ی نقره‌ای کرد. فروش درخشان ۱۵.۴ میلیون دلاری در افتتاحیه و شکست دادن بلاک‌باستر جدید ریدلی اسکات، شیرین‌ترین پاسخی بود که تماشاگران می‌توانستند به تصمیمات سودمحور هالیوود بدهند.

فیلمنامه Coyote vs. Acme که با همکاری سمی برچ و جیمز گان بر اساس مقاله‌ی طنز و خواندنی یان فریزر در مجله‌ی نیویورکر نوشته شده، یک ایده‌ی ابزورد و کاریکاتوری را به درامی حقوقی به سبک کلاسیک‌های فرانک کاپرا گره می‌زند. گرگ صحرایی بخت‌برگشته، یعنی همان وایل ای. کایوت که دهه‌هاست در سودای شکار رود رانر یا میگ‌میگ موشک‌ها و تله‌های مختلف را امتحان کرده و همیشه منفجر شده، این بار دست به شورش می‌زند. او به جای تسلیم شدن در برابر سرنوشت محتومش، تصمیم می‌گیرد با استخدام یک وکیل انسانی شکست‌خورده به نام کوین به مصاف ابرشرکت اکمی برود؛ شرکتی غول‌آسا که با انحصار کامل بر بازار، محصولات معیوب و مرگبارش را بدون پاسخگویی به مشتریان قالب می‌کند.

ارزش مضمونی «کایوت در برابر اکمی» در هوشمندی سازندگان برای خلق یک متا-طنز عمیق نهفته است. نبرد وایل ای. کایوت و وکیلش در برابر وکیل خوش‌دوخت و شرور اکمی با بازی فوق‌العاده‌ی جان سینا، فقط یک شوخی فانتزی نیست؛ بلکه استعاره‌ای بُرنده از مبارزه‌ی طبقه‌ی فرودست علیه استثمار شرکت‌های انحصارطلب است. فیلم به زیبایی یادآوری می‌کند که چگونه برندهای بزرگ حتی با علم به نقص مرگبار کالاهایشان، هزینه‌ی پرداخت غرامت در دادگاه را کمتر از فراخوان و تعمیر محصولات می‌دانند و جان مصرف‌کننده را فدای حاشیه‌ی سود می‌کنند. این درونمایه‌ی گزنده به شکلی معجزه‌آسا با طنز کارتون‌های لونی تونز تلفیق شده تا تماشاگر بدون حس شعارزدگی، درگیر این مبارزه‌ی نابرابر شود.

کارگردانی دِیو گرین در ایجاد تعادل میان دنیای رئال و ساختار کارتونی شاهکار کرده است. تیم جلوه‌های ویژه با همراهی استودیوی دی‌ان‌ای‌جی و تکنیک اسکچ‌ویز، کاراکترهای دوبعدی کلاسیک مثل باگز بانی، دافی داک، توییتی و فوگهورن لگ‌هورن را بدون استفاده از بافت‌های سه‌بعدی سنگین و براق، کاملا منطبق بر طراحی‌های نوستالژیک چاک جونز و تگز ایوری در محیط واقعی بازسازی کرده‌اند. فیلم همان حس جادویی شاهکار «چه کسی برای راجر رابیت پاپوش دوخت؟» را زنده می‌کند؛ جایی که تعامل فیزیکی میان کاراکتر انیمیشنی و بازیگران زنده چنان باورپذیر و روان است که بعد از چند دقیقه، تماشاگر حضور یک گرگ کارتونی صامت را در راهروهای سرد دادگاه کاملا واقعی می‌پندارد.

در بعد احساسی، Coyote vs. Acme فراتر از یک کمدی بزن‌بکوب ظاهر می‌شود. شیمی میان ویل فورته در نقش کوین و وایل ای. کایوت فوق‌العاده از آب درآمده؛ هر دو بازندگانی آسیب‌دیده هستند که زیر بار تحقیر و شکست‌های متوالی کمر خم کرده‌اند اما حاضر نیستند تسلیم شوند. بازی درخشان لانا کاندور و حضورهای افتخاری جذابی چون لوئیس گازمن به عنوان قاضی، غنای بازیگری فیلم را دوچندان کرده است. تماشای گرگی که مانند اسطوره‌ی سیزیف بارها تخته‌سنگ را تا قله برده و سقوط کرده، این بار نه نشانه‌ی بلاهت، بلکه بازتابی از امید لایتناهی و استقامت روح انسان در مواجهه با سیستم‌های فاسد تلقی می‌شود. استفاده از پلاکاردها و زبان بدن کمیک وایل ای. کایوت با ادای دین به میراث کندی مایلو و صداپیشگان قدیمی، لحظاتی پر از بغض و خنده می‌آفریند.

البته اثر خالی از اشکال نیست؛ ریتم فیلم در یک‌سوم میانی و حین پرداختن به برخی جزئیات کش‌دار تشریفات دادرسی اندکی کند می‌شود و شاید کوتاه کردن ده دقیقه از زمان فیلم می‌توانست ضرب‌آهنگ نهایی را بسیار کوبنده‌تر کند. با این حال، صحنه‌های اکشن دادگاهی و سکانس نهایی بازسازی شده از سقوط در دره با موشک‌های زنجیره‌ای اکمی، چنان هیجان‌انگیز و خنده‌دار طراحی شده‌اند که مخاطب این افت مقطعی را به راحتی نادیده می‌گیرد.

«کایوت در برابر اکمی» نه تنها یک کمدی نبوغ‌آمیز، ارجاع‌محور و وفادار به سنت طلایی کارتون‌های کلاسیک است، بلکه در تاریخ سینما به عنوان بیانیه‌ای جسورانه علیه سودپرستی استودیوها ثبت خواهد شد؛ اثری که نشان داد کایوت حتی اگر در بیابان شکارش را گم کند، در صحن دادگاه و قلب تماشاگران پیروز قطعی میدان است.

امتیاز - ۷٫۲

۷٫۲

امتیاز کاربران: اولین نفری باشید که امتیاز می دهد!

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا