تولد یک وسترن از دل ریسک و کمپولی؛ نیتن گرابز از ساخت «Cowboy» و شرط بستن روی خودش گفت

فیلم مستقل «Cowboy» برای نیتن گرابز فقط یک نخستین تجربه کارگردانی نبود؛ این پروژه برای او به مسیری شخصی، فرساینده و در عین حال تعیینکننده تبدیل شد؛ مسیری که به گفته خودش، با «شرط بستن روی خودش» پیش رفت. این وسترن نوآر جنوبی که به تازگی در جشنواره ریندنس (Raindance) لندن به نمایش درآمد، از همان ابتدا با مدل معمول تامین سرمایه در سینمای مستقل آمریکا فاصله داشت و در عمل، مرحله به مرحله ساخته شد.
گرابز که هم کارگردانی فیلم را بر عهده داشته و هم نقش اصلی را بازی میکند، در گفتوگو با ورایتی توضیح داد که بزرگترین مانع برای جمع کردن سرمایه، بیش از هر چیز خودش بوده است. او گفت: «راستش بزرگترین چالش در جمع کردن سرمایه، خودم بودم. باید تبدیل به این شخصیت میشدم، چکمههای کابویی را میپوشیدم و روی خودم شرط میبستم؛ از خیلی جهات، انگار همه چیزم را وسط گذاشته بودم.» این تعبیر «شرط بستن روی مزرعه» در فرهنگ آمریکایی، کنایه از ریسک کامل و بیبازگشت است؛ یعنی فرد تقریبا همه داشتههایش را برای رسیدن به یک هدف وسط میگذارد.
«Cowboy» با تهیهکنندگی روبیکان اینترتینمنت (Rubicon Entertainment) ساخته شده و فیلمنامه آن را جاشوا رایان دیتز، جف هافمن و کریس سیورتسن نوشتهاند. گروه سازنده به جای آنکه منتظر یک بسته مالی کامل بمانند، تصمیم گرفتند کار را آغاز کنند و فیلم را بخش به بخش جلو ببرند. گرابز درباره این روند گفت: «من و چند نفر از دوستانم یک ریسک بزرگ کردیم. فیلم را فصل به فصل گرفتیم و همانطور که جلو میرفتیم، برایش شتاب و انرژی میساختیم. وقتی بقیه دیدند با پول خیلی کم داریم چه کاری انجام میدهیم، هیجان بیشتر شد.»
همین شیوه تکهتکه در تولید، به شکلی جالب با جهان داستانی فیلم هم همسو شده است. «Cowboy» یک وسترن امروزی را به نیواورلئان میبرد؛ جایی که شخصیت اصلی، جونو، کهنهسربازی است که به سراغ سرقت میرود، اما یک سرقت نافرجام او را راهی زندان میکند. او پس از آزادی، با هویتی جعلی در همان مزرعه اسبی مشغول به کار میشود که زمانی قصد سرقت از آن را داشت و در آنجا با ایو، با بازی الکساندرا اسو، وارد رابطه میشود؛ زنی که در جریان همان جرم، بیناییاش را از دست داده است.
گرابز توضیح داده که نسخههای اولیه فیلم اصلا برای کالیفرنیا طراحی شده بودند. حتی در طرح اولیه، تعقیبوگریز مهمی در بستر سیمانی رودخانه مشهور لسآنجلس اتفاق میافتاد. او گفت: «این استعاره را دوست داشتم؛ اینکه کسی در پایینترین نقطه زندگیاش باشد، واقعا در کف رودخانه، و بعد در فاصلهای کوتاه به کوهستان، طبیعت، اسبها و فضای باز برسد.»
اما وقتی تولید به لوییزیانا منتقل شد، فیلم هویت بصری تازه و شخصیتری پیدا کرد؛ تغییری که از نگاه گرابز نهتنها یک عقبگرد نبود، بلکه به امضای اثر تبدیل شد. به جای رودخانه، خطوط راهآهن وارد تصویر شدند و به جای کوهها و دشتهای خشک کالیفرنیا، مزرعهها، درختان بلوط زنده و خزههای اسپانیایی فضای فیلم را شکل دادند. او گفت: «لوییزیانا زبان بصری فیلم را عوض کرد، اما به شکل زیبایی. به فیلم هویت منحصربهفردی داد و چون خودم اهل لوییزیانا هستم، ماجرا خیلی شخصی شد.»
این پیوند شخصی در نهایت باعث شد گرابز کارگردانی فیلم را هم خودش به دست بگیرد. او در ابتدا فقط قرار بود نقش اصلی را بازی کند، اما سالها تاخیر، جابهجایی برنامهها و اختلالهای ناشی از همهگیری کرونا، کمکم او را به مهمترین فرد برای حفظ چشمانداز پروژه تبدیل کرد. به گفته خودش: «با گذشت زمان، من تبدیل شدم به کسی که بیشتر از همه مسئول محافظت از چشمانداز فیلم و رساندنش تا خط پایان بود. اگر لازم بود برداشتهای تکمیلی بگیریم یا بخشی ناتمام مانده بود، میدانستم که من باز هم برمیگردم. همین مسئولیت در نهایت من را به سمت کارگردانی هم برد.»
گرابز از سم پکینپا، برادران کوئن و ژاک اودیار به عنوان تاثیرگذارترین فیلمسازان بر این پروژه نام برده؛ فیلمسازانی که به خاطر پرداخت ابهام اخلاقی، اتمسفر و جهان جنایی آثارشان شناخته میشوند. با این حال، او تاکید کرده که هدفش تقلید مستقیم نبوده است. او گفت: «هدف هیچوقت این نبود که چیزی را کپی کنم. میخواستم به فیلمهایی که من را ساختهاند ادای احترام کنم، اما در عین حال چیزی بسازم که شخصی باشد و از تجربه زیسته خودم بیاید.»
یکی از نکات قابل توجه در تولید «Cowboy»، نقش حمایت محلی در لوییزیانا بوده است؛ عاملی که در بسیاری از پروژههای مستقل، عملا حکم ستون فقرات تولید را دارد. به گفته گرابز، مردم محلی لوکیشنهایشان را با هزینه کم یا حتی رایگان در اختیار گروه گذاشتند و داوطلبان و کابویهای حرفهای مسابقات رودئو هم برای ساختن جهان فیلم کمک کردند. او حتی با کمک یکی از دوستانش یک حصار اسب ساخت و کابویهای حرفهای رودئو نیز سکانس مربوط به رودئو را با سرعت و اصالت بالا آماده کردند. گرابز گفت: «آنجا واقعا مردم از خودشان مایه میگذارند تا به یک فیلمساز محلی کمک کنند کاری معنادار انجام بدهد. همین حمایت بود که مدام به ما انگیزه میداد ادامه بدهیم.»
این تجربه برای او از زاویهای دیگر هم آموزنده بوده؛ بهویژه در درک سختی کار فیلمسازانی که همزمان بازیگر و کارگردان هستند. او در طول تولید، دوباره به سراغ آثاری مثل «Citizen Kane»، «Dances With Wolves»، «Easy Rider» و «Unforgiven» رفته؛ نه برای مقایسه مستقیم، بلکه برای فهم بهتر حجم مسئولیتی که چنین فیلمسازانی به دوش میکشند. او گفت: «ساختن «Cowboy» باعث شد احترام خیلی بیشتری برای سختی این کار قائل باشم و همینطور برای لذتی که وقتی فیلم واقعا از یک جای شخصی میآید، به همراه دارد.»
اکران بریتانیایی «Cowboy» در جشنواره ریندنس هم از این جهت معنادار است که این جشنواره سالهاست به حمایت از سینمای مستقل شناخته میشود؛ فضایی که برای فیلمی با این مسیر تولید پرپیچوخم، سکوی شروع مناسبی به نظر میرسد. خود گرابز هم در نهایت مهمترین دستاورد را نه فروش یا حاشیه، بلکه کامل شدن فیلم میداند. او گفت: «مهمترین چیز این است که فیلم تمام شده و حالا میشود آن را دید.»
گرابز در پایان این گفتوگو خبر داده که سه فیلم بلند دیگر هم در دست توسعه دارد؛ از جمله یک تریلر روانشناختی علمیتخیلی. او گفته ممکن است در بعضی از این پروژهها همچنان هم بازی کند و هم کارگردانی، و در برخی دیگر بیشتر پشت دوربین بماند. با این حال، تجربه «Cowboy» ظاهرا برایش یک نتیجه روشن داشته است: «ساختن «Cowboy» اشتیاقم را برای تعریف کردن داستانهایی که احساسی، سینمایی و شخصی باشند، بیشتر کرد. اگر بتوانم این سه فیلم بعدی را هم بسازم، برایم مثل تحقق یک رویا خواهد بود.»
در دورانی که بسیاری از فیلمهای ژانری مستقل بدون پشتوانه مالی بزرگ به سختی به سرانجام میرسند، «Cowboy» نمونهای از فیلمی است که نه با یک جهش بزرگ، بلکه با سماجت، حمایت جمعی و تداوم ساخته شده است؛ فیلمی که ظاهرا زخمهای مسیر تولیدش را پنهان نمیکند و شاید دقیقا به همین دلیل، هویت خودش را پیدا کرده است.





