جانسور؛ صدایی که زیر سایه بیمهری خاموش شد

جانسِوِر، خوانندهای که بسیاری او را با ترانههای احساسی و صدای خاصش به یاد میآورند، فقط یک چهره موسیقی نبود؛ او زنی بود که بخش بزرگی از زندگیاش را در مبارزه با فقر، بیماری، تنهایی و بیتوجهی دنیای سرگرمی گذراند. درگذشت او بار دیگر این پرسش تلخ را زنده کرد: آیا رسانهها و جامعه هنری فقط زمانی به سراغ هنرمندان میروند که نامشان برای تیتر و حاشیه جذاب باشد؟
جانسِوِر کوچکترین فرزند خانوادهای هفتنفره در مقدونیه شمالی بود. پدرش کارگر مزرعه بود و کودکی او در شرایط اقتصادی سخت گذشت. او از سنین پایین برای کمک به خانواده در مزارع کار میکرد؛ اما صدایش همان چیزی بود که مسیر زندگیاش را تغییر داد.
در ۱۲سالگی بینایی یکی از چشمانش را از دست داد، اما این اتفاق هم نتوانست او را از مسیرش دور کند. از حدود ۱۶سالگی با خواندن در مراسم، جشنها و عروسیهای مقدونیه فعالیت هنری خود را آغاز کرد و بعدها با انتشار آلبومها و حضور در صحنه موسیقی ترکیه، به چهرهای محبوب در میان مخاطبان موسیقی عربسک و فانتزی تبدیل شد.
صدایی که خرج خانواده شد
جانسِوِر بارها گفته بود که مسئولیت مالی خانوادهاش بر دوش او بوده است. بخش زیادی از درآمدش را برای خانوادهاش در مقدونیه صرف میکرد و همین مسئولیت سنگین باعث شد ازدواج و زندگی شخصی را در اولویت قرار ندهد.
او از آن هنرمندانی نبود که شهرت را به نمایش ثروت و تجمل تبدیل کنند. حتی خودش گفته بود به دلیل ترس شدید از پرواز، بسیاری از تورهای خارجی و برنامههای پرسود را نپذیرفته و درآمد زیادی را از دست داده است. با این حال، پول هرگز هدف اصلی زندگیاش نبود. برای او مهمتر از ثروت، حفظ خانواده، صداقت و ماندن کنار اصول شخصیاش بود.
بیماریای که قامتش را خم کرد
یکی از سختترین فصلهای زندگی جانسِوِر از سال ۱۹۹۴ آغاز شد؛ زمانی که به اسپوندیلیت آنکیلوزان مبتلا شد. این بیماری، یک اختلال التهابی مزمن است که عمدتاً ستون فقرات و مفاصل خاجیـخاصرهای را درگیر میکند و در موارد شدید میتواند باعث خشکی، درد مزمن، خمیدگی قامت و محدودیت شدید حرکتی شود.
بر اساس منابع معتبر روماتولوژی، اسپوندیلیت آنکیلوزان معمولاً در سنین جوانی آغاز میشود و شیوع آن در جمعیتهای مختلف جهان حدود ۰.۱ تا ۱.۴ درصد گزارش شده است. این بیماری در صورت پیشرفت میتواند کیفیت زندگی فرد را بهشدت کاهش دهد؛ بهویژه اگر تشخیص و درمان مناسب دیر انجام شود.
جانسِوِر سالها با عوارض این بیماری زندگی کرد. وضعیت ستون فقراتش آنقدر دشوار شده بود که مدتی حتی نمیتوانست سرش را بالا بیاورد و به آسمان نگاه کند. او بعدها تحت یک عمل جراحی سنگین در آلمان قرار گرفت و گفته بود پس از آن، برای نخستینبار توانست به پشت دراز بکشد؛ تجربهای ساده برای بسیاری از انسانها، اما برای او شبیه بازگشت دوباره به زندگی بود.
دلخوری از جامعه هنری و رسانهها
آنچه رنج جانسِوِر را سنگینتر میکرد، فقط بیماری نبود؛ بلکه احساس تنهایی و فراموششدن از سوی جامعه هنری بود. او بارها از بیتوجهی همکاران و رسانهها گلایه کرده بود و گفته بود در سختترین روزهای زندگیاش تنها چند نفر از همکارانش با او تماس گرفتهاند.
در مصاحبهای در سال ۲۰۱۱، با لحنی تلخ از تبعیض رسانهای گفت: «از جامعه هنری دلخورم. در رسانهها هم تبعیض جدی وجود دارد. مثلاً هولیا آوشار جایی تنیس بازی میکند و هفتهها از مجلات بیرون نمیرود. مگر در این کشور فقط هولیا آوشار و سیبل جان هنرمندند؟ وقتی من از مشکلاتم حرف میزنم، دیگر من را به آن شبکه دعوت نمیکنند.»
این جمله فقط اعتراض یک خواننده نبود؛ نقدی به سازوکاری بود که گاهی هنرمندان را نه بر اساس رنج، تلاش یا کیفیت کارشان، بلکه بر اساس میزان جنجال، شهرت و جذابیت رسانهایشان میسنجد.
هنرمندی که قربانی زرقوبرق نشد
جانسِوِر برخلاف بسیاری از چهرههای دنیای سرگرمی، خود را پشت تصویر پرزرقوبرق شهرت پنهان نکرد. او درباره بیماری، فقر، سختیهای کودکی و بیمهریهایی که تجربه کرده بود، صریح حرف میزد. همین صداقت باعث شد برای بخشی از مخاطبانش فقط یک خواننده نباشد؛ بلکه نمادی از مقاومت، فروتنی و زندگی واقعی باشد.
او ثروت عظیمی از خود به جا نگذاشت، اما میراثی ماندگارتر باقی گذاشت: ترانههایی که با احساس خوانده شدند، سالهایی از تلاش بیوقفه، و تصویری از هنرمندی که با وجود بیماری و تنهایی، همچنان ایستاد.
جانسِوِر زندگی آسانی نداشت. از فقر کودکی و از دست دادن بینایی یک چشم گرفته تا بیماری دردناک ستون فقرات و بیمهری رسانهها، هر فصل از زندگیاش با آزمونی تازه همراه بود. اما او با صدایش جنگید، نه با حاشیه؛ با رنجهایش شناخته شد، نه با نمایش تجمل.
مرگ او فقط خاموششدن یک صدا نبود؛ یادآوری تلخی بود از اینکه جامعه هنری و رسانهها گاهی کسانی را دیر میبینند که سالها با صداقت، درد و تلاش در کنار مردم ماندهاند. جای چنین هنرمندانی بهسادگی پر نمیشود.





