جنا اورتگا در اولین نمایش «Klara and the Sun»: گوشیها را کنار بگذاریم و یکدیگر را ببینیم
اورتگا و تایکا وایتیتی در جشنواره فیلم لندن از دوستی و حضور در لحظه گفتند؛ کازوئو ایشیگورو نیز تأکید کرد اقتباس رمانش، داستان معمولِ هوش مصنوعیِ شرور نیست.

جنا اورتگا این بار در نقش یک همراه مصنوعی ظاهر شده، اما پیامی که امیدوار است تماشاگران از فیلم تازهاش بگیرند، کاملاً انسانی است: کمتر به صفحهنمایشها خیره شویم و بیشتر قدر آدمهای روبهرویمان را بدانیم. او پنجشنبهشب، در نخستین نمایش جهانی «Klara and the Sun» در جشنواره فیلم لندن، از اهمیت ارتباط انسانی در روزگاری گفت که هوش مصنوعی و فناوری سهم بزرگی از توجه ما را به خود اختصاص دادهاند.
اورتگا روی فرش قرمز به ورایتی گفت: «فکر میکنم باید توجهمان را به یکدیگر بدهیم و کامپیوترها و گوشیها را کنار بگذاریم. یادمان باشد در لحظه حضور داشته باشیم و قدر آدمها را وقتی درست روبهرویمان ایستادهاند، بدانیم.»
«Klara and the Sun» به کارگردانی تایکا وایتیتی، اقتباسی از رمان پرفروش سال ۲۰۲۱ کازوئو ایشیگورو، نویسنده برنده نوبل ادبیات، است. این فیلم علمیتخیلی پادآرمانشهری در آیندهای میگذرد که پیشرفت مهندسی ژنتیک، انسانها را در طبقات اجتماعی سخت و مرزبندیشده قرار داده است.
اورتگا نقش کلارا، یک همراه انساننمای مصنوعی، را بازی میکند که برای دختری بیمار به نام جوزی، با بازی میا تاریا، خریداری میشود. ایمی آدامز در نقش مادر جوزی حضور دارد و آران مورفی، پسر کیلین مورفی، ناتاشا لیون و استیو بوشمی نیز از دیگر بازیگران فیلم هستند.
با وجود محوریت یک شخصیت مصنوعی، اورتگا معتقد است شیوه شناخت کلارا از جهان با تصویری که امروز از هوش مصنوعی داریم، تفاوت دارد. او توضیح داد: «هوش مصنوعی، تا جایی که من میدانم، اطلاعاتش را از اینترنت میگیرد، اما کلارا همه اطلاعاتش را از دنیای واقعی به دست میآورد. از این نظر کمی فرق دارد؛ یکجورهایی شبیه یک کودک نوپاست.»
این توصیف، بیش از آنکه تعریفی فنی از هوش مصنوعی باشد، کلید رویکرد اورتگا به نقش است: شخصیتی که باید جهان را با مشاهده و تجربه کشف کند. به گفته او، وایتیتی نیز بهجای حرکات آشکارا رباتیک، اجرایی انسانیتر میخواسته است؛ با کمی دستوپاچلفتی بودن و ناآشنایی با محیط.
وایتیتی، کارگردان «Thor: Ragnarok»، در گفتوگوی خود همان توصیه اورتگا را تکرار کرد: «گوشی را کنار بگذارید.» او درباره تأثیری که دوست دارد فیلم بر مخاطب بگذارد، گفت: «فقط دلم میخواهد مردم یادشان بیاید دوستی یعنی چه، با هم ارتباط بگیرند و همینطور حضور داشته باشند؛ در لحظه باشند.»
ایمی آدامز که کنار اورتگا ایستاده بود، از تنوع واکنشها به فیلم گفت. به گفته او، هر کسی که درباره اثر با او صحبت کرده، برداشت متفاوتی داشته است: «برای من، فیلمی که با هر تماشاگر به شکل متفاوتی ارتباط برقرار میکند، واقعاً موفق است. برای همین دوست دارم بشنوم هر کسی چه چیزی از آن گرفته.»
نمایش لندن، گروهی از عوامل فیلم و مهمانان شناختهشده را گرد هم آورد. وایتیتی همراه همسرش ریتا اورا روی فرش قرمز حاضر شد و آدامز، آران مورفی، لیون و ایشیگورو نیز در مراسم حضور داشتند. اورتگا پیراهنی زرد و توری با تزئین مو پوشیده بود. فلورنس پیو هم در حضوری غافلگیرکننده، با پیراهن آبی گلدار و آستینهای چشمگیر به مراسم آمد؛ او با گرمی از اورتگا و آدامز استقبال کرد و سپس همراه آنها و ریچل فورمن، تهیهکننده فیلم، مقابل دوربینها ایستاد.
در کنار حالوهوای صمیمی مراسم، ایشیگورو به فاصله مهم میان زمان انتشار رمان و اکران اقتباس آن اشاره کرد. به گفته او، آگاهی و نگرش عمومی نسبت به هوش مصنوعی در پنج سال گذشته تغییر چشمگیری کرده و فیلم اکنون وارد جهانی متفاوت میشود.
او گفت: «این فیلم به خیلی از نگرانیهایی که من و شما همین حالا درباره مسیر این فناوری داریم، نمیپردازد. این موضوع، بهدرستی، به مرکز توجه آمده است. میدانم فیلم در دنیایی بسیار متفاوت از زمان انتشار رمانم عرضه میشود و نمیدانم این تفاوت چطور انتظارها یا نگاه مردم را تغییر خواهد داد.»
ایشیگورو در عین حال مرز روشنی میان این داستان و یکی از الگوهای آشنای سینمای علمیتخیلی کشید: «این یکی دیگر از آن فیلمها نیست که در آن یک ماشین هوش مصنوعی اول خوب به نظر میرسد، بعد شرور میشود و آخر سر همه آدمهای خوب فیلم را میکشد. این جنس داستان نیست.»
نویسنده در همین مراسم خبر دیگری هم داشت: همکاری با تیم برتون روی پروژهای تازه که فیلمنامهای اورجینال برای آن نوشته است. او با شوخی به ورایتی گفت: «فکر میکردم قرار است این یک راز بزرگ باشد!»
برخلاف حدسی که ممکن است بهدلیل همکاری اورتگا و برتون در «Wednesday» به ذهن برسد، ایشیگورو گفت این بازیگر واسطه آشنایی آنها نبوده است. ماجرا از همسایگی در شمال لندن و رفتوآمد به خانه برتون آغاز شده؛ خانهای که نویسنده آن را «عجیبوغریب، نامتعارف و زیبا» توصیف کرد و گفت شبیه یکی از صحنههای فیلمهای خود برتون است.
به گفته ایشیگورو، گفتوگوهای آنها به ایده یک پروژه رسید و او بدون سفارش یا قرارداد اولیه، فیلمنامهای نوشت. قرارشان این بود که ابتدا کار را خصوصی و دونفره پیش ببرند و بعد آن را به دیگران ارائه کنند. او همچنین تأکید کرد این پروژه «فیلم جنگی» نیست، اما حاضر نشد برچسب ژانری مشخصی به آن بزند: «از نظر ژانر خیلی سخت میشود دستهبندیاش کرد. یک فیلم تیم برتون است!»
«Klara and the Sun» قرار است ۲۳ اکتبر با پخش سونی پیکچرز راهی سینماها شود. اظهارات سازندگان نشان میدهد که فیلم، بهجای تمرکز بر هراس از ماشینها، میخواهد نگاه را به رابطه میان آدمها برگرداند. تناقض جذاب داستان هم همینجاست: شاید یک همراه مصنوعی بتواند یادآوری کند که حضور واقعی در کنار دیگری، چیزی فراتر از همیشه در دسترس بودن است.





