دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
اخبار سینما جهان

درخشش «Sorry, Baby» در فصل جوایز؛ تولد یک فیلمساز با فیلمنامه‌ای شجاعانه از اوا ویکتور

«Sorry, Baby»؛ نخستین تجربه بلند اِوا ویکتور (Eva Victor) در مقام نویسنده و کارگردان که پس از نمایش جهانی در جشنواره فیلم ساندنس (Sundance Film Festival) تحسین‌های گسترده‌ای دریافت کرد و جایزه والدو سالت برای بهترین فیلمنامه را برای ویکتور به ارمغان آورد. این فیلم همچنین در بخش دو هفته کارگردانان (Directors’ Fortnight) جشنواره کن (Cannes) نیز به نمایش درآمد.

کمپانی ای-۲۴ (A24) این کمدی-درام مستقل را در پارک‌سیتی خریداری کرد و اواخر ماه ژوئن به‌صورت سینمایی اکران نمود. «Sorry, Baby» از آن زمان تاکنون، موفق به دریافت نامزدی انتخاب منتقدین برای بهترین فیلمنامه اورجینال شده و خود اوا ویکتور نیز—که بسیاری او را با نقش‌آفرینی‌اش در سریال «Billions» از شبکه شوتایم (Showtime) می‌شناسند—نامزد بهترین بازیگر زن – درام در گلدن گلوب (Golden Globe Awards) شده است.

این فیلم همچنین در جوایز ایندیپندنت اسپیریت (Independent Spirit Awards) نامزد بهترین فیلم، بهترین فیلمنامه و بهترین کارگردانی است.

فیلمنامه «Sorry, Baby» که اوا ویکتور آن را در دوران قرنطینه کووید و در کلبه‌ای در ایالت مین نوشته، حول شخصیت اگنس (Agnes) می‌چرخد؛ زنی که او را در خانه‌ای دنج اما نسبتاً منزوی در نزدیکی یک کالج در نیو انگلند می‌بینیم. همان‌جایی که او و هم‌اتاقی دوران دانشجویی‌اش لیدی (Lydie)—با بازی نائومی آکی (Naomi Ackie)—سال‌ها پیش زندگی می‌کردند.

در حالی که لیدی و دیگران از آن دوره زندگی‌شان عبور کرده‌اند، اگنس همچنان در همان‌جا مانده و در آستانه گرفتن یک موقعیت شغلی مهم به‌عنوان استاد در همان دپارتمان ادبیات انگلیسی است. اما به‌تدریج مشخص می‌شود دلیل این «درجا زدن» چیست: تجربه تجاوز جنسی توسط استاد راهنمای پایان‌نامه‌اش (لویی کنسلمی – Louis Cancelmi) در سال آخر تحصیل.

نکته قابل‌توجه این است که خود حادثه هرگز به تصویر کشیده نمی‌شود؛ بلکه فیلم نشان می‌دهد چگونه این اتفاق، بی‌آنکه دیده شود، به بخشی از وجود اگنس تبدیل شده است—تمهیدی روایی که منتقدان آن را «به‌شدت تأثیرگذار» توصیف کرده‌اند.

داستان فیلم در قالب بخش‌های غیرخطی روایت می‌شود و با استفاده از طنز سیاه، ذهنیت اگنس را به مخاطب نزدیک می‌کند؛ مدام میان قبل، حین و بعد از اتفاقی که نمی‌تواند فراموش کند و از آن عبور کند. حتی شغل دانشگاهی‌ای که می‌گیرد، جایگزین همان استاد متجاوز است که پس از حادثه فرار کرده—و اگنس حالا در دفتر کار او مشغول به کار است.

در این مسیر، لیدی—که حالا در نیویورک زندگی می‌کند و در آستانه مادر شدن است—و همچنین همسایه‌ای مهربان و کمی دل‌باخته با بازی لوکاس هجز (Lucas Hedges)، به اگنس کمک می‌کنند شاید راهی برای عبور پیدا کند.

اوا ویکتور درباره فیلمنامه گفته است:

«خودم را در حال نوشتن فیلمی یافتم که در بحرانی مشابه بحران اگنس به آن نیاز داشتم. نمی‌خواستم درباره خشونت یا تجاوز به‌طور مستقیم بنویسم؛ چیزی که برایم مهم بود، فرایند درمان بود. این حسِ گیر افتادن، دیدنِ اینکه آدم‌هایی که دوستشان داری جلو می‌روند، اما تو هنوز در دل آن اتفاق بد مانده‌ای. نوشتن را برای کسی شروع کردم که قبلاً خودم بودم.»

«Sorry, Baby» بخشی از حمایت کمپانی پاستل (Pastel)—متعلق به بری جنکینز (Barry Jenkins)، ادل رومانزکی (Adele Romanski) و مارک سریاک (Mark Ceryak)—را با خود دارد؛ تیمی که ویکتور را تشویق کرد نه‌تنها نویسندگی و بازی، بلکه کارگردانی فیلم را نیز خودش بر عهده بگیرد.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا