دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
آمریکای شمالیدراممعرفی فیلم و سریالمنتخب

سریال «Wind at My Back» (بادی در پُشتم)

وقتی جیب‌ها خالی‌اند، اما بادِ امید هنوز خانواده‌ای زخم‌خورده را به سوی فردا هُل می‌دهد

«بادی در پُشتم» یک درام خانوادگی کانادایی است که میان سال‌های ۱۹۹۶ تا ۲۰۰۱ از شبکه تلویزیونی سی‌بی‌سی (CBC Television) پخش شد. داستان در دهه ۱۹۳۰ و دوران رکود بزرگ اقتصادی جریان دارد؛ زمانی که ازدست‌رفتن یک شغل یا ورشکستگی کسب‌وکاری کوچک می‌توانست زندگی چند نسل از یک خانواده را زیرورو کند. بااین‌حال، این مجموعه فقط درباره فقر و دشواری نیست؛ قصه‌ای گرم از عشق، ایستادگی، بلوغ و پیوندهایی است که گاهی زیر فشار بحران محکم‌تر می‌شوند.

سریال پنج فصل و درمجموع ۶۵ قسمت دارد و امتیاز ۷٫۹ از ۱۰ را کسب کرده است. اگرچه فضای تاریخی و خانوادگی آن ممکن است در ابتدا یادآور مجموعه‌هایی مانند «The Waltons» باشد، «بادی در پشتم» هویت مستقل خود را دارد و با ترکیب تلخی‌های واقع‌گرایانه، طنز ملایم و شخصیت‌هایی خاکستری، تصویری زنده از یک شهر کوچک کانادایی می‌سازد.

داستان سریال «بادی در پُشتم» و عوامل سازنده

داستان در سال ۱۹۳۲ آغاز می‌شود. جک و هانی بیلی پس از ورشکستگی ابزارفروشی‌شان، همراه سه فرزند خود ناچار می‌شوند به نیو بدفورد در انتاریو بازگردند؛ شهر معدنی خیالی‌ای که خانواده ثروتمند جک در آن مالک معدن نقره هستند. این بازگشت از همان ابتدا با تنش همراه است، زیرا «می بیلی»، مادر سخت‌گیر و سلطه‌گر جک، هیچ‌گاه هانی را عروس مناسبی برای خانواده‌اش ندانسته است.

اندکی بعد، جک بر اثر حمله زنبورهای سرخ و واکنش آلرژیک شدید جان می‌بازد. هانی که نه درآمدی دارد و نه پشتیبانی مطمئنی، برای یافتن کار از فرزندانش جدا می‌شود. می نیز از این موقعیت استفاده می‌کند تا هوبرت و هنری را نزد خود نگه دارد و دختر خردسال خانواده، ویولت، را به بستگانی دور بسپارد. از اینجا مبارزه هانی برای دوباره کنار هم آوردن خانواده‌اش آغاز می‌شود؛ مبارزه‌ای که از رخت‌شوی‌خانه و آرایشگری تا بیماری، ازدواج دوباره و مقابله با قضاوت مردم شهر امتداد می‌یابد.

سینتیا بلیو در سه فصل نخست نقش هانی را بازی می‌کند و لورا برونو در فصل‌های چهارم و پنجم جایگزین او می‌شود. هانی قهرمانی شکست‌ناپذیر نیست؛ زنی معمولی است که بارها خسته و بیمار می‌شود، اما اجازه نمی‌دهد دیگران درباره سرنوشت او و فرزندانش تصمیم بگیرند. شرلی داگلاس نیز در نقش می بیلی، یکی از پیچیده‌ترین شخصیت‌های مجموعه را خلق می‌کند. می خودخواه و کنترل‌گر است، اما در لحظاتی کوتاه می‌توان زخم‌ها و هراس‌هایی را دید که پشت رفتارهای آزاردهنده‌اش پنهان شده‌اند.

کتی گرینوود در نقش «گریس بیلی»، دختر مهربان و کم‌اعتمادبه‌نفس می، حضور دارد. دیلن پروونچر و تایرون سوج نیز نقش برادران بیلی، هوبرت و هنری معروف به «فَت»، را بازی می‌کنند. در سوی دیگر، جیمز کارول در نقش «مکس ساتن»، معلمی دلسوز که به هانی علاقه‌مند می‌شود، گرما و آرامش بیشتری به قصه می‌آورد.

این مجموعه را کوین سالیوان، سازنده اقتباس‌های محبوب «Anne of Green Gables» و «Road to Avonlea»، خلق و تهیه کرده است. داستان با الهام آزاد از دو کتاب مکس بریثویت شکل گرفت، هرچند شخصیت‌ها و ماجراهای سریال تفاوت چشمگیری با آن کتاب‌ها دارند. فصل نخست در شهرهایی نزدیک تورنتو، از جمله بومن‌ویل، تاتنهام و پورت پری فیلم‌برداری شد. خانه تاریخی بومن‌ویل به‌عنوان منزل می استفاده شد و پس از فصل اول، سازندگان برای کاهش هزینه‌ها، نمای بیرونی شهر نیو بدفورد را در محوطه استودیو بازسازی کردند.

نقد و بررسی سریال «بادی در پشتم»

بزرگ‌ترین نقطه قوت سریال، توانایی آن در تبدیل رویدادهای تاریخی به تجربه‌هایی انسانی و قابل‌لمس است. رکود اقتصادی تنها در گفت‌وگوها یا طراحی صحنه حضور ندارد؛ تاثیرش را در غذایی که باید تقسیم شود، شغلی که ناگهان از دست می‌رود و غروری که برای بقا کنار گذاشته می‌شود، می‌بینیم. به همین دلیل، نیو بدفورد بیشتر از یک دکور تاریخی به نظر می‌رسد و کم‌کم به شهری زنده با اختلاف‌های طبقاتی، تعصب‌های مذهبی و آرزوهای کوچک تبدیل می‌شود.

روایت مجموعه آرام و شخصیت‌محور است. ماجراهایی مانند بحران معدن، بیماری هانی، سکته می، تلاش گریس برای استقلال و تصمیم هوبرت برای پیوستن به کلیسا، فرصت می‌دهند شخصیت‌ها در طول زمان تغییر کنند. حتی افرادی که در ابتدا سرد یا دوست‌نداشتنی به نظر می‌رسند، به‌تدریج جنبه‌هایی تازه از خود نشان می‌دهند. رابطه هانی و می نیز به‌جای یک آشتی ساده و ناگهانی، از مسیر برخوردها و مصالحه‌های متعدد عبور می‌کند.

البته این ریتم آرام ممکن است برای تماشاگران علاقه‌مند به قصه‌های سریع امروزی چندان جذاب نباشد. بعضی خط‌های داستانی نیز بیش از حد ملودراماتیک‌اند و تغییر بازیگر هانی در میانه مجموعه می‌تواند پیوستگی احساسی شخصیت را کاهش دهد. لغو ناگهانی سریال در پایان فصل پنجم هم شماری از ماجراها را ناتمام گذاشت. فیلم تلویزیونی «A Wind at My Back Christmas» که در دسامبر ۲۰۰۱ پخش شد، کوشید برخی از این گره‌ها را باز کند، اما غیبت شخصیت‌های مهمی مانند می و گریس باعث شد این پایان‌بندی کاملا رضایت‌بخش نباشد.

دیدن سریال «بادی در پُشتم» پیشنهاد می‌شود یا نه؟

بله، پیشنهاد می‌شود؛ «بادی در پشتم» برای کسانی مناسب است که از درام‌های خانوادگی آرام، آثار تاریخی و داستان‌های امیدوارکننده لذت می‌برند. این مجموعه بدون نادیده‌گرفتن فقر، بیماری و تبعیض، نشان می‌دهد خانواده همیشه پناهگاهی بی‌نقص نیست، اما می‌تواند فضایی برای بخشش و آغاز دوباره باشد.

طنز لطیف، بازی‌های باورپذیر و فضای صمیمی شهر، تحمل تلخی‌های داستان را آسان‌تر می‌کنند. سریال بعدها روی دی‌وی‌دی منتشر شد و از سال ۲۰۱۷ نیز در سرویس گازبو تی‌وی (Gazebo TV) در دسترس قرار گرفت. اگر ریتم سنجیده و حال‌وهوای آثار کلاسیک تلویزیونی را می‌پسندید، این مجموعه می‌تواند همراهی دلنشین باشد؛ قصه‌ای که یادآوری می‌کند گاهی برای حرکت‌کردن، تنها چیزی که نیاز داریم نسیمی آرام در پشتمان است.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا