زک کرگر از «Resident Evil» گفت؛ اقتباسی ترسناک و نفسگیر که از دقیقه ششم گاز میدهد

زک کرگر، کارگردان تحسینشده «Barbarian» و «Weapons»، با فیلم تازه «Resident Evil» سراغ یکی از محبوبترین مجموعههای بازیهای ویدیویی رفته است؛ اما تأکید دارد که این اثر، داستانی کاملاً تازه در جهان «Resident Evil» است و نه بازسازی مستقیم یکی از بازیها. این فیلم که ۱۸ سپتامبر روی پرده میرود، آستین آبرامز را در نقش یک پیک پزشکی دنبال میکند که در جادهای برفی با پیامدهای شیوع ویروس تی شرکت آمبرلا روبهرو میشود.
کرگر که بهتازگی تنها ۳۰ دقیقه از فیلم را برای رسانهها نمایش داده، میگوید هدفش ساخت فیلمی ۹۵ دقیقهای، فشرده و بیوقفه بوده است؛ اثری که حس تجربه یک بازی «Resident Evil» را به تماشاگر منتقل کند. او درباره چالش اصلی کار گفت: «میخواستم از دقیقه ششم گاز بدهم و دیگر پایم را از روی پدال برندارم؛ تماشاگر را مستقیم به جهنم ببرم.»
به گفته این فیلمساز، روند شکلگیری «Resident Evil» با روش معمول او تفاوت داشت. کرگر پیشتر از تکنیکی شخصی به نام «الفنویسی» حرف زده بود؛ روشی که در آن وانمود میکند یک الف خیالی با دستمزد ۱۰ دلار، پیشنویس اولیه فیلمنامه را مینویسد تا ترس از صفحه سفید کنار برود. اما این روش در «Resident Evil» کاربردی نداشت، زیرا ایده فیلم خیلی سریع و روشن شکل گرفت.
او گفت: «وقتی سر صحنه “Barbarian” در بلغارستان بودم، تهیهکنندهام روی لی از من پرسید آیا مجموعه بازیای هست که دوست داشته باشم اقتباسش کنم؟ گفتم فقط “Resident Evil”. آن زمان “Barbarian” هنوز اکران نشده بود و من هیچ اعتباری نداشتم. روی گفت باید به یک برداشت مشخص فکر کنم؛ اینکه این فیلم چه میتواند باشد.»
کرگر پس از موفقیت «Barbarian»، ایدهاش را به شرکت کنستانتین (Constantin) ارائه داد. او توضیح داد: «گفتم میخواهم این مجموعه را به قلمرو وحشت بقا برگردانم؛ فیلمی بسازم که همان حسی را داشته باشد که هنگام بازی کردن “Resident Evil” دارید. فضایی خشن، وحشت در اولویت، یک پیک پزشکی و ماجراهای دیگر. کل داستان را برایشان ترسیم کردم. داستان خیلی ساده است و در حدود ۳۰ ثانیه توضیح داده شد، اما آنها خوششان آمد.»
فیلمنامه «Resident Evil» را کرگر همراه با شی هتن (Shay Hatten) نوشت؛ فرایندی که به گفته او بسیار سریع پیش رفت، چون هرگز با کمبود ایده مواجه نبودند. او گفت: «هیچوقت لحظهای نبود که بگویم “خدایا، حالا چه باید اتفاق بیفتد؟” برعکس، دائماً میگفتم: “اوه، بعد از سقف میپرند!”»
کرگر در زمان نوشتن حتی مطمئن نبود که اجازه کارگردانی فیلم را هم به دست آورد. او تصور میکرد صاحبان مجموعه، فیلم را به یک کارگردان بسیار مشهورتر میسپارند، اما همین بیتعلقی باعث شد آزادانهتر بنویسد: «فکر میکردم قرار است یک فیلمساز بزرگ را برای ساخت آن استخدام کنند. این ارزشمندترین دارایی آنها و یک نام شناختهشده در هر خانهای است. برای من هم مهم نبود. بنابراین خیلی آزاد و بیملاحظه نوشتم که شیوه سالمی برای نوشتن است. وقتی کار تمام شد، عاشق فیلمنامه شده بودم و گفتم امیدوارم فرصت ساختنش را پیدا کنم.»
آستین آبرامز، بازیگر «Weapons»، نقش اصلی «Resident Evil» را بر عهده دارد؛ انتخابی که کرگر میگوید از ابتدا تنها گزینهاش بوده است. او از سالها پیش و پس از دیدن بازی آبرامز در «Brad’s Status» ساخته مایک وایت، طرفدار او بوده است: «او در آن فیلم کنار بن استیلر بازی میکرد و من فقط میگفتم این پسر کیست که بدون هیچ تلاش ظاهری، فیلم را در اختیار گرفته؟ بازیاش فوقالعاده مهارشده بود و طوری رفتار میکرد که انگار همهچیز بسیار آسان است. این نوع اجرایی است که بازیگران بزرگ شاید ۶۰ سال برای رسیدن به آن تلاش کنند، اما آستین همان موقع انجامش داد.»
کرگر گفت حتی هنگام ساخت «Barbarian» نیز دنبال فرصتی برای همکاری با آبرامز بوده است. این همکاری در «Weapons» شکل گرفت و پس از آن، تصمیم برای سپردن نقش اصلی «Resident Evil» به او بیدرنگ گرفته شد: «در زمان انتخاب بازیگران، حتی گزینه دومی وجود نداشت. با تام راثمن در سونی (Sony) تماس تصویری داشتم و گفتم: “آستین آبرامز.” او هم فوراً گفت: “کاملاً؛ عالی است.” آستین را در “Wolfs” دیده بود و میدانست این بازیگر یک استعداد واقعی است.»
کرگر همچنین به شایعه انتخاب مایکی مدیسن برای «Resident Evil» واکنش نشان داد و آن را رد کرد. او گفت: «هرگز. نمیدانم این خبر از کجا شروع شد. من او را دوست دارم و بازیگر فوقالعادهای است، اما چنین چیزی هیچوقت مطرح نبود.»
کارگردان فیلم بار دیگر توضیح داد که منظورش از «اثر اوریجینال در چهارچوب یک آیپی شناختهشده» چیست. او گفت: «این حرف خیلی بد از متن خارج شد. منظورم این است که داستان فیلم تازه است، اما همچنان یک داستان “Resident Evil” محسوب میشود. من داستان یکی از بازیها را برنمیدارم؛ منظور فقط همین است.»
با وجود ورود به جهان «Resident Evil»، کرگر برنامهای برای ساخت اقتباسهای دیگر از مجموعههای مشهور ندارد. او گفت: «قرار نیست سراغ هیچ فرنچایز دیگری بروم، چون نویسندهام و میخواهم هر چیزی را که خودم دوست دارم بنویسم. نمیخواهم چیزی بنویسم که باید مدام مطمئن شوم فلان داده یا نشانه را برای راضی کردن یک طرف خاص تیک میزنم. فقط میخواهم خودم را راضی کنم.»
او افزود علاقه شخصیاش به بازیهای «Resident Evil» دلیل اصلی پذیرفتن این پروژه بوده است: «تنها دلیلی که فکر میکنم ساختن “Resident Evil” برای من درست است، این است که نسبت به بازیها اشتیاق دارم و داستانی را که در این جهان پیدا کردم دوست دارم. فیلمی را میسازم که خودم دوست داشتم وجود داشته باشد. امیدوارم خواستههای طرفداران را هم برآورده کند، چون خودم طرفدارم و دارم خواستههای خودم را تیک میزنم.»
ساختار روایی در آثار کرگر همیشه جایگاه ویژهای داشته است. «Barbarian» و «Weapons» با تغییر زاویه دید و بازی با روایت شناخته شدند، اما او در «Resident Evil» آگاهانه سراغ مسیر متفاوتی رفته است. به گفته او، این فیلم تلاشی بوده تا ثابت کند بدون ترفندهای روایی هم میتواند مخاطب را درگیر کند: «میخواستم نشان بدهم لازم نیست حقه روایی به کار ببرم؛ میتوانم فقط یک شخصیت را از نقطه الف به نقطه ب دنبال کنم و همچنان جذاب باشم.»
فیلم بعدی او، «The Flood»، یک تریلر علمیتخیلی است که در فضا میگذرد و ساختار روایی متفاوتی خواهد داشت. کرگر گفت ایده این فیلم در شرایطی غیرعادی به ذهنش رسیده است؛ زمانی که پنجرهای کوتاه برای همکاری احتمالی با استیون اسپیلبرگ داشت و باید خیلی زود به ایدهای میرسید: «حدود پنج روز وقت داشتم تا برای استیون اسپیلبرگ ایده پیدا کنم. وارد وضعیت ذهنی عجیبی شده بودم و مدام با خودم میگفتم باید برای استیون اسپیلبرگ یک ایده پیدا کنم!»
ایده «The Flood» پس از دیدن صحنهای از ورود یک شخصیت به سفینهای متروکه شکل گرفت؛ همسر کرگر گفته بود هیچچیز ترسناکتر از گیر افتادن در فضا نیست. او افزود: «ناگهان کل فیلم جلوی چشمم منفجر شد. میدانستم چه چیزی میتواند باشد. احتمالاً از جایم بلند شدم و گفتم: “پیدایش کردم!” لحظهای کاملاً مضحک بود، اما عاشقش هستم.» کرگر «The Flood» را همزمان با نوشتن «Resident Evil» نوشته است.
این کارگردان از دشواریهای طاقتفرسای فیلمسازی نیز گفت و آن را یک «جنگ روانی» دانست؛ نبردی که بیش از تصمیمهای خلاقانه، به فشار مداوم برنامهریزی، مدیریت گروه و مسائل اجرایی مربوط میشود. او درباره شرایط ساخت «Resident Evil» گفت: «فیلمبرداریهای شبانه و کاملاً شبزی داشتیم. هوا واقعاً وحشتناک بود. در جمهوری چک فیلم میگرفتم، بنابراین شکاف زبانی و فرهنگی جدی وجود داشت و من باید مطمئن میشدم همه دقیقاً همان فیلمی را میبینند که در ذهن من است.»
کرگر پیشتر در جریان ساخت «Weapons» نیز بر اثر فشار کاری و گرمای شدید آتلانتا، با سرمدرمانی مواجه شده بود. او گفت: «بدنم از کار افتاد. هوا بسیار گرم و مرطوب بود و من چندین روز تلاش میکردم ۱۷ کودک را هماهنگ کنم تا بدوند و از پنجرهها بپرند. با مدیر فیلمبرداریام شش روز در هفته، شیفتهای دوبرابر کار میکردیم. واقعاً طاقتفرسا بود.»
او در کنار کارگردانی، تهیهکننده کمدی سیاه «Little One» به کارگردانی الکس کاووتسکی (Alex Kavutskiy) نیز هست. کرگر که فعالیت حرفهایاش را از کمدی آغاز کرده، امیدوار است این ژانر دوباره به سینماها برگردد. او با اشاره به «The Drama» گفت: «امسال هنگام تماشای “The Drama” از خنده رودهبُر شده بودم و تمام سالن هم از خنده رودهبُر شده بود. با خودم گفتم این حس خیلی خوب است؛ میشود دوباره این را داشته باشیم؟»
او «Little One» را اثری با حالوهوای فیلمهای تاد سولوندز و الکساندر پین توصیف کرد؛ فیلمی ظریفتر و عجیبتر که با سلیقهاش کاملاً همخوان است. کرگر در عین حال تأکید کرد برایش ژانر اولویت ندارد: «به ژانر اهمیت نمیدهم؛ فقط ایدهای که دارم مهم است. اگر برای یک کمدی رمانتیک ایدهای درخشان به ذهنم برسد، سراغش میروم.»
کرگر همچنین از پروژه اقتباسی «Siren Head» گفت که با برایان دافیلد در برادران وارنر (Warner Bros.) روی آن کار میکند. او معتقد است ساخت فیلم از یک پدیده اینترنتی یا آیپی پرطرفدار فقط زمانی معنا دارد که خود داستان بهتنهایی جذاب باشد: «اگر فقط بگویید این آیپی داغ است، پس چیزی را به زور داخلش جا بدهیم تا به سینما برسد، از جای درستی وارد پروژه نشدهاید و احتمالاً فیلم بدی میسازید. قطبنمای اصلی باید این باشد: آیا این داستان را آنقدر دوست دارم که یک سال از زندگیام را صرف گفتنش کنم؟»
او با اشاره به تجربهاش در فیلم «Miss March» که در دهه بیست زندگیاش ساخت، گفت یکبار به دلیل فرصت ساخت فیلم، پروژهای را پذیرفته بود که واقعاً دوستش نداشت و نتیجه را رضایتبخش نمیداند. با این حال، درباره «Siren Head» تأکید کرد که داستانی مستقل و جذاب برای آن پیدا کردهاند و صرفاً به خاطر شهرت اینترنتی شخصیت سراغش نرفتهاند.
زک کرگر در پایان از علاقهاش به آری استر گفت و او را یکی از الهامبخشترین فیلمسازان معاصر خود دانست: «میتوانم یک فیلم آری را ۳۰ بار ببینم، چون انفجار ایدهها در هر صحنه واقعاً معجزهآساست. او بهشدت بااستعداد است و من واقعاً تحسینش میکنم.» او همچنین از کری بیکر، سازنده «Obsession»، تمجید کرد و گفت فیلم او واقعاً ترسناک بوده و صدای شخصی پررنگی داشته است.
در کنار «Resident Evil» و «The Flood»، کرگر در توسعه پیشدرآمد «Weapons» با عنوان «Gladys» نیز نقش دارد، اما نگارش فیلمنامه آن را زک شیلدز (Zach Shields) بر عهده گرفته است. کرگر گفت همچنان مشغول نوشتن ایدههای مختلف است، هرچند روند کاریاش را «بههمریخته» میداند: «گاهی شروع میکنم، ۳۰ صفحه مینویسم و میگویم نه. بعد سراغ چیز دیگری میروم، ۵۰ صفحه مینویسم و باز میگویم نه. گاهی نصف فیلمنامهای را مینویسم، عاشقش میشوم، اما نمیدانم چطور باید تمام شود و سالها رهایم نمیکند.»





