برای دریافت سریع‌تر اخبار ما، سایت را در گوگل دنبال کنید

دنبال کردن ...
اخبار سریال خارجیبررسی

قسمت پنجم فصل سوم «Georgie & Mandy’s First Marriage»؛ دردسرهای میسی و آشتی جورجی با تنهایی مری

آمدن میسی به خانه مک‌آلیسترها در قسمت پنجم فصل سوم «Georgie & Mandy’s First Marriage» قرار است راه فراری از سخت‌گیری‌های مری باشد، اما خیلی زود همه را گرفتار می‌کند؛ از جورجی و مندی که خواب شبانه‌شان را از دست می‌دهند تا مادری که پشت دلخوری از دخترش، با تنهایی عمیق‌تری دست‌وپنجه نرم می‌کند. قسمت «A Snotty Attitude and a Party on a School Night» (افاده‌های روی مخ و مهمانی شب مدرسه) به کارگردانی مارک سندروسکی، از همین موقعیت ساده برای کنار هم گذاشتن شوخی‌های خانوادگی و اندوه باقی‌مانده از مرگ جورج استفاده می‌کند. ادامه مطلب، داستان و پایان این قسمت را فاش می‌کند.

انتقال داستان خانواده کوپر به قالب کمدی چنددوربینه با حضور تماشاگران استودیو، از ابتدا پرسشی جدی داشت: آیا صمیمیت این خانواده در ریتم تندتر شوخی‌ها دوام می‌آورد؟ سریالی که چاک لوری، استیون مولارو و استیو هالند طراحی کرده‌اند، همچنان می‌کوشد میان دردسرهای روزمره و احساسات واقعی تعادل برقرار کند. این قسمت هم زمانی بهتر عمل می‌کند که شلوغی خانه را به فرصتی برای دیدن رابطه‌ها تبدیل می‌کند، نه اینکه صرفا از آن موقعیت‌های خنده‌دار بسازد.

میسی پس از دعوا با مری به خانه برادرش پناه می‌آورد. مادرش حرف او را درباره بی‌گناهی در یک شوخی خرابکارانه محلی باور نکرده و میسی تصمیم گرفته از این بی‌اعتمادی فاصله بگیرد. اما اقامت تازه برای جورجی و مندی هزینه دارد: آن‌ها اتاق سی‌سی را در اختیار مهمان می‌گذارند و ناچار می‌شوند تختشان را با کودک بی‌قرارشان شریک شوند. برای زوجی که خودشان هنوز در خانه والدین مندی زندگی می‌کنند، اضافه شدن یک نوجوان سرکش آخرین چیزی است که لازم دارند.

میسی در عوض، خیلی زود دل جیم و آدری را می‌برد. آن‌ها بیشتر مهمانی دوست‌داشتنی می‌بینند تا نوجوانی که دارد محدودیت‌های خانه قبلی را دور می‌زند. جیم حتی اجازه می‌دهد او با موستانگ کروک محبوبش به مدرسه برود؛ امتیازی که حسابی جورجی را عصبانی می‌کند. تضاد بامزه ماجرا همین‌جاست: برادر بزرگ‌تر دارد نگران مسئولیت و قواعد می‌شود، درحالی‌که صاحب‌خانه با خوش‌رویی همان قواعد را بی‌اثر می‌کند.

این جابه‌جایی نقش، رابطه جورجی و میسی را جذاب نگه می‌دارد. جورجی دیگر فقط برادری نیست که با خواهرش کل‌کل کند؛ خودش پدر شده و می‌فهمد بی‌قیدی یک نفر چگونه آرامش بقیه را به هم می‌ریزد. میسی هم هنوز می‌داند چطور از اختلاف میان بزرگ‌ترها استفاده کند. بنابراین کشمکش آن‌ها فقط تکرار دعواهای قدیمی نیست، بلکه نشان می‌دهد بزرگ شدن جورجی، جای او را در خانواده تغییر داده است.

مندی تلاش می‌کند با گفت‌وگویی جدی اوضاع را آرام کند، اما میسی نقطه‌ضعف آماده‌ای دارد: خود مندی هم بزرگ‌سالی است که با والدینش زندگی می‌کند. این طعنه، توصیه او را بی‌اعتبار نمی‌کند، ولی خوب به هدف می‌خورد. سریال از شباهت ظاهری موقعیت این دو برای ساختن شوخی استفاده می‌کند، درحالی‌که تفاوتشان روشن است؛ مندی و جورجی مسئولیت یک کودک را بر عهده دارند، اما میسی می‌خواهد از پاسخ‌گویی فرار کند.

مندی سپس به دیدن مری می‌رود و پیشنهاد می‌کند او برای آشتی قدم اول را بردارد و عذرخواهی کند. این توصیه، راهی برای پایان دادن به مسابقه لج‌بازی است، نه تایید همه رفتارهای میسی. اما پیش از آنکه تلاش برای آشتی نتیجه بدهد، دختر نوجوان دوباره مرزها را امتحان می‌کند. جورجی اجازه رفتن به مهمانی آخر شب را در شبی که فردایش مدرسه دارد نمی‌دهد؛ میسی سراغ جیم می‌رود، رضایت او را می‌گیرد و از خانه بیرون می‌زند. وقتی مری برای آشتی می‌رسد، تازه معلوم می‌شود دخترش کجاست.

همچنین بخوانید...
معرفی سریال «اولین ازدواج جورجی و مندی» (Georgie and Mandy’s First Marriage)

در سوی آرام‌تر داستان، مری پس از مرگ جورج هنوز با نبودن او زندگی می‌کند و حالا دور شدن فرزندانش نیز به این اندوه اضافه شده است. بازی زویی پری کمک می‌کند دلخوری مادرانه مری فقط سخت‌گیری به نظر نرسد؛ پشت آن، ترس از خالی‌تر شدن خانه وجود دارد. فرد فاگنباخر، رقیب جورجی در کسب‌وکار لاستیک، با دیدن ناراحتی مری به مغازه می‌آید و از جورجی می‌خواهد میسی را به خانه برگرداند. حضور او، دو مسئله‌ای را به هم پیوند می‌دهد که جورجی ترجیح می‌داد جدا نگهشان دارد: رقابت کاری خودش و نیاز مادرش به همراهی.

نقطه عاطفی قسمت در انتظار بازگشت میسی شکل می‌گیرد. جورجی و مری در اتاق نشیمن فرصت پیدا می‌کنند بدون هیاهوی دیگران کنار هم بنشینند. جورجی با دیدن تنهایی مادرش، از موضع قبلی خود عقب می‌نشیند و با اکراه می‌پذیرد که اگر رابطه با فرد خوشحالش می‌کند، با آن مخالفت نکند. اهمیت این لحظه در اجازه دادن به مری نیست؛ او برای ادامه زندگی‌اش به مجوز پسرش نیاز ندارد. تغییر اصلی این است که جورجی برای لحظه‌ای ناراحتی خودش را کنار می‌گذارد و نیاز مادرش را می‌بیند.

هماهنگی مونتانا جردن و ریگان ریوورد نیز به کشمکش خواهر و برادر جان می‌دهد. ریوورد درباره تجربه دوباره بازی کردن کنار جردن، در گفت‌وگو با پاپ‌ترناتیو (Popternative) گفته است: «هر دومون یه‌کم مضطرب بودیم، چون قبلا چنددوربینه کار نکرده بودیم. ولی اون عالی از پسش برمی‌آد؛ معلومه، مونتاناست دیگه. خیلی هم خوش گذشت.» این راحتی در رابطه آن‌ها، به‌خصوص وقتی جورجی میان عصبانیت برادرانه و مسئولیت بزرگ‌سالانه جابه‌جا می‌شود، به کار قسمت می‌آید.

میسی هنگام بازگشت انتظار دارد همچنان از اختلاف بزرگ‌ترها سود ببرد، اما این بار جورجی و مری متحد شده‌اند. آن‌ها روشن می‌کنند که رفتار او از حد گذشته است و مری وسایل دخترش را جمع می‌کند تا او را به خانه برگرداند. این پایان، همه مشکلات خانواده را حل نمی‌کند؛ نه اندوه مری تمام شده و نه سرکشی میسی. بااین‌حال، یک تغییر مهم رخ داده است: جورجی به‌جای مقابله با مادرش، کنار او می‌ایستد.

«A Snotty Attitude and a Party on a School Night» بیش از آنکه درباره تنبیه یک نوجوان باشد، درباره یاد گرفتن شکل تازه‌ای از همراهی در خانواده است. شوخی‌هایش از بی‌خوابی، تبعیض و دور زدن قوانین می‌آیند، اما لحظه ماندگارش همان گفت‌وگوی آرام مادر و پسر است؛ جایی که جورجی می‌فهمد حمایت از خانواده، گاهی به معنای پذیرفتن تغییری است که خودش هنوز با آن راحت نیست.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا