قسمت ۸ فصل ۲ سریال MobLand (سرزمین اوباش)
بعد از «آس پیک»، سکوت هم میتواند تهدید باشد

هری این بار برای نجات خانواده اسلحه نکشیده؛ فقط یک نام را به زبان آورده است. اما در جنگ هریگانها، گاهی یک تماس تلفنی از یک تیراندازی خطرناکتر است.
قسمت هفتم فصل دوم، «آس پیک»، پخش شد و با ربوده شدن پل و تهدیدی که هری متوجه پسر فرانکی کرد، نبرد را به نقطهای شخصیتر رساند. حالا طرفداران منتظر قسمت هشتم، «دیگر با هم حرف نمیزنیم»، هستند؛ اپیزودی به نویسندگی جز باترورث و استر واتسون که جمعه ۶ نوامبر ۲۰۲۶ (۱۵ آبان ۱۴۰۵) پخش خواهد شد. پارامونت پلاس پخش سریال را برعهده دارد. قسمت تازه احتمالا برای مخاطبان ایرانی با چند ساعت تاخیر در سایتها در دسترس قرار میگیرد. حالا که هر دو طرف نقطه ضعف یکدیگر را پیدا کردهاند، انتظار برای ادامه این رویارویی حسابی هیجانانگیز است؛ تیزر قسمت هشتم به زودی قرار خواهد گرفت.
«دیگر با هم حرف نمیزنیم»؛ تهدید جای مذاکره را میگیرد
هشدار اسپویل

عنوان قسمت هشتم با آنچه در پایان «آس پیک» رخ داد، تناسبی نگرانکننده دارد. هری پس از پی بردن به محل نگهداری مایکل، پسر فرانکی، به او تلفن میزند و هشدار میدهد که ساعت سه بامداد کشته خواهد شد. این تهدید میتواند راهی برای وادار کردن فرانکی به عقبنشینی باشد؛ اما ممکن است درست برعکس عمل کند و دشمنی را که تا امروز هم مهارشدنی نبوده، بیپرواتر سازد. هنوز معلوم نیست هری قصد اجرای تهدیدش را دارد یا از مایکل بهعنوان اهرم فشار استفاده میکند.
«دیگر با هم حرف نمیزنیم» را میتوان به رابطه هری و فرانکی هم تعمیم داد: دو مردی که در قسمت هفتم سر یک میز نشستند، اما هیچکدام واقعا برای مصالحه نیامده بودند. با این همه، سکوت فقط میان دشمنان نیست. خانواده هریگان پس از بازگشت به لندن در ظاهر برای جنگ متحد شدهاند، در حالی که سرافینا برای آیندهای جداگانه پول فراهم میکند، میو همچنان میکوشد آدمها را طبق نقشه خود حرکت دهد و هری، بیخبر از سرنوشت جن، باید همزمان چند بحران را مهار کند.
برای جن نیز راه بازگشت سادهای باقی نمانده است. هری جسد دانی و اسلحهاش را پیدا کرده، اما از محل اختفای او خبر ندارد. پیشنهاد هولناک میو درباره دختر هری نشان میدهد حتی اگر هری تهدید فرانکی را دفع کند، خطر ممکن است از درون خانوادهای بیاید که سالها برایش کار کرده است.
این گرهها با فضای فیلمنامههای رونان بنت هماهنگاند: در جهان او، وفاداری فقط یک شعار نیست، بلکه انتخابی است که شخصیتها باید هزینهاش را بپردازند. جز باترورث، بهعنوان شورانر سریال، کشمکش قدرت را در دیالوگهای تیز و مناسبات خانوادگی زنده نگه داشته است.
«آس پیک»؛ هری برگ برنده را از دل یک تله بیرون کشید
هشدار اسپویل: در ادامه، داستان قسمت هفتم با جزئیات روایت میشود.
قسمت هفتم با هریگانهایی آغاز میشود که از حمله به خانهشان جان سالم بردهاند، اما هنوز معنای شکست را هضم نکردهاند. کنراد برای سگهای کشتهشدهاش عزادار است و میو برای اسبهایش؛ سوگی که خیلی زود به میل انتقام تبدیل میشود. روایت میو از مردی که روزگاری سگ کنراد را آزار داده بود، یادآوری میکند این خانواده اهانت را هرگز فراموش نمیکند. بازگشت آنها به لندن، از همین رو بازگشت به یک شهر نیست؛ اعلام این است که قصد دارند قلمرو از دسترفتهشان را پس بگیرند.
در برابرشان، فرانکی میخواهد هرچه زودتر کار را تمام کند. او این بار بیواسطه سراغ کت مکآلیستر میرود، اما کت برای نتیجه گرفتن فقط یک هفته به او فرصت میدهد. فشار زمانی، جسارت خطرناک فرانکی را بیشتر میکند. در سوی دیگر، هریگانها خانه را برای حمله آماده میکنند، نیروهایشان را سامان میدهند و میکوشند بفهمند در این نبرد چه کسی واقعا کنار آنها ایستاده است. هری و کوین یک مسیر را دنبال میکنند و کنراد و پل مسیری دیگر را؛ اتحاد خانواده برقرار است، اما یکپارچه نیست.
همزمان، هر عضو خانواده مشغول پیش بردن حسابوکتاب خود است. سرافینا برای اجرای طرحی مستقل، از چارلتون ده میلیون یورو میخواهد؛ نشانهای که میگوید رد پیشنهاد همکاری از سوی کنراد، خیال او را از آینده خانواده آسوده نکرده است. میو نیز بار دیگر بیرحمی خود را نشان میدهد و از دختر هری بهعنوان نقطه ضعف هری یاد میکند؛ حتی پیشنهاد میدهد او خودکشی نمایشی کند تا هری از این وابستگی رها شود. چنین حرفی، میان تدارکات جنگ، روشن میکند خطرناکترین تهدید برای نزدیکان هری شاید همیشه فرانکی نباشد.
ادی هم هنوز از سایه آزمون ایرلند بیرون نیامده است. میو وقتی متوجه میشود او به دنبال راه فرار گشته، با خشونت یادآوری میکند که جدا شدن از این خانواده آسان نیست. در «آس پیک»، این برخورد کوتاه اما گویاست: ادی از یک سو میخواهد خود را ثابت کند و از سوی دیگر، بیش از همیشه از جهانی که قرار است وارثش باشد میترسد.
هری در ادامه از یادداشتهای کنراد به نشانی دانی میرسد. او جسد دانی و اسلحهاش را پیدا میکند و زوشا را برای پاکسازی صحنه میفرستد، اما جن ناپدید شده است. غیبت جن در این قسمت بهاندازه حضورش در قسمت قبل اثرگذار است؛ هری میداند چه اتفاقی افتاده، اما نمیداند جن کجاست یا در چه وضعی به سر میبرد. این بیخبری، درست پیش از رویارویی اصلی، فشار دیگری بر او میگذارد.
فرانکی نیز برای رسیدن به هری، پل را هدف میگیرد. او با پول دادن به سیسیلی، عشق قدیمی پل، از او بهعنوان طعمه استفاده میکند و پل را به دام میاندازد. پل در تماس اجباری با هری از واژهای استفاده میکند که میانشان معنایی ویژه دارد: «داداش». هری از همین کلمه میفهمد او در خطر است. این نشانه کوچک، نتیجه سالها شناخت و همکاری است و قسمت بهخوبی از آن برای بالا بردن تعلیق استفاده میکند. با رسیدن ماجرا به کازینوی ریویرا پالم، فرانکی سیسیلی را میکشد و پل به ابزاری در بازی روانی او تبدیل میشود.
هری میداند برای نجات پل وارد تله شده است، اما دست خالی نیامده: او از محل نگهداری مایکل، پسر فرانکی، خبر دارد. گفتن نام زندان نیوگیت ورق را برمیگرداند. صحنه کازینو، با بازی مرگبار رولت روسی و تقابل رو در روی هری و فرانکی، یکی از پرکششترین بخشهای قسمت است. فرانکی میخواهد ثابت کند مهار بازی در دست اوست؛ هری اما نشان میدهد حتی وقتی ظاهرا در موضع ضعف قرار دارد، میتواند خطر را به نزدیکترین نقطه زندگی دشمنش برساند. سرانجام فرانکی اجازه میدهد پل و همراهان هری آزاد شوند، ولی روشن است این ماجرا پایان درگیری نیست.
قسمت با تماس هری با مایکل به پایان میرسد. او بیمقدمه میگوید پسر فرانکی ساعت سه بامداد کشته خواهد شد و تصویر به سیاهی میرود. این پایانبندی، برد و باخت را عمدا معلق نگه میدارد: هری پل را نجات داده، اما حالا جنگ را به جایی برده که ممکن است هیچکس نتواند پیامدش را کنترل کند.
کارگردانی بردی هود در «آس پیک» به تقابل دو شکل از قدرت میدان میدهد: آمادهسازی حسابشده هریگانها و بیپروایی نمایشی فرانکی. بازی تام هاردی در صحنه کازینو با خونسردی کنترلشدهاش اثر میگذارد و جانی فلین، فرانکی را طوری بازی میکند که حتی هنگام شوخی کردن هم خطر از چهرهاش کنار نمیرود. روایت چندخطی قسمت نیز، از طرح مستقل سرافینا تا گرفتاری پل و غیبت جن، نشان میدهد نبرد فقط در یک جبهه جریان ندارد. شاید سرنوشت سیسیلی فرصت بیشتری برای اثرگذاری میخواست، اما حضور کوتاهش هم هزینه انسانی تله فرانکی را ملموس میکند. قسمت هفتم با امتیاز ۷.۵ از ۱۰، با پایانی محکم تماشاگر را به آستانه نبرد بعدی میرساند.
از آغاز فصل دوم، «سرزمین اوباش» آرامآرام دعوای قدرت در شمال لندن را به بحرانی فراگیر برای همه اعضای خانواده تبدیل کرده است: امتیاز قسمتهای اول تا هفتم بهترتیب ۸.۲، ۸.۱، ۸.۴، ۸.۱، ۸.۲، ۷.۶ و ۷.۵ از ۱۰ بوده و امتیاز قسمت ششم نیز پس از انتشار، از رقم اولیه ۸.۲ پایین آمده است. فارغ از نوسان این ارقام، نقطه قوت سریال همچنان پیوند خشونت بیرونی با شکستهای درونی خانواده است. هریگانها برای ماندن در قدرت به یکدیگر نیاز دارند، اما هر بار که کنار هم میایستند، دلیلی تازه برای بیاعتمادی پیدا میکنند؛ و حالا تماس هری با مایکل ممکن است همه آنها را وادار کند بهای این بیاعتمادی را یکجا بپردازند.





