قسمت ۱۸ سریال Sevdiğim Sensin تو همانی که دوست دارم

قسمت ۱۸ سریال Sevdiğim Sensin تو همانی که دوست دارم، اثری دراماتیک که هلین کاندمیر و آیتاچ شاشماز را در نقشهای متفاوت به تصویر میکشد …
قسمت ۱۸ سریال Sevdiğim Sensin تو همانی که دوست دارم که تیزر آن را می توان از این لینک تماشا کرد ، پنجشنبه ۲ مهر ۱۴۰۵ ساعت ۲۰ به وقت محلی از استار تیوی پخش خواهد شد … ؛ دیجله که از زندان آزاد شده و حالا قدرتمندتر برگشته، میخواهد نظم عمارت را به روش خودش بازسازی کند و مقابل اینجی میایستد. در حالی که نیلوفر و جیوان نیز گرفتار و اسیر شدهاند، همچنان با یکدیگر بحث و درگیری دارند. فرمان دوباره به سراغ دیجله میآید. از طرفی علی جبار که از زندان آزاد شده، اولین کارش این است که با اسات ملاقات کند؛ اسات که با دیدن علی جبار شوکه شده، حالش بسیار بد میشود. همین موضوع باعث استرس و نگرانی طاهر و ارکان میشود. طاهر که صبرش لبریز شده، میخواهد بگوید که اسات پدر ارکان نیست و با این وجود به خاطر او بدحال شده است، اما کسی که این راز سر به مهر را میشنود دیجله خواهد بود. حالا دیجله با این حقیقت چه کار خواهد کرد؟
سریال در هفته گذشته ششم شد. ( اخبار ریتینگ روزانه سریال ها )
اما آنچه در قسمت قبلی ( ۱۷ ) شاهدش بودیم …
ارکان از زندان آزاد میشود، اما درست در لحظهای که به آزادی میرسد، با نبردی بسیار سختتر روبهرو میشود. دجله اعتراف کرده که شخصاً فرمان را هدف گلوله قرار داده و ارکان فقط برای محافظت از او، مسئولیت این ماجرا را بر عهده گرفته است. حالا تنها و مهمترین هدف ارکان این است که هرچه زودتر دجله را از زندان بیرون بیاورد.
در همین حال، وضعیت فرمان همچنان بحرانی است و او میان مرگ و زندگی دستوپنجه نرم میکند. تنها فردی که از نظر پزشکی میتواند کلیهاش را به او اهدا کند، دریا است. اما دریا هنوز خبر ندارد که دجله بازداشت شده و از سوی دیگر، فرمان را بزرگترین دشمن خود میداند و حتی نمیخواهد او زنده بماند. همین موضوع، شرایط را برای نجات فرمان پیچیدهتر میکند.
برای طاهر، آزادی ارکان به معنای فرو ریختن تمام نقشههایی است که از قبل چیده بود. او پس از شوک بزرگی که تجربه میکند، در برابر چشم رسانهها دچار حمله صرع میشود. خانواده آلدور از یک سو از آزاد شدن ارکان خوشحالاند و از سوی دیگر، زیر فشار سنگین افشای بیماری پسر بزرگشان قرار میگیرند. در این میان، اسات بیش از همه از این وضعیت ناراحت و آزرده میشود.
ارکان که برای نجات دجله به خانوادهاش پناه میبرد، با ضربهای بزرگ و غیرمنتظره مواجه میشود. وقتی میبیند از سوی خانواده هم حمایتی دریافت نمیکند، به این نتیجه میرسد که فقط یک راه برایش باقی مانده است: متقاعد کردن دریا برای اهدای کلیه به فرمان.
اما درست زمانی که دریا میفهمد دجله بهخاطر تیراندازی به فرمان بازداشت شده، همهچیز تغییر میکند. او این بار نه برای نجات فرمان، بلکه برای نجات خواهرش دجله تصمیم میگیرد وارد مبارزه شود. این تغییر انگیزه، روند اتفاقات را به شکل مهمی تحت تأثیر قرار میدهد.
از سوی دیگر، جیوان در پایان مسیری پنهانی و خطرناک که وارد آن شده، خود را در دل تهدیدی جدی میبیند. نیلوفر پس از ناپدید شدن او، بیسروصدا برای پیدا کردنش دست به تلاش میزند. اما هرچه بیشتر به جیوان نزدیک میشود، خودش هم بیشتر درون خطر کشیده میشود.
در زندان، دجله رنجها و ظلمی را که تحمل میکند، از ارکان پنهان نگه میدارد. او سعی میکند وانمود کند همهچیز تحت کنترل است تا ارکان نگران نشود، اما در واقع از دامهایی که برایش آماده شده بیخبر است. درست در زمانی که امید به آزادی دوباره در دل او و ارکان زنده میشود، اتفاقی رخ میدهد که اصلاً نباید رخ میداد. حادثهای تازه، بار دیگر تمام امیدهای دجله و ارکان را در هم میشکند.
قسمت هفدهم «تو همان کسی هستی که دوستش دارم» با اعترافی تکاندهنده، تلاش برای نجات دجله، بحرانی شدن وضعیت فرمان، فروپاشی نقشهها و شکسته شدن دوباره امیدها، داستان را وارد مرحلهای بسیار احساسی و پرتنش میکند.









