لئونی بنش: از نمایشهای پزشکی کلیشهای تا واقعنمایی در «شیفت شب»
گفتوگو با بازیگر آلمانی درباره تجربه بازی در نقش پرستار و نقد سریالهای پزشکی تلویزیونی

لئونی بنش، بازیگر آلمانی که با فیلم «اتاق معلمان» (The Teachers’ Lounge) شناخته شده، معتقد است نمایشهای پزشکی تلویزیونی اغلب تصویری غیرواقعی و اغراقشده از فعالیتهای بیمارستانی ارائه میدهند. او که در فیلم «شیفت شب» (Late Shift) به کارگردانی پترا وولپه نقش «فلوریا» را ایفا میکند، تجربهای کاملاً متفاوت از این کلیشهها داشته است.
در این فیلم، بنش نقش پرستاری سختکوش را بازی میکند که در شیفت شب بیمارستانی بزرگ در سوئیس مشغول به کار است و فشارهای سنگین این شغل را به تصویر میکشد. او درباره تفاوت این اثر با سریالهای معمول پزشکی میگوید: «معمولاً پزشکان در فیلمها و سریالها تمام وقت صفحه نمایش را در اختیار دارند و تمام داستانها حول آنها میچرخد؛ اما در واقع، پرستاران هستند که کنار تخت بیمار حضور دارند، کارهای پیچیده پزشکی انجام میدهند و نقش کلیدی دارند، چیزی که در سریالهای معمول اورژانس دیده نمیشود.»
فیلم «شیفت شب» این هفته توسط شرکت ورتیگو در بریتانیا و ایرلند اکران شده است؛ در زمانی که صنعت سلامت این کشور با مشکلات فراوانی روبروست. پزشکان مقیم بریتانیا اخیراً اعتصاب پنجروزهای را درباره دستمزد و بازنشستگی به پایان رساندهاند و پرستاران، که معمولاً با حجم کاری بالا و دستمزد پایین مواجهاند، در حال بررسی پیوستن به این اعتراضات هستند. کمبود نیروی پرستاری مشکلی جدی در بریتانیا و اروپا است و سرویس بهداشت ملی این کشور (NHS) با وجود مشکلات فراوان، بهواسطه تلاش بیوقفه پرستارانش سرپا مانده است؛ درست مانند شخصیت «فلوریا» که بلافاصله پس از پوشیدن کفشهای مخصوصش، وارد کار میشود.

لئونی بنش در طول یک دوره کارآموزی کوتاه در بیمارستانی در بازل، شیفتهای شبانه و روزانه را تجربه کرد و پترا وولپه به او توصیه کرد به نحوه حرکت و تعامل پرستاران در راهروها دقت کند. آنچه بنش دید، هیچ شباهتی به تصاویر اغراقآمیز سریالهای پزشکی نداشت؛ سریالهایی که از دههها پیش تا به امروز همچون ویروسی در تلویزیونها پخش شدهاند. بنش اشاره میکند که سریالهایی مانند «اورژانس»، «هاوس» و «آناتومی گری» داستانهایی اغراقآمیز و گاه غیرواقعی دارند، هرچند او فصلهای اولیه «آناتومی گری» را بهتر از فصلهای اخیر میداند.
اما «شیفت شب» بر پایه تحقیقات دقیق وولپه ساخته شده است؛ بنش میگوید: «کارگردان چیزی را بیش از حد دراماتیزه نمیکند، چون واقعیت خودش به اندازه کافی دراماتیک است.» او همچنین تفاوت این فیلم با فیلم قبلی خود «اتاق معلمان» را اینگونه توضیح میدهد: «اتاق معلمان فیلمی درباره مشکلات و بحثهای فکری است، اما فلوریا در «شیفت شب» فقط کارش را انجام میدهد و برنامه پنهانی ندارد.»
از نکات جالب توجه، نحوه تعامل پرستاران با تجهیزات و داشتن همزمان دو ابزار در دست است که وولپه به بنش توصیه کرده بود به آن توجه کند. همچنین به او گفته شده بود که نباید از تماس با مایعات بدن ترس داشته باشد و پرستاران برای انجام کارهای عملی و کثیف تردید نمیکنند. بنش این موضوع را با تجربه زندگی شخصی خود مرتبط میداند و میگوید: «من سه برادر کوچکتر دارم و مادرم همیشه دست به کار بود و از لمس کردن و انجام کارها نمیترسید.»

یکی از صحنههای مهم فیلم، نمای طولانی چهار دقیقهای از انتقال یک بیمار مضطرب به آسانسور است که بنش آن را مانند یک رقص توصیف میکند و میگوید برای ثبت این سکانس بارها تمرین کردند.
بنش علاقهمند به فیلمهایی است که به کار در خدمات عمومی میپردازند و معتقد است تمرکز «شیفت شب» بر نمایش واقعی کار پرستار است: «میبینیم چقدر زمان صرف مخلوط کردن داروها میشود، وقتی پرستار برای آوردن مسکن به سراغ بیمار میرود، و پروسههای سختگیرانه امضای مورفین که اگر رعایت نشود ممکن است باعث اخراج شود.»
او در طول فیلمبرداری با پوشیدن یونیفرم در شیفتهای واقعی بیمارستان حضور داشت و همراه پرستاران به ملاقات بیماران میرفت. در یکی از شبهای آرام، فرصت پرسیدن سوال از کارکنان بهداشتی را پیدا کرد و همین باعث شد که وولپه تصمیم بگیرد فیلم را در شب جریان دهد. بنش تاکید میکند که به دلیل نداشتن تخصص پزشکی اجازه نداشت به بیماران دست بزند و فقط در انجام کارهای ساده مانند تهیه چای کمک میکرد.
او از واژه سوئیسی «شنوپی» یاد میکند که به معنای «بو کشیدن» (بو بردن به چیزی) است و پرستاران قبل از ورود به اتاق بیماران، اجازه میگیرند که کسی مشکلی نداشته باشد. اکثر افراد تصور میکردند بنش دانشجو است، اما یک بیمار حدس زده بود که او بازیگر است.
بنش در حین فیلمبرداری، جزئیات کار پرستاری مانند ثبت دقیق اطلاعات در کامپیوتر و انجام پروسههای تزریق وریدی را به دقت مشاهده کرد و حتی حرکات پرستاران را در باز کردن سرنگ و اتصال آن به یک جریان یکپارچه تبدیل کرد که کارگردان و فیلمبردار خواستار تکرار آن در فیلم بودند.
او درباره مواجهه با صحنههای ناخوشایند میگوید: «نباید از این چیزها ترسید، چون اگر ترس داشته باشی، پرستار خوبی نخواهی بود. حتی اگر ترس داشته باشی، نباید نشانش دهی.» پرستاران برای حفظ عزت بیماران باید در لحظات ناخوشایند چهرهای بیتفاوت داشته باشند.
بنش خاطرهای جالب از ترکیب زندگی هالیوودی و کار در بیمارستان را تعریف میکند؛ وقتی در اوج فصل جوایز اسکار بود و در حال فیلمبرداری صحنه تعویض لباس بیاختیاری یک بیمار بود، همزمان نامزدهای اسکار اعلام شد و آنها در اتاق استراحت به تماشای زنده مراسم نشستند.
او همچنین درباره دوران کودکی و ورودش به دنیای بازیگری صحبت کرد. والدین بنش تلویزیون را از خانه دور نگه داشته بودند و او شبها کنار آتش خانوادگی به مطالعه و گفتگو میپرداخت. تجربه حضور در جشنواره کن ۲۰۰۹ برای فیلم «روبان سفید» ساخته مایکل هانکه که برنده نخل طلا شد، برای او ترسناک و چالشبرانگیز بود. او درباره آن روزها میگوید: «مثل یک سیبزمینی قرمز و برهنه بودم و هیچ چیز درباره دنیای جشنواره نمیدانستم.»
پس از آن تجربه، مدتی شک داشت که آیا بازیگری مسیر درستی برایش است یا خیر، اما بعد از سفر به هالیوود و شرکت در مراسم اسکار، با دیدن استرس و فشار زیاد افراد حاضر، تصمیم گرفت کمی دور شود و تحصیلاتش را ادامه دهد.
او چند سال در لندن در مدرسه موسیقی و دراما تحصیل کرد و پس از بازگشت به برلین، با عوامل جدید همکاری خود را آغاز کرد.
لئونی بنش امروز به عنوان بازیگری با تبحر شناخته میشود که تجربههای واقعی و دقیق خود را در نقشهایش به تصویر میکشد و تلاش دارد تصویری متفاوت و واقعیتر از زندگی پرستاران و کارکنان بیمارستان ارائه دهد.





