مهراوه شریفینیا از چالش های زندگی شخصی و دوران کودکی خود گفت

مهراوه شریفینیا ، بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون ایراندر مصاحبه اخیرش ، ورود حرفهای به بازیگری و کودکی سختش را روایت کرد.
مهراوه شریفینیا می گوید :
فعالیت جدی من از سال ۱۳۸۵ با سریال ساعت شنی شروع شد، یعنی تا قبلش استمرار وجود نداشت، هر از گاهی پیشنهاد جالبی اگر بود، اگر آدم ویژهای بود، میرفتم تست میدادم؛ سال ۱۳۸۵ بهرام بهرامیان به من پیشنهاد کار در ساعت شنی را داد.
من آن سال پایاننامه داشتم و روزی ۶ ساعت پیانو میزدم و میگفتم اگه بروم سرکار چه کنم. آقای بهرامیان دوست خانوادگی ما بودند و دوست داشتند که همکاری کنیم. متن و نقش خیلی خوب بودند و جزو معدود متن های درخشان تلویزیون.
ضربه آخر را هم بابا زد و با من صحبت کرد و گفت تکلیف خودت را روشن کن، اگر نمی روی سر این کار دور بازیگری را خط بکش، می خواهی برو موسیقی بخوان، می خواهی از ایران برو یا میخواهی معلم پیانو شو…
این جور مواقع بابا از سیستم تحقیر هم استفاده می کند و میگوید چکار داری میکنی در زندگیت و…، این نقش فوقالعاده است اگر این را از دست بدهی به نظرم به بازیگری جدی فکر نمی کنی.
منم تکلیف را مشخص کردم، مهشید نقش زیبایی بود، آن چیزی که من یاد گرفتم این بود که تو به عنوان یک بازیگر سرمایه خودت ، رنج و غصههای زندگیت هستند.
من برخلاف تصور خیلی ها کودکی سختی داشتم که واردش نمی شوم ولی این کودکی سخت خیلی به من کمک کرد برای خیلی چیزها، به تو ناخودآگاه عمق میدهد و رنجی که تحمل کردی به تو کمک میکند بهتر دیگران را درک کنی و وقتی درک بهتر دیگران را داری نقشها را بهتر میتوانی درک کنی و ادبیات، ادبیات به تو این امکان را میدهد که آدمهای دیگه را ببینی و حق بدهی، قضاوتشون نکنی، بفهمی و خودت بتوانی زندگی را بسازی، دوستی من و هر کسی با ادبیات باعث میشه تخیل قوی داشته باشی و این به شدت روی بازیگری تاثیر میگذاره.





