دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
نقد و بررسی

نقد فیلم «سقوط ۲: لبه‌مرگ» (Fall 2: Deadpoint)؛ تپش قلب در ارتفاع چهارهزار پایی

وقتی در سال ۲۰۲۲ فیلم کم‌هزینه و سه‌میلیون دلاری «سقوط» با فروش غافلگیرکننده ۲۲ میلیون دلاری در گیشه‌ها درخشید و مدتی بعد در نتفلیکس تبدیل به یک پدیده وایرال شد، هیچ‌کس فکرش را نمی‌کرد این تریلر جمع‌وجور بقامحور قرار است به یک فرنچایز سینمایی تمام‌عیار تبدیل شود. ایده معلق ماندن دو دوست صخره‌نورد بر فراز یک دکل مخابراتی دوهزار فوتی، نمونه بارز یک اثر تک‌موقعیتی با پایانی مشخص بود که ذاتاً نیازی به دنباله نداشت. با این حال، کمپانی لاینزگیت و تیم سازنده تصمیم گرفتند دست روی دست نگذارند و حالا با فیلم سینمایی «سقوط ۲: لبه‌مرگ» (Fall 2: Deadpoint) برگشته‌اند؛ اثری که صندلی کارگردانی‌اش از اسکات من به برادران اسپیریگ یعنی پیتر و مایکل اسپیریگ رسیده، اما فیلمنامه آن همچنان حاصل همکاری اسکات من و جاناتان فرانک است. برادران اسپیریگ که پیش از این ساخت آثاری چون «تقدیر»، «روزشکنان» و بازسازی «جیگ‌ساو» را در کارنامه دارند، اینجا هم تلاش کرده‌اند تعلیق دلهره‌آور فیلم اول را زنده نگه دارند، اما هم‌زمان ابعاد ماجرا را به قلمرو اکشن‌ماجراجویی عامه‌پسندتر و ملودرام‌های پرپیچ‌وخم گسترش دهند.

داستان Fall 2: Deadpoint درست در امتداد اتفاقات مرگبار نسخه قبلی کلید می‌خورد؛ جایی که ویدئوی سقوط و مرگ دلخراش شایلو با هنرنمایی ویرجینیا گاردنر در شبکه‌های اجتماعی دست‌به‌دست چرخیده و او را به چهره‌ای ترند تبدیل کرده است. در این میان، خواهر بزرگ‌تر او جکس هانتر با بازی هریت اسلیتر، درگیر عذاب وجدان سنگینی ناشی از آخرین کلمات تلخی است که پیش از حادثه به شایلو گفته بود. با سررسیدن لوس با درخشش آرسما توماس، دوست دانشگاهی شایلو، قراری عجیب میان آن‌ها شکل می‌گیرد؛ رفتن به تایلند برای فتح گذرگاه چوبی و مرگبار «آرنج شیطان» روی صخره‌های کوه کوان، تا با این صعود جسورانه یاد شایلو را زنده کنند و بر ترس‌های درونی‌شان غلبه نمایند. آن‌ها در تایلند راهنمایی خوش‌تیپ به نام جان با بازی تام بریتنی را استخدام می‌کنند، اما درست وسط مسیر و در شرایط نامساعد جوی، زلزله و رانش شدید صخره‌ها مسیر بازگشت را ویران کرده، جان را از آن‌ها جدا می‌کند و دو دختر را در ارتفاع سرگیجه‌آور سه‌هزار تا چهارهزار پایی معلق و سرگردان رها می‌سازد.

از نظر فنی و مکانیسم ایجاد دلهره، «سقوط ۲: لبه‌مرگ» دقیقاً همان چیزی را تحویل می‌دهد که علاقه‌مندان به ترشح آدرنالین انتظار دارند. تخته‌های چوبی در حال پوسیدن، پیچ و مهره‌های زنگ‌زده‌ای که به سبک سری فیلم‌های «مقصد نهایی» هر لحظه از جا درمی‌روند و زوایای دوربین با نمای دید اول‌شخص که حس سقوط در خلاء را به جان تماشاگر می‌اندازند، همگی باعث می‌شوند کف دست‌هایتان خیس عرق شود. با اینکه به دلیل شرایط تولید، بخش زیادی از صحنه‌ها در استودیو و با جلوه‌های رایانه‌ای ضبط شده و شاید حس واقع‌گرایانه صخره‌نوردی زنده را تا حدی تعدیل کند، اما هیجان خالص و کلاستروفوبیای ناشی از ارتفاع کار خودش را به درستی انجام می‌دهد و تماشاگر را روی لبه صندلی‌اش میخکوب نگه می‌دارد.

اما آن نقطه‌ای که Fall 2: Deadpoint را از یک تریلر بقای ناب فاصله می‌دهد و آن را شبیه به یک اثر پرتعلیق عامه‌پسند می‌کند، اصرار وسواس‌گونه فیلمنامه بر تکرار الگوهای روایی فیلم قبلی است. درست در لحظاتی که شخصیت‌ها روی لبه یک پرتگاه مرگبار معلق‌اند و هر ثانیه می‌تواند آخرین نفس‌شان باشد، ناگهان شروع به افشاگری رازهای پنهان گذشته، خیانت‌های رابطه‌ای و درگیری‌های عاطفی می‌کنند؛ گویی درام زناشویی یا خانوادگی‌شان را به خطرناک‌ترین نقطه ممکن برده‌اند تا تسویه‌حساب کنند! این پیچش‌های داستانی گرچه در وهله اول غافلگیرکننده‌اند، اما به منطق واقع‌گرایانه بقا ضربه می‌زنند و در پرده سوم، تنش موقعیت را تا حدی به مرز کمدی ناخواسته نزدیک می‌کنند. با این حال، شیمی قوی و بازی‌های باورپذیر هریت اسلیتر و به ویژه آرسما توماس که پیش‌تر در سریال «ملکه شارلوت» خوش درخشیده بود، حفره‌های شخصیتی را پر می‌کند و کاری می‌کند که تا آخرین لحظه نگران سرنوشت‌شان باشید.

یکی از نکات کنجکاوی‌برانگیز «سقوط ۲: لبه‌مرگ»، نحوه گره زدن این دنیا به آینده است. حضور کوتاه و افتخاری گریس کارولین کری در نقش بکی از فیلم نخست، بیشتر از آنکه یک ارتباط روایی طبیعی باشد، شبیه به صحنه‌های پس از تیتراژ فیلم‌های ابرقهرمانی دنیای مارول عمل می‌کند تا زمینه‌ساز فیلم سوم شود؛ دنباله‌ای که خبر ساخت هم‌زمانش با همین فیلم اعلام شده و به نظر می‌رسد قرار است با گرد هم آوردن بازماندگان، به نسخه‌ای صخره‌نوردانه از «انتقام‌جویان» تبدیل شود!

اثر Fall 2: Deadpoint شاید به تمیزی و نوآوری فیلم نخست نباشد و در بخش‌هایی از فیلمنامه مخاطب را به چشم‌پوشی از منطق دعوت کند، اما بدون شک به عنوان یک دنباله بلاک‌باستری پرهیجان، مأموریت سرگرم‌کنندگی‌اش را به سرانجام می‌رساند. اگر قصد دارید ۹۷ دقیقه دلهره ارتفاع، پیچش‌های پاپ‌کورنی و تعلیق‌های نفس‌گیر را تجربه کنید، این فیلم گزینه جذابی است که ثابت می‌کند این مجموعه برای حفظ نبض تماشاگر در ارتفاعات، ترفندهای زیادی در آستین دارد.

امتیاز - ۷

۷

امتیاز کاربران: اولین نفری باشید که امتیاز می دهد!

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا