نقد و بررسی فیلم «رله» (relay)؛ تریلری هوشمندانه و مدرن با حال و هوای نوستالژیک دهه ۷۰

«رله» ساخته دیوید مککنزی، فیلمی است که از همان صحنه اول تا پیچش پایانی، با هوشمندی، هیجان و جذابیت خاص خود مخاطب را درگیر میکند. این اثر، تریلری مدرن با حال و هوای پارانوئید است که یادآور دوران طلایی ژانر در دهه ۱۹۷۰ میباشد، هرچند بهروشنی میتوان «مایکل کلایتون» را به عنوان یکی از نقاط مرجع آن دانست. شخصیت اصلی داستان، اش (با بازی درخشان و متأثرکننده ریز احمد)، مردی الکلی است که پس از ترک زندگی معمولی خود، به یک واسطه معاملات زیرزمینی تبدیل شده است.
اش تخصص خاصی در محافظت از افشاگران دارد؛ افرادی که اسرار شرکتهای بزرگ را برملا میکنند و در معرض تهدید جدی هستند. روش کار او کاملاً آنالوگ و منحصر به فرد است: او تنها از طریق یک سرویس پیامرسانی که برای کمک به افراد ناشنوا طراحی شده، با مشتریان و شرکتهای شرور ارتباط برقرار میکند. صدای او هرگز شنیده نمیشود و نامش نیز فاش نمیگردد؛ او پیامها را تایپ میکند و تیمی از اپراتورهای حرفهای آنها را به طرف مقابل منتقل میکنند. «رله» در دنیای دیجیتال امروز، داستان مردی است که در پناه تکنولوژی ساده و قدیمی، در برابر پیچیدگیهای مدرن پنهان میشود.
استخدام اش خود یک بازی موش و گربه است؛ در نیمه اول فیلم، او در حال محافظت از مشتری جدیدش، سارا (با بازی لیلی جیمز)، است که در عین حال باید تیم کشتار از سوی یک شرکت بیوتکنولوژی را از تعقیب او منصرف کند. سارا کشف کرده است که یک نوع جدید گندم، عوارض جانبی سرطانزایی دارد و برای همین مدارک مربوط به آن را دزدیده است. تیمی به رهبری سام ورثینگتون، با شخصیت پیچیده و تهدیدآمیز، به دنبال بازگرداندن این مدارک هستند و اش باید تضمین کند که سارا از این معامله جان سالم به در ببرد.

اگرچه داستان ساده به نظر میرسد، اما فیلمنامه جاستین پیاسکی با پیچیدگیهای بازیهای ذهنی میان اش و تیم تعقیبکننده، لذتبخش و نفسگیر است. فیلم با ظرافتی مثالزدنی، تقابل دو طرف را همچون دو کوسه گرسنه به تصویر میکشد که برای دستیابی به یک هدف واحد، به دور هم میچرخند. شخصیت اش که با وجود تلاش برای ناشناخته ماندن، به وضوح نماد تنهایی است، به خوبی پرداخته شده است. تنهاییای که در هیاهوی شهر نیویورک و شلوغیهای آن، بیشتر به چشم میآید.
مککنزی با فیلمبرداری دقیق و وفادارانه در خیابانهای نیویورک، از تایمز اسکوئر گرفته تا تالار شهر، فضایی واقعی و ملموس خلق کرده است که حس میکنید تنها یکی از میلیونها داستانی است که در این شهر اتفاق میافتد. این وفاداری به مکانها، فیلم را از فریب دادن مخاطب به سمت فضاسازیهای ساختگی دور نگه میدارد.
شخصیت اش، با تمام هوشمندی و البته آسیبپذیریاش، به دنبال برقراری ارتباط انسانی است؛ هرچند تنها دوست او، حامی جلسات ترک اعتیادش است که شاید بتوان نام «دوست» را به او اطلاق کرد. این حس نیاز به ارتباط در تعاملات اش با سارا به وضوح دیده میشود، حتی اگر روند رشد رابطه آنها کمی سریع و غیرواقعی به نظر برسد، اما این بخشی از جذابیت داستان است و فیلم به خوبی از آن بهره میبرد.
دیوید مککنزی به عنوان کارگردانی که هرگز فیلمی شبیه به دیگری نمیسازد، در «رله» نیز توانایی خود را در خلق تریلری کمنظیر به نمایش گذاشته است. آثار قبلی او مانند «جهنم یا آبهای خروشان» و «شاه قانونشکن» همگی نشاندهنده تمرکز ویژهاش بر انزوا و تنهایی مردانه در دل آشوبهای زندگی هستند. در «رله»، استفاده از دوربین دستی و سبک واقعگرایانه، همخوانی کاملی با داستان دارد و از افراط در جلوههای بصری خودداری شده است تا تمرکز اصلی روی روایت و شخصیتها باشد.
فیلم با اعتماد به نفس و ظرافتی خاص، پیچیدگیهای داستانی را به گونهای به نمایش میگذارد که هیچ بخش از روایت بیش از حد آشکار یا سادهانگارانه نیست. این رویکرد باعث شده تا «رله» همزمان جذاب و پنهان باقی بماند؛ درست مانند شخصیت اصلیاش.
هرچند برخی صحنهها، به ویژه بخشهایی که اش در جلسات ترک اعتیاد حضور دارد و درباره گذشتهاش سخن میگوید، از لحاظ دراماتیک چندان قوی نیستند و به نظر میرسد بخواهند بیش از حد شخصیت را توضیح دهند، اما این نکته کوچک در برابر کلیت موفق فیلم کمرنگ میشود.
پایان فیلم، اگرچه غیرمنتظره و قابل تأمل است، ممکن است در نگاه دقیق منطقی کامل نداشته باشد، اما در سطح احساسی و دراماتیک به خوبی عمل میکند و به فیلم انسجام و ضربآهنگ میبخشد.
ریز احمد در نقش اش، با آرامش و عمق خاص خود، نقطه قوت اصلی فیلم است و لیلی جیمز نیز در نقش سارا به خوبی مکمل اوست. حضور سام ورثینگتون نیز با بازی قابل توجهش، به لایههای داستانی فیلم عمق و هیجان اضافه میکند.
در مجموع، «رله» تریلری خوشساخت، هوشمندانه و جذاب است که در دنیایی پر از فساد و خطر، به داستانی انسانی، شخصی و تأملبرانگیز میپردازد. این فیلم نه قصد دارد انقلابی در ژانر ایجاد کند و نه با جلوههای بصری افراطی مخاطب را تحت تأثیر قرار دهد؛ بلکه میخواهد داستانی ساده اما پر از ظرافت درباره تنهایی، اعتماد و مبارزه برای عدالت روایت کند و در این امر موفق است.
جمع بندی
امتیاز - ۶٫۷
۶٫۷
متوسط
«رله» ساخته دیوید مککنزی، تریلری مدرن و هوشمندانه است که با فضاسازی واقعگرایانه در خیابانهای نیویورک و بازی تأثیرگذار ریز احمد، داستان مردی الکلی و منزوی را روایت میکند که بهعنوان واسطهای زیرزمینی از افشاگران محافظت میکند. فیلم با تمرکز بر تنهایی و پیچیدگیهای روانی شخصیتها و بازیهای ذهنی میان آنها، فضایی نفسگیر و جذاب خلق میکند و در عین حال از افراط در جلوههای بصری پرهیز میکند تا روایت ساده اما تأملبرانگیزی درباره اعتماد، مبارزه برای عدالت و انسانیت ارائه دهد. اگرچه برخی صحنهها کمی دراماتیک ضعیفتر هستند، «رله» در مجموع با پایان احساسی و بازی قوی بازیگرانش، اثری موفق و متفاوت در ژانر تریلر است.





