دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
اخبار سریال خارجیسریال زیر ذره بیننگاهی اجمالی

پایان سریال «The Other Bennet Sister»؛ چیزی که انتظارش می‌رفت …

هشدار اسپویل: در ادامه، داستان کامل قسمت پایانی سریال «The Other Bennet Sister» فاش می‌شود...

یکی از ویژگی‌های همیشگی رمان‌های جین آستین این بود که شخصیت‌هایش، پس از عبور از سوءتفاهم‌ها، فشارهای اجتماعی، بحران‌های خانوادگی و انتخاب‌های دشوار، در نهایت به نوعی پایان خوش می‌رسیدند. هر شش رمان اصلی آستین و آثار وابسته به جهان او، کم‌وبیش بر همین اصل بنا شده‌اند: خوشبختی نه به‌عنوان نتیجه‌ای ساده و فوری، بلکه به‌عنوان پاداش شناخت خود، رشد عاطفی و انتخاب درست.

سریال «The Other Bennet Sister»، اقتباس ۱۰ قسمتی بریت‌باکس (BritBox) از رمان سال ۲۰۲۰ جنیس هدلو، کاملاً در همین سنت قرار می‌گیرد. این سریال با تمرکز بر مری بنت با بازی الا بروکولری، خواهر کمتر دیده‌شده خانواده بنت در جهان «Pride and Prejudice»، تلاش می‌کند به شخصیتی صدا بدهد که در روایت کلاسیک جین آستین اغلب در حاشیه قرار داشت. اما مسیر مری به خوشبختی، برخلاف بسیاری از پایان‌های ظاهراً ساده عاشقانه، پر از تردید، فشار خانوادگی، انتخاب‌های دشوار و مواجهه با مادر سلطه‌گرش است.

فینال «The Other Bennet Sister» هم‌زمان چند خط داستانی مهم را به پایان می‌رساند: رابطه ناتمام مری با آقای رایدر، عشق واقعی او به آقای هیوارد، رابطه پیچیده‌اش با خانم بنت، آشتی نسبی با دوشیزه بینگلی و در نهایت، یافتن صدای مستقل خود به‌عنوان زنی که دیگر فقط «خواهر دیگر بنت» نیست.

بازگشت خانم بنت به لندن؛ تلاش تازه برای شوهر دادن مری

قسمت پایانی با ورود خانم بنت با بازی روث جونز به لندن آغاز می‌شود. او همچنان همان مادر سلطه‌گر، مضطرب و پیگیر ازدواج دخترانش است؛ زنی که مأموریت زندگی‌اش را در یافتن شوهر مناسب برای دختران خانواده بنت می‌بیند. حالا که مری آخرین دختر مجرد خانواده است، خانم بنت تصمیم گرفته با همان انرژی همیشگی، زندگی او را نیز سر و سامان دهد.

او بدون توجه جدی به خواسته‌های واقعی مری، مجموعه‌ای از معرفی‌ها و ملاقات‌ها با خواستگاران احتمالی ترتیب داده است. برای خانم بنت، پرسش اصلی این نیست که مری چه می‌خواهد یا قلبش کجاست؛ مسئله این است که دخترش باید ازدواج کند، آن هم هرچه زودتر و هرچه مناسب‌تر.

این موقعیت، مری را بار دیگر در برابر همان فشار قدیمی قرار می‌دهد: آیا باید مطابق انتظار خانواده و جامعه عمل کند، یا مسیر خود را انتخاب کند؟ فینال سریال دقیقاً بر همین کشمکش بنا شده است.

ورود ناگهانی آقای رایدر به خانه گاردینرها

در میان نقشه‌های خانم بنت برای معرفی مری به مردان مناسب، آقای رایدر با بازی لوری دیویدسن ناگهان وارد خانه گاردینرها در خیابان گریس‌چرچ لندن می‌شود. او از مری می‌خواهد که با او در خلوت صحبت کند.

خانم بنت، که همیشه آماده تعبیر هر موقعیت به‌عنوان فرصت ازدواج است، تصور می‌کند این همان لحظه‌ای است که منتظرش بوده. از نگاه او، آقای رایدر آمده تا دوباره به مری پیشنهاد ازدواج بدهد و این بار شاید همه‌چیز به شکل مطلوب پیش برود. به همین دلیل، تقریباً مری را به زور به اتاق پذیرایی می‌فرستد تا با او تنها صحبت کند.

اما گفت‌وگوی مری و آقای رایدر، برخلاف انتظار خانم بنت، فقط یک خواستگاری ساده نیست. آقای رایدر ابتدا از مری عذرخواهی می‌کند؛ به‌خاطر آن‌چه در قسمت نهم و در ناحیه لیک دیستریکت رخ داد؛ جایی که مری و دوشیزه بینگلی در موقعیتی خطرناک قرار گرفتند. سپس خبر مهمی را فاش می‌کند: او به‌طور غیرمنتظره‌ای وارث بانو کاترین دو بورگ شده است.

این تغییر وضعیت، جایگاه اجتماعی و مالی آقای رایدر را کاملاً عوض کرده است. او حالا ثروتی قابل توجه در اختیار دارد و می‌تواند پیشنهادی رسمی، محترمانه و از نظر اجتماعی پذیرفتنی به مری بدهد.

پیشنهاد رسمی آقای رایدر؛ این بار نه زندگی رسواگرانه در ایتالیا، بلکه ازدواج

پیشنهاد آقای رایدر در فینال، تفاوت مهمی با پیشنهاد قبلی او دارد. پیش‌تر، او از مری خواسته بود همراهش به ایتالیا برود و با او زندگی کند؛ پیشنهادی که در چارچوب اجتماعی آن دوران رسواگرانه و غیرقابل‌قبول بود. اما اکنون، با به‌دست آوردن ثروت و جایگاه تازه، او پیشنهاد ازدواج رسمی می‌دهد.

از نظر ظاهری، این پیشنهاد می‌تواند همان چیزی باشد که خانم بنت آرزویش را دارد: مردی ثروتمند، دارای موقعیت، علاقه‌مند به مری و آماده ازدواج. اما مری دیگر آن زن مردد و بی‌صدا نیست. او می‌داند که ازدواج فقط راهی برای امنیت اجتماعی نیست؛ دست‌کم برای او، عشق و صداقت عاطفی اهمیت دارد.

مری پیشنهاد آقای رایدر را رد می‌کند و دلیلش را ساده و صریح می‌گوید: او آقای رایدر را دوست ندارد.

آقای رایدر با امیدی اندوهگین می‌پرسد آیا ممکن است مری در آینده او را دوست بدارد؟ اما مری سرش را تکان می‌دهد و پاسخ منفی می‌دهد. او نمی‌خواهد با وعده‌ای دروغین، هم خود و هم آقای رایدر را گرفتار ازدواجی بی‌عشق کند. مری به او می‌گوید که شایسته یافتن خوشبختی واقعی است و حتی تشویقش می‌کند که با وجود رد پیشنهاد، باز هم به ایتالیا برود.

این لحظه، نقطه‌ای کلیدی در رشد شخصیت مری است. او دیگر از سر ترس، اجبار، فشار مادر یا امنیت مالی تصمیم نمی‌گیرد. او با صداقت، پیشنهاد مردی ثروتمند را رد می‌کند، چون قلبش جای دیگری است.

تقابل مری با خانم بنت؛ بازتابی از «Pride and Prejudice»

وقتی آقای رایدر قصد ترک خانه را دارد، خانم بنت که هنوز متوجه وضعیت نشده، تلاش می‌کند او را نگه دارد. او نمی‌فهمد که مری پیشنهاد را رد کرده و فرصت ازدواجی «مناسب» را از نظر او از دست داده است. این ناتوانی خانم بنت در شنیدن خواسته واقعی دخترش، مری را خشمگین می‌کند.

مری بالاخره به مادرش فریاد می‌زند و از او می‌خواهد عقب بکشد. سپس با عصبانیت از خانه خارج می‌شود.

این صحنه آشکارا یادآور لحظه‌ای مهم از «Pride and Prejudice» است؛ جایی که الیزابت بنت پیشنهاد آقای کالینز را رد می‌کند و در برابر فشار مادرش برای پذیرش ازدواجی بی‌عشق می‌ایستد. در «The Other Bennet Sister»، مری همان کاری را می‌کند که پیش‌تر خواهرش الیزابت انجام داده بود: او از حق خود برای انتخاب زندگی‌اش دفاع می‌کند.

اما برای مری، این لحظه حتی معنای عمیق‌تری دارد. الیزابت همیشه شخصیتی تیزهوش، مستقل و مقاوم بود، اما مری سال‌ها در حاشیه، زیر سایه خواهرانش و زیر قضاوت خانواده زندگی کرده است. بنابراین ایستادگی او در برابر خانم بنت، فقط رد یک خواستگار نیست؛ اعلام استقلال شخصیتی است.

دیدار دوباره با آقای اسپارو؛ یادآوری راهی که مری می‌توانست برود

پس از ترک خانه، مری روی نیمکتی در پارک می‌نشیند. در همان‌جا، با چهره‌ای قدیمی روبه‌رو می‌شود: آقای اسپارو با بازی آرون گیل، شخصیتی که از ابتدای فصل دیگر دیده نشده بود.

آقای اسپارو به مری ملحق می‌شود و گفت‌وگویی دوستانه میان آن‌ها شکل می‌گیرد. او می‌گوید که اکنون خودش پزشک شده است؛ همان چیزی که همیشه می‌خواست. مری با دیدن موفقیت او متوجه می‌شود که آقای اسپارو توانسته مسیر آرزوهایش را دنبال کند.

آقای اسپارو نیز می‌گوید همیشه تصور می‌کرده مری روزی در جایی به تحصیل ادامه دهد. مری در پاسخ از آرزوی تازه‌اش می‌گوید: او دوست دارد معلم سرخانه دختری بزرگ‌تر شود. آقای اسپارو پیشنهاد می‌کند شاید روزی مری بتواند معلم سرخانه دختر او باشد. مری از این ایده خوشش می‌آید، اما می‌گوید مادرش احتمالاً چنین چیزی را تأیید نمی‌کند.

در این‌جا آقای اسپارو پرسشی مهم از او می‌پرسد: چرا مری هنوز هم تلاش می‌کند تأیید مادرش را به دست آورد، وقتی به نظر می‌رسد این تأیید تقریباً ناممکن است؟

این سوال، مستقیماً به قلب درگیری درونی مری می‌زند. او در تمام زندگی‌اش کوشیده دیده شود، پذیرفته شود و از سوی مادرش تأیید شود، اما خانم بنت او را بیشتر به‌عنوان مشکلی برای حل کردن دیده است تا انسانی با خواسته‌های مستقل.

گفت‌وگوی صادقانه مری و خانم بنت؛ مادر هم قربانی بوده است

پس از بازگشت، مری با مادرش روبه‌رو می‌شود و صحنه‌ای مهم میان آن‌ها شکل می‌گیرد. مری به خانم بنت می‌گوید که تصمیمش را گرفته و قصد ندارد پیشنهاد آقای رایدر را دوباره بررسی کند. او مسیر خودش را انتخاب کرده و در زندگی‌اش در لندن نوعی شادی و معنا یافته است.

مری همچنین به مادرش یادآوری می‌کند که ازدواج‌های ناخوشبخت زیادی دیده و نمی‌خواهد خودش را به ازدواجی بدون عشق بسپارد. این جمله اهمیت زیادی دارد، چون جهان آستنی پر از ازدواج‌هایی است که گاه از روی مصلحت، فشار مالی یا ترس اجتماعی شکل گرفته‌اند. مری حالا می‌داند امنیت بدون عشق، برای او خوشبختی نمی‌آورد.

اما فینال در این‌جا خانم بنت را کاملاً به‌عنوان ضدقهرمان نشان نمی‌دهد. در لحظه‌ای کم‌سابقه از صداقت، خانم بنت انگیزه پشت بسیاری از رفتارهای افراطی خود را توضیح می‌دهد. او همیشه می‌دانسته که برای بقای دخترانش، ازدواج خوب ضروری است. در جامعه‌ای که زنان بدون ثروت و موقعیت مستقل، آینده‌ای شکننده داشتند، ازدواج راهی برای امنیت بود.

خانم بنت همچنین می‌گوید در تمام این مسیر از حمایت همسرش، آقای بنت با بازی ریچارد ای. گرانت، محروم بوده است. آقای بنت در زمان حیات خود، مسئولیت عملی امنیت دختران را جدی نگرفته و خانم بنت مجبور بوده همه‌چیز را به‌تنهایی مدیریت کند.

این اعتراف، پیچیدگی تازه‌ای به شخصیت خانم بنت می‌دهد. رفتارهای او آزاردهنده، سلطه‌گر و گاه تحقیرآمیز بوده، اما ریشه آن‌ها فقط سطحی‌نگری یا علاقه به ازدواج نیست؛ ترس واقعی از آینده دخترانش نیز در آن نقش داشته است.

مری در پاسخ می‌گوید که او و مادرش احتمالاً همیشه دو انسان بسیار متفاوت خواهند بود، اما متأسف است که خانم بنت مجبور بوده این بار را به‌تنهایی تحمل کند. این گفت‌وگو به آشتی کامل نمی‌انجامد، اما نوعی آتش‌بس عاطفی میان مادر و دختر ایجاد می‌کند.

گفت‌وگوی مری با خانم گاردینر؛ آیا رد کردن آقای رایدر اشتباه بود؟

بعد از گفت‌وگوی احساسی با مادرش، مری با خانم گاردینر با بازی ایندیرا وارما خلوت می‌کند. خانم گاردینر در طول سریال یکی از چهره‌های متعادل‌تر، مهربان‌تر و خردمندتر در زندگی مری بوده است؛ کسی که برخلاف خانم بنت، بیشتر می‌شنود تا تحمیل کند.

مری از او نظر صادقانه می‌خواهد: آیا با رد پیشنهاد ازدواج آقای رایدر اشتباه کرده است؟

خانم گاردینر به او اطمینان می‌دهد که انتخاب درستی کرده، چون از قلبش پیروی کرده است. این تأیید برای مری مهم است؛ نه از آن جهت که دوباره به تأیید بزرگ‌ترها نیاز دارد، بلکه چون خانم گاردینر برخلاف خانم بنت، انتخاب مری را به‌عنوان انتخابی انسانی و محترم می‌بیند.

مری سپس درباره آقای هیوارد با بازی دونال فین می‌پرسد، اما خانم گاردینر نمی‌داند او کجا رفته است. این غیبت، تعلیق اصلی عاشقانه فینال را حفظ می‌کند.

دیدار مری و دوشیزه بینگلی؛ نه دوستی، اما شاید شروعی تازه

وقتی مری و خانم گاردینر به خانه بازمی‌گردند، دوشیزه بینگلی با بازی تانیا رینولدز در اتاق پذیرایی منتظر مری است. رابطه مری و دوشیزه بینگلی در طول سریال رابطه‌ای پرتنش بوده و دوشیزه بینگلی سال‌ها رفتاری سرد، نیش‌دار و گاه بی‌رحمانه داشته است.

او در فینال به‌طور مستقیم و کامل عذرخواهی نمی‌کند؛ چنین چیزی شاید با شخصیت او سازگار نباشد. اما کاری را انجام می‌دهد که برای او نزدیک‌ترین شکل ممکن به عذرخواهی است: از مری تشکر می‌کند که در کوهستان و در ماجرای لیک دیستریکت، او را کنار جاده رها نکرده است.

دوشیزه بینگلی سپس از مری می‌خواهد آقای رایدر را «رها کند»، چون خودش می‌خواهد با او ازدواج کند. مری به او اطمینان می‌دهد که میان او و آقای رایدر هرگز پیوند عاشقانه واقعی وجود نداشته و حقیقت این است که او همیشه عاشق آقای هیوارد بوده است.

دوشیزه بینگلی از شنیدن این موضوع واقعاً شگفت‌زده می‌شود، اما به‌نظر می‌رسد از آن راضی است. این دو در پایان دوست صمیمی نمی‌شوند، اما رابطه‌شان از دشمنی و رقابت به نوعی رفتار دوستانه و محترمانه می‌رسد. برای شخصیتی مانند دوشیزه بینگلی، همین هم یک پیشرفت مهم است.

بازگشت آقای هیوارد؛ توضیح غیبت و تصمیم اشتباه او

در لحظه‌ای که به نظر می‌رسد سریال می‌خواهد با پایانی آرام، مستقل و بدون ازدواج برای مری تمام شود، آقای هیوارد سرانجام بازمی‌گردد.

او توضیح می‌دهد که پس از اتفاقات لیک دیستریکت و وقتی فهمیده آقای رایدر قصد دارد از مری خواستگاری کند، به یورکشایر عقب‌نشینی کرده است. آقای هیوارد تصور می‌کرده مری شایسته چیزی بهتر از آن چیزی است که او، به‌عنوان مردی شاغل و نه چندان ثروتمند، می‌تواند به او بدهد. بنابراین بدون مشورت با مری، کنار کشیده است.

این توضیح، مری را عصبانی می‌کند. او به‌درستی از آقای هیوارد می‌پرسد چرا بدون پرسیدن نظر خودش، برای زندگی او تصمیم گرفته است. مری خشم خود را با ضربه زدن‌های پی‌درپی به او نشان می‌دهد، در حالی که آقای هیوارد سعی می‌کند توضیح بدهد.

این صحنه هم رمانتیک است و هم انتقادی. سریال اجازه نمی‌دهد فداکاری مردانه آقای هیوارد بی‌چالش بماند. مری حق دارد عصبانی باشد، چون آقای هیوارد با نیتی ظاهراً نجیب، همان کاری را کرده که دیگران بارها با مری کرده‌اند: تصمیم گرفتن به جای او.

مری از او می‌پرسد چرا از ابتدا نپرسید که خود او چه می‌خواهد.

پیشنهاد ازدواج آقای هیوارد؛ عشق به جای ثروت و مقام

آقای هیوارد در نهایت با فروتنی و پشیمانی می‌پذیرد که نمی‌تواند ثروت، موقعیت اجتماعی یا جایگاهی مشابه آقای رایدر به مری بدهد. اما چیزی دارد که برای مری از همه مهم‌تر است: عشق.

او به مری می‌گوید که می‌تواند عشقش را به او تقدیم کند. مری نیز پاسخ می‌دهد که همیشه فقط او را دوست داشته است.

سپس آقای هیوارد از مری خواستگاری می‌کند و مری با اشک و احساس، پیشنهاد او را می‌پذیرد. این لحظه، پایان عاشقانه‌ای است که سریال به‌تدریج برای آن زمینه‌چینی کرده بود؛ پایانی که نه بر ثروت، نه بر فشار اجتماعی و نه بر امنیت ظاهری، بلکه بر انتخاب آزادانه و عشق متقابل استوار است.

بعداً آقای هیوارد فاش می‌کند که دوشیزه بینگلی برای او نامه نوشته و باعث شده به سوی مری بازگردد. این اقدام، تنها رفتار واقعاً مهربانانه و بی‌چشمداشت دوشیزه بینگلی در طول سریال است؛ رفتاری که نشان می‌دهد او نیز، هرچند اندک، رشد کرده است.

پس از آن، دوشیزه بینگلی راهی ایتالیا می‌شود تا خودش آقای رایدر را دنبال کند؛ پایانی که برای شخصیت او هم از نظر طنز اجتماعی و هم از نظر جاه‌طلبی عاشقانه مناسب به نظر می‌رسد.

ازدواج مری و تام هیوارد؛ پایان خوش، اما با شروط خودشان

پس از اعلام نامزدی مری و تام هیوارد، آن‌ها همراه خانواده گاردینر این اتفاق را جشن می‌گیرند. سپس مری و تام ازدواج می‌کنند؛ اما نکته مهم این است که این ازدواج «بر اساس شروط خودشان» انجام می‌شود.

مری برخلاف انتظارات مادرش، نه ثروتمندترین گزینه را انتخاب می‌کند و نه امن‌ترین مسیر اجتماعی را. او مردی را انتخاب می‌کند که دوستش دارد و با او می‌تواند زندگی‌ای مبتنی بر احترام، گفت‌وگو و همراهی بسازد.

قسمت پایانی سپس به خانه مری و تام می‌رود؛ جایی که آن‌ها در حال سامان دادن به زندگی مشترک خود هستند. این تصویر، پایان خوش آستنی را حفظ می‌کند، اما آن را با معنایی مدرن‌تر ترکیب می‌کند: ازدواج پایان رشد مری نیست، بلکه آغاز زندگی‌ای است که خودش انتخاب کرده است.

کتاب مری؛ «Advice for a Young Woman» و معنای تصویر پایانی

آخرین تصویر سریال، صفحه نخست کتابی است که مری نوشته است؛ کتابی با عنوان «Advice for a Young Woman». این پایان‌بندی از نظر مضمونی بسیار مهم است.

مری در آغاز داستان، خواهر فراموش‌شده و نادیده‌گرفته‌شده خانواده بنت بود؛ دختری که اغلب جدی گرفته نمی‌شد، صدایش شنیده نمی‌شد و شخصیتش در سایه خواهران جذاب‌تر و اجتماعی‌ترش قرار داشت. اما در پایان، او نه‌تنها عشق خود را پیدا کرده، بلکه صدای خود را نیز یافته است.

نوشتن کتاب به این معناست که مری دیگر صرفاً دریافت‌کننده قضاوت‌ها، نصیحت‌ها و تصمیم‌های دیگران نیست. او حالا کسی است که تجربه‌اش را تبدیل به کلام می‌کند و آماده است آن را با جهان به اشتراک بگذارد.

عنوان «Advice for a Young Woman» نیز به‌خوبی با مسیر او هماهنگ است. مری زنی است که از فشار خانواده، ترس اجتماعی، ازدواج‌های ناخوشبخت، عشق اشتباه، پیشنهادهای وسوسه‌کننده و تردیدهای شخصی عبور کرده است. اکنون او می‌تواند برای زنان جوان دیگر، نه از موضع تحکم، بلکه از موضع تجربه و همدلی، حرفی برای گفتن داشته باشد.

آیا پایان «The Other Bennet Sister» واقعاً آستنی است؟

پایان سریال از چند جهت کاملاً با روح آثار جین آستین همخوان است. نخست، شخصیت اصلی پس از آزمون‌های اخلاقی و عاطفی، به شناخت بهتر از خود می‌رسد. دوم، ازدواج نهایی نه صرفاً پاداش اجتماعی، بلکه نتیجه انتخاب درست و بلوغ شخصیت است. سوم، سریال به روابط خانوادگی و فشارهای اقتصادی زنان نیز توجه می‌کند. چهارم، طنز اجتماعی و نقد ازدواج‌های مصلحتی در پس‌زمینه باقی می‌ماند.

با این حال، «The Other Bennet Sister» فقط تقلید از آستین نیست. این سریال تلاش می‌کند یکی از شخصیت‌های حاشیه‌ای جهان «Pride and Prejudice» را از نو بخواند و به او استقلال بدهد. در روایت اصلی، مری بیشتر ابزاری برای شوخی یا نشانه‌ای از خشک‌مزاجی و خودنمایی فکری بود. اما این اقتباس نشان می‌دهد پشت آن ظاهر، زنی وجود دارد که نیاز به دیده شدن، عشق، معنا و انتخاب دارد.

به همین دلیل، پایان خوش مری فقط ازدواج با تام هیوارد نیست. پایان واقعی او یافتن صدای شخصی است.

مری بنت بالاخره از حاشیه بیرون آمد

فینال «The Other Bennet Sister» پایان خوشی در سنت جین آستین ارائه می‌دهد، اما این پایان خوش فقط به ازدواج محدود نمی‌شود. مری بنت در این قسمت پیشنهاد ازدواج ثروتمندانه آقای رایدر را رد می‌کند، در برابر فشار مادرش می‌ایستد، با حقیقت تلخ زندگی خانم بنت روبه‌رو می‌شود، رابطه‌ای محترمانه‌تر با دوشیزه بینگلی پیدا می‌کند و در نهایت عشق واقعی خود، تام هیوارد، را انتخاب می‌کند.

اما مهم‌تر از همه، مری صدای خودش را پیدا می‌کند. تصویر پایانی کتاب «Advice for a Young Woman» نشان می‌دهد او از زنی که همیشه درباره‌اش قضاوت می‌شد، به زنی تبدیل شده که می‌تواند درباره زندگی، عشق، انتخاب و استقلال سخن بگوید.

در جهانی که جین آستین بنا کرد، خوشبختی همیشه با شناخت خود آغاز می‌شود. «The Other Bennet Sister» نیز همین اصل را برای مری بنت بازنویسی می‌کند: او نه با انتخابی که دیگران برایش مناسب می‌دانند، بلکه با انتخابی که خودش می‌خواهد، به پایان خوش می‌رسد.

این مجموعه ۱۰ قسمتی، اقتباسی از رمان جنیس هدلو است و با بازی الا بروکولری در نقش مری بنت، روث جونز در نقش خانم بنت، ایندیرا وارما در نقش خانم گاردینر، لوری دیویدسن در نقش آقای رایدر، دونال فین در نقش آقای هیوارد، تانیا رینولدز در نقش دوشیزه بینگلی و ریچارد ای. گرانت در نقش آقای بنت، روایتی تازه از یکی از چهره‌های کمتر دیده‌شده جهان جین آستین ارائه می‌دهد.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا