پشتصحنه سکانس رانندگی خیرهکننده «Pluribus»؛ نوآوری وینس گیلیگان و تیم فیلمبرداری برای سفر آخرالزمانی کارول
هشدار؛ این مطلب میتواند بخشیاز داستان را فاش کند

قسمت اول سریال تازه وینس گیلیگان برای اپل تیوی (Apple TV) با نام «Pluribus» با یکی از بزرگترین و بهیادماندنیترین سکانسهای آغازین تلویزیون در سالهای اخیر شروع میشود: پایان جهان همانطور که آن را میشناسیم، و تلاش قهرمان داستان کارول استوروا (با بازی ریا سیهورن) برای عبور از شهری که اغلب ساکنانش به «اتصال» جمعی انسانها پیوستهاند.
پس از وقوع این واقعه، کارول از بیمارستان به خانه برمیگردد و مسیرش به یک مینیاپیزود پرتنش و در عین حال تلخطنز تبدیل میشود؛ صحنهای که همانند بازی «Zombies, Run!» حس تعقیب و بقا دارد. این سکانس که بهطور کامل در یک برداشت بلند فیلمبرداری شد، نهتنها بیانیه هنری قسمت اول، بلکه چالشی فنی بزرگ برای مارشال آدامز، مدیر فیلمبرداری، و تیم دوربین بود.
آدامز پیش از فیلمبرداری، مسیر بخش انبارگونهای از آلبوکرکی را طی کرد تا تأثیر سایهها را بسنجد. نتیجه آزمایش نشان داد که نورهای موجود باعث افتادن سایه دوربین و تجهیزات روی صورت سیهورن میشود، که غیرقابلقبول بود. استفاده از نور محیط هم مشکل را حل نمیکرد، بنابراین راهکار بعدی استفاده از پروژکتور-نمایشگر بود.
آدامز و تیمش تصمیم گرفتند بهجای پروژکتور جداگانه، بخشی از خود خودرو را با تصویرسازی پیشزمینه ترکیب کنند. آنها یک صفحه LED غولپیکر به عرض ۱۰ فوت و ارتفاع ۵ فوت ساختند و کل جلوی کامیون یدککش الکتریکی را با آن پوشاندند. این کار باعث شد سیهورن نیازی به رانندگی واقعی نداشته باشد، اما بتواند تصاویر مسیر را بر روی LED در لحظه ببیند و واکنش نشان دهد.
دوربین B در جلوی خودرو تصویر مسیر را میگرفت و با لنزهای مشابه، آن را بیدرنگ به LED منتقل میکرد؛ این هماهنگی باعث واکنش طبیعی بازیگر به رویدادهای پیشرو شد.
با امکان تنظیم نور از طریق LED، آدامز توانست نور روی صورت کارول را ظریفانه کنترل کند، در حالی که پسزمینه همچنان واضح و تهدیدآمیز باقی بماند — حتی اتوبوسی که در آن تام شنوز، نویسنده قدیمی «Breaking Bad» و «Better Call Saul»، حضور داشت.
یکی از چالشهای بزرگ، کنترل شدت نور آتش در صحنه بود: «آتش خیلی سریع میتواند خیلی روشن شود و تصویر را خراب کند. ضمانت وضوح پسزمینه بدون از دست رفتن جزئیات صورت بازیگر کار حساسی بود.»
در روز فیلمبرداری، گیلیگان پیشنهاد کرد که جریان آب یک هیدرانت در پشت کامیون اضافه شود تا از آن به عنوان ابزاری برای تغییر فوکوس دوباره بر روی کارول استفاده کنند. کریس نوریس، دستیار اول دوربین، این ایده را اجرا کرد.
چون نمیتوانستند صفحه LED را خیس کنند، تیم افکت یک سیستم اسپری جداگانه روی شیشه جلوی خودرو نصب کرد. ابتدا افکت اسپری شیشه جلویی فعال شد، سپس هیدرانت پشت خودرو روشن و بعد از عبور، عوامل افکت سریع از قاب خارج شدند تا در قاب دوربین نیفتند. این حرکات نیازمند زمانبندی دقیق بین تیم دوربین و افکت بود.
ریا سیهورن درباره تجربه کار با این فرمول خاص گفت:
«ما تقریباً همه نوع صحنه رانندگی را امتحان کردیم؛ رانندگی آزاد، پرده عقب ساده… ولی این چیز دیگری بود. نمیشد وسط کار از آن خارج شد، و وقتی عقب یا جلو میکردند کمی حس دریازدگی پیدا میکردم. مجبور میشدم چشمهایم را ببندم. با این حال، فوقالعاده بود و کلی خوش گذشت.»
این برداشت بلند از رانندگی کارول در قسمت اول «Pluribus» نمونهای شاخص از ترکیب خلاقیت کارگردانی، نوآوری فنی فیلمبرداری، و بازی دقیق است. وینس گیلیگان و تیم باسابقهاش در نیومکزیکو با استفاده از فناوری LED و هماهنگی کامل بین دپارتمانها، سکانسی خلق کردهاند که هم از نظر بصری گیراست، هم عمق احساسی لحظه را حفظ میکند.





