دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
اخبار سریال خارجی

پشت‌پرده ساخت فصل دوم «The Pitt»؛ آر. اسکات گمیل از دقت پزشکی، پایان پرتنش فصل و مسیر فصل سوم می‌گوید

روند نویسندگی و تولید «The Pitt»، از اتاق نویسندگان تا فینال فصل دوم در اچ‌بی‌او مکس

سریال «The Pitt» در دوره‌ای که بسیاری از مجموعه‌های تلویزیونی به‌دلیل ساختار پخش استریمینگ با فاصله‌های طولانی و نامنظم بازمی‌گردند، به یکی از نمونه‌های قابل‌توجه تلویزیون معاصر تبدیل شده است؛ سریالی که تلاش می‌کند هر سال به مسیر خود ادامه دهد و در عین حال، استانداردی بالا از دقت پزشکی، شخصیت‌پردازی و روایت پرتنش را حفظ کند. این سریال که فصل دوم آن از اچ‌بی‌او مکس (HBO Max) پخش می‌شود، با تمرکز بر یک شیفت طولانی در مرکز پزشکی تروما پیتسبرگ، ترکیبی از درام بیمارستانی، روایت زمان‌محور و مطالعه عمیق شخصیت‌ها را ارائه می‌دهد.

آر. اسکات گمیل، خالق سریال «The Pitt»، اوایل امسال در پادکست فیلم‌میکر تولکیت ایندی‌وایر درباره روند کار روی فصل دوم صحبت کرد. نکته جالب اینجاست که در همان زمان، او و تیم نویسندگانش هم‌زمان مشغول کار جدی روی فصل سوم بودند؛ موضوعی که نشان می‌دهد سازندگان سریال قصد دارند ریتم تولید منظم و سالانه مجموعه را حفظ کنند.

اما آنچه «The Pitt» را از بسیاری از درام‌های بیمارستانی متمایز می‌کند، فقط دقت پزشکی یا استفاده از مشاوران تخصصی نیست. به گفته گمیل، قلب اصلی سریال در شخصیت‌پردازی نهفته است. در این مجموعه، پرونده‌های پزشکی معمولاً نقطه شروع نیستند؛ بلکه ابزارهایی هستند برای آشکار کردن بحران‌ها، ضعف‌ها، روابط، ترس‌ها و رشد شخصیت‌ها.

فصل دوم «The Pitt» با اپیزودی پرتنش به پایان می‌رسد که در آن دکتر رابی با بازی نوآ وایل، پس از یک شیفت روزانه طاقت‌فرسا، همچنان درگیر پیامدهای عاطفی، روانی و حرفه‌ای کار خود است. این فینال نه‌تنها یک بحران پزشکی بزرگ را به مرکز روایت می‌آورد، بلکه وضعیت ذهنی دکتر رابی، رابطه او با دکتر ابوت با بازی شاون هاتوسی و فضای پرتلاطم اورژانس را در لحظه‌ای بحرانی کنار هم قرار می‌دهد.

در بسیاری از درام‌های بیمارستانی، ممکن است تصور شود که نویسندگان ابتدا سراغ یک وضعیت پزشکی عجیب، بحرانی یا نادر می‌روند؛ مثلاً ریه روی‌هم‌خوابیده، شروع کتواسیدوز دیابتی یا حتی زخمی ناشی از تفنگ فتیله‌ای دوران جنگ استقلال آمریکا. اما طبق گفته آر. اسکات گمیل، روند نویسندگی در «The Pitt» دقیقاً برعکس است.

گمیل توضیح می‌دهد که تیم نویسندگان البته مجموعه بزرگی از ایده‌های پزشکی دارد، اما این ایده‌ها معمولاً در مرحله شکستن ساختار اپیزودها و طراحی مسیر شخصیت‌ها وارد کار می‌شوند. او در پادکست گفت: «ما وایت‌بوردهای بزرگی داریم که هر اپیزود روی آن‌ها جداگانه نوشته شده، و بعد یک مخزن ایده داریم؛ چیزهایی که شاید فقط روی آن نوشته شده باشد حمله سگ یا مثلاً اینکه آیا بازگشت فلج اطفال را ببینیم یا نه. گاهی از آنجا انتخاب می‌کنیم.»

اما نکته کلیدی در ادامه صحبت اوست. گمیل تأکید می‌کند که هر پرونده پزشکی در سریال باید در خدمت داستان شخصیت‌ها باشد، نه صرفاً برای ایجاد هیجان پزشکی. او گفت: «هر داستان پزشکی‌ای که تعریف می‌کنیم، همیشه برای حمایت از یک چیز دیگر در سطح داستانی و شخصیتی است، و بعد پزشکی را دور آن می‌سازیم.»

این رویکرد باعث شده «The Pitt» با وجود دقت بالای پزشکی، صرفاً یک مجموعه درباره بیماری‌ها و درمان‌ها نباشد. هر وضعیت اورژانسی در سریال، فرصتی است برای نشان دادن فشار، اخلاق حرفه‌ای، فرسودگی، همدلی، اشتباه، آسیب‌پذیری یا رشد شخصیت‌ها.

قسمت پایانی فصل دوم نمونه روشن همین شیوه روایت است. در این اپیزود، دکتر رابی با بازی نوآ وایل در آخرین شیفت روزانه خود به‌سختی پیش می‌رود؛ شیفتی که با بحران‌های مختلف از مسیر عادی خارج می‌شود. یکی از مهم‌ترین بحران‌ها، حمله سایبری به بیمارستان است؛ حمله‌ای که تمام سامانه‌های بیمارستانی را از کار می‌اندازد و کارکنان را مجبور می‌کند دوباره به روش‌های آنالوگ بازگردند.

در نتیجه، اورژانس مجبور می‌شود برای مدیریت بیماران، اطلاعات، اولویت‌ها و هماهنگی‌های داخلی، از تعداد زیادی وایت‌بورد استفاده کند؛ به اندازه‌ای که خود متن با طنز به آن اشاره می‌کند و آن را در حد نیاز یک اتاق نویسندگان می‌داند.

در همین حال، دکتر رابی برخلاف پایان رسمی شیفت خود، دیرتر می‌ماند و با دکتر ابوت، با بازی شاون هاتوسی، و شیفت شب او هم‌پوشانی پیدا می‌کند. گمیل حتی با لحنی شوخ‌طبعانه گفته ایده یک اسپین‌آف متمرکز بر شیفت شب با عنوان احتمالی «Mateo After Dark» درباره متئو با بازی جیلن توماس بروکس از نظر انتزاعی برایش خنده‌دار است.

اما محور اصلی فینال، پرونده دشوار زن بارداری است که ابتدا با پره‌اکلامپسی مواجه است و ناگهان وضعیتش به اکلامپسی تبدیل می‌شود؛ شرایطی خطرناک که هم جان مادر و هم جان نوزاد را تهدید می‌کند. این بحران پزشکی در حالی رخ می‌دهد که دکتر رابی با سایه افکار احتمالاً خودکشی‌گرایانه خود نیز دست‌وپنجه نرم می‌کند؛ افکاری که بیرون از محیط کار به سراغ او می‌آیند و نشان می‌دهند حرفه پزشکی و فشارهای انسانی آن تا چه اندازه می‌تواند روان شخصیت را فرسوده کند.

آر. اسکات گمیل درباره طراحی این پرونده گفت که نویسندگان از ابتدا می‌دانستند برای فینال فصل دوم به نوعی تروما یا بحران پزشکی نیاز دارند که همه شخصیت‌ها را درگیر کند و دکتر رابی را مجبور کند با دکتر ابوت تعامل داشته باشد.

او توضیح داد: «می‌دانستیم می‌خواهیم نوعی تروما داشته باشیم که همه را درگیر کند و رابی را مجبور کند با ابوت تعامل داشته باشد.»

هدف نویسندگان این بود که پایان فصل، حس یک عملیات تمام‌عیار و گروهی را داشته باشد؛ موقعیتی که در آن حضور تعداد زیادی از پزشکان و کارکنان ضروری باشد. آن‌ها در نهایت به پرونده‌ای رسیدند که در آن تیم پزشکی باید هم‌زمان برای نجات مادر و نوزاد تلاش کند؛ شرایطی که به‌طور طبیعی افراد زیادی را وارد اتاق می‌کند و چند خط کنش هم‌زمان می‌سازد.

گمیل در این‌باره گفت که آن‌ها می‌خواستند صحنه‌ای بسازند که «دست‌های زیادی» لازم داشته باشد و حس یک فشار کامل و همه‌جانبه ایجاد کند. این تصمیم نه‌فقط از نظر پزشکی، بلکه از نظر دراماتیک نیز اهمیت داشت؛ چون امکان داد چند شخصیت در یک فضای بسته، تحت فشار شدید، مجبور به همکاری، تصمیم‌گیری و واکنش شوند.

یکی از بخش‌های جالب صحبت‌های گمیل مربوط به جزئیات فنی ساخت صحنه زایمان اضطراری است. او توضیح داد که پس از تصمیم‌گیری درباره چنین پرونده‌ای، تیم تولید باید از مدت‌ها قبل برنامه‌ریزی می‌کرد؛ زیرا ساخت پروتزهای مربوط به زن باردار زمان زیادی می‌برد.

گمیل گفت: «وقتی تصمیم می‌گیریم چنین کاری انجام دهیم، باید خیلی زودتر برنامه‌ریزی کنیم، چون باید از بازیگری که قرار است زن باردار را بازی کند قالب‌گیری کنیم. خیلی از این پروتزها هشت هفته یا بیشتر زمان می‌برند، بنابراین خیلی وقت‌ها آن شخص را دو ماه یا بیشتر قبل از اینکه واقعاً نقش را بازی کند، انتخاب می‌کنیم.»

او سپس به یکی از مشکلات غیرمنتظره در اجرای صحنه اشاره کرد؛ لحظه‌ای که رحم باز می‌شود و نوزاد از کیسه آمنیوتیک بیرون آورده می‌شود. طبق توضیح گمیل، وقتی تیم جلوه‌های ویژه نوزاد را با مواد لازم آماده و داخل کیسه آمنیوتیک قرار می‌داد، مایع آمنیوتیک تمام آن مواد را می‌شست و نوزاد هنگام بیرون آمدن بیش از حد براق به نظر می‌رسید.

گمیل با اشاره به این چالش گفت: «این‌ها چیزهایی هستند که هیچ‌وقت برنامه‌ریزی نمی‌کنید مجبور شوید حلشان کنید. خب، تیم جلوه‌های ویژه من باید آن را حل می‌کرد، و کار فوق‌العاده‌ای انجام داد.»

این جزئیات نشان می‌دهد دقت در «The Pitt» فقط به اصطلاحات پزشکی و رفتار پزشکان محدود نیست؛ حتی فیزیک و ظاهر یک صحنه زایمان اضطراری نیز باید به شکلی طراحی شود که برای مخاطب قابل باور، طبیعی و از نظر بصری دقیق باشد.

در فینال فصل دوم، نوآ وایل در نقش دکتر رابی و عایشه هریس در نقش دکتر الیس در میانه یک عمل حساس دیده می‌شوند؛ صحنه‌ای که هم از نظر فنی پیچیده است و هم از نظر عاطفی اهمیت زیادی دارد. حضور هم‌زمان چند شخصیت در اتاق عمل، فشار نجات مادر و نوزاد و وضعیت ذهنی شکننده دکتر رابی، این سکانس را به نقطه‌ای کلیدی برای پایان فصل تبدیل می‌کند.

در «The Pitt»، چنین صحنه‌هایی صرفاً برای نمایش مهارت پزشکی طراحی نمی‌شوند. آن‌ها بازتاب‌دهنده رابطه شخصیت‌ها، ظرفیت تحمل فشار و نحوه تصمیم‌گیری در لحظه‌های بحرانی هستند. به همین دلیل، سکانس تولد نه فقط دکتر رابی و دکتر ابوت را کنار هم قرار می‌دهد، بلکه دکتر رابی را به شکلی زیبا به صحنه پایانی فصل می‌رساند؛ جایی که او نوزاد جین دو و در واقع خودش را آرام می‌کند.

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های ساختاری «The Pitt» چرخه‌ای است که میان شخصیت و بحران پزشکی شکل می‌گیرد. فرصت‌های مربوط به تعامل شخصیت‌ها، تضاد، رشد یا آشکار شدن نقص‌های درونی، سریال را به سمت موقعیت‌های خاص پزشکی هدایت می‌کند؛ و بعد همان موقعیت‌های پزشکی، دوباره پویایی شخصیت‌ها را شکل می‌دهند.

این همان چیزی است که در فینال فصل دوم رخ می‌دهد. نیاز دراماتیک به رویارویی و همکاری میان دکتر رابی و دکتر ابوت، نویسندگان را به سمت پرونده‌ای پرتنش و چندلایه هدایت می‌کند. سپس خود پرونده، مسیر احساسی دکتر رابی را تقویت می‌کند و او را به مواجهه‌ای درونی می‌رساند.

گمیل درباره روند کار روی فصل سوم نیز گفت: «الان برای فصل سوم در همین فرآیند هستیم و همان‌طور که گفتم، پرونده‌های پزشکی معمولاً انتخاب می‌شوند تا چیزی را بازتاب دهند که یا در زندگی شخصیت‌ها در جریان است، یا آن‌ها را به چالش بکشند، یا یک نقص را نشان دهند.»

این جمله نشان می‌دهد فصل سوم نیز قرار است همین منطق شخصیت‌محور را ادامه دهد؛ یعنی مخاطبان نباید انتظار داشته باشند پرونده‌های پزشکی صرفاً به‌خاطر عجیب بودن یا شوک‌آفرینی انتخاب شوند. هر بحران پزشکی باید به ریشه‌ای انسانی و شخصیتی متصل باشد.

گمیل همچنین توضیح داد که تیم همکاران «The Pitt» گروهی نزدیک و فشرده هستند که دائماً تلاش می‌کنند یکدیگر را به چالش بکشند. آن‌ها نمی‌خواهند به موفقیت‌های قبلی، تحسین منتقدان یا حتی جوایز احتمالی تکیه کنند.

او گفت: «ما سعی می‌کنیم خودمان را وادار کنیم بهترین کاری را که می‌توانیم انجام دهیم، ارائه کنیم و در نوشتن واقعاً صادق باشیم.»

گمیل سپس به اصل بنیادین کارشان اشاره کرد: «اولین وظیفه ما سرگرم کردن است، و ما واقعاً این را جدی می‌گیریم، و این همان کاری است که تلاش می‌کنیم انجام دهیم.»

این نگاه، تعادل مهمی را در «The Pitt» توضیح می‌دهد. سریال می‌خواهد دقیق، واقعی و مسئولانه باشد، اما در نهایت خود را اثری نمایشی می‌داند که باید مخاطب را درگیر کند. دقت پزشکی، شخصیت‌پردازی و ساختار زمان‌محور همه در خدمت هدفی بزرگ‌تر قرار می‌گیرند: ساخت یک درام پرکشش و انسانی.

اهمیت «The Pitt» فقط در کیفیت تولید یا دقت پزشکی آن نیست، بلکه در جایگاهی است که در فضای تلویزیونی امروز دارد. در دورانی که بسیاری از سریال‌های استریمینگ با فاصله‌های چندساله میان فصل‌ها بازمی‌گردند، «The Pitt» بخشی از گروه کوچک و رو به کاهش مجموعه‌هایی است که تلاش می‌کنند ریتم سالانه خود را حفظ کنند.

این ثبات تولید برای مخاطب اهمیت دارد؛ چون اجازه می‌دهد رابطه احساسی با شخصیت‌ها و جهان سریال قطع نشود. در عین حال، از نظر صنعتی نیز نشان می‌دهد هنوز می‌توان سریالی پربیننده، دقیق و شخصیت‌محور ساخت که گرفتار تعلیق‌های طولانی و فرساینده استریمینگ نشود.

از سوی دیگر، ساختار نزدیک به زمان واقعی سریال، یعنی روایت یک شیفت طولانی در مرکز پزشکی تروما پیتسبرگ، باعث شده فشار و خستگی کار در اورژانس به‌طور ملموس‌تری منتقل شود. مخاطب نه‌تنها پرونده‌های پزشکی را دنبال می‌کند، بلکه فرسایش تدریجی پزشکان، تصمیم‌های سریع، بحران‌های اخلاقی و لحظات کوچک انسانی را نیز تجربه می‌کند.

بر اساس صحبت‌های آر. اسکات گمیل، کار روی فصل سوم «The Pitt» از مدتی پیش آغاز شده و تیم نویسندگان در حال طراحی پرونده‌ها و مسیرهای شخصیتی جدید است. هنوز جزئیات مشخصی از داستان فصل سوم اعلام نشده، اما گفته‌های گمیل نشان می‌دهد فصل جدید نیز با همان منطق اصلی سریال ساخته خواهد شد: پزشکی در خدمت شخصیت.

اگر فصل دوم با حمله سایبری، بحران اکلامپسی، فشار روانی دکتر رابی و هم‌پوشانی شیفت روز و شب پایان یافت، فصل سوم احتمالاً تلاش خواهد کرد چالش‌های تازه‌ای را پیش روی پزشکان مرکز پزشکی تروما پیتسبرگ قرار دهد؛ چالش‌هایی که هم از نظر پزشکی دشوارند و هم از نظر انسانی آشکارکننده.

فصل دوم سریال «The Pitt» اکنون از اچ‌بی‌او مکس (HBO Max) در دسترس مخاطبان قرار دارد. این مجموعه با بازی نوآ وایل در نقش دکتر رابی، شاون هاتوسی در نقش دکتر ابوت، جیلن توماس بروکس در نقش متئو و عایشه هریس در نقش دکتر الیس، یکی از درام‌های پزشکی قابل‌توجه تلویزیون امروز محسوب می‌شود.

«The Pitt» نشان می‌دهد درام بیمارستانی هنوز ظرفیت بالایی برای نوآوری دارد؛ به‌شرط آن‌که بحران‌های پزشکی نه فقط برای شوک و هیجان، بلکه برای فهم عمیق‌تر شخصیت‌ها به کار گرفته شوند.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا