دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
دانستنیمجله فرا

چرا مجسمه‌های مصر باستان بینی ندارند؟

حتماً شما هم در موزه‌ها یا عکس‌های تاریخی، مجسمه‌های مصر باستان را دیده‌اید؛ پیکره‌هایی باشکوه، با چهره‌هایی آرام و مرموز، اما اغلب با یک جای خالی آشنا: بینیِ شکسته.

در نگاه اول شاید طبیعی به نظر برسد؛ بالاخره این آثار هزاران سال قدمت دارند و باد، شن، رطوبت، جابه‌جایی و حادثه می‌تواند هر سنگی را فرسوده کند. اما ماجرا همیشه به همین سادگی نیست.

در بسیاری از موارد، بینی این مجسمه‌ها اتفاقی از بین نرفته؛ بلکه عمداً شکسته شده است.

مجسمه در مصر باستان فقط «سنگ» نبود

برای مصریان باستان، مجسمه صرفاً یک اثر هنری یا وسیله تزئینی نبود. آن‌ها باور داشتند که تصویر، نقش برجسته یا مجسمه می‌تواند جایگاهی برای حضور نیروی حیاتی فرد باشد؛ مفهومی که در مصر باستان با ایده‌هایی مثل «کا»، نیروی حیاتی انسان، ارتباط داشت.

به همین دلیل، مجسمه‌ها در معابد و مقبره‌ها نقش مهمی داشتند. آن‌ها می‌توانستند نماینده فرعون، اشراف، خدایان یا مردگان باشند و در آیین‌های مذهبی و جهان پس از مرگ معنا پیدا کنند. به زبان ساده، برای یک مصری باستان، تصویر یک شخص می‌توانست نوعی «ادامه حضور» او باشد.

پس اگر کسی می‌خواست قدرت یک فرد، یک فرعون یا حتی یک خدا را نمادین از بین ببرد، کافی نبود نامش را پاک کند؛ گاهی باید چهره‌اش را هم تخریب می‌کرد.

چرا دقیقاً بینی؟

بینی، از نظر ظاهری، یکی از آسیب‌پذیرترین بخش‌های مجسمه است؛ چون جلوتر از بقیه صورت قرار دارد و با ضربه راحت‌تر می‌شکند. اما دلیل ماجرا فقط فیزیکی نبود.

در باورهای آیینی، بینی با نفس کشیدن ارتباط داشت. شکستن بینی مجسمه، به شکلی نمادین، به معنای قطع کردن نفس و از کار انداختن نیروی روحانی آن پیکره بود. انگار با از بین بردن راه نفس، صاحب مجسمه هم در جهان معنوی بی‌قدرت می‌شد.

ادوارد بلیبرگ، مصرشناس و از مدیران پیشین موزه بروکلین، در بررسی‌های خود توضیح داده که بسیاری از آسیب‌ها روی مجسمه‌های مصری الگوی مشخصی دارند؛ مثلاً صورت، بینی، دست‌ها یا پاها هدف قرار گرفته‌اند. این نشان می‌دهد که تخریب‌ها در موارد زیادی تصادفی نبوده، بلکه با هدف «بی‌اثر کردن» قدرت تصویر انجام شده است.

ترس سارقان مقبره از انتقام مردگان

یکی از روایت‌های جالب درباره شکستن بینی مجسمه‌ها، به سارقان مقبره‌ها مربوط می‌شود. در مصر باستان، مقبره‌ها پر از اشیای ارزشمند، جواهرات، ظروف، تندیس‌ها و وسایل آیینی بودند. طبیعی بود که سارقان به سراغشان بروند.

اما این سارقان، حتی وقتی به دزدی از مردگان دست می‌زدند، از باورهای زمانه خود جدا نبودند. آن‌ها می‌ترسیدند صاحب مقبره یا فرعونِ مرده در جهان پس از مرگ قدرت داشته باشد و از آن‌ها انتقام بگیرد. برای همین، گاهی پیش از غارت مقبره، به مجسمه‌ها آسیب می‌زدند؛ مخصوصاً به بینی، تا به باور خودشان «نفس» و توان روحانی صاحب مجسمه را قطع کنند.

این تصویر، کمی عجیب و حتی شاعرانه است: دزدی که به سنگ ضربه می‌زند، نه فقط برای شکستن سنگ، بلکه برای آرام کردن ترس خودش از مرده‌ای که هنوز در ذهن او زنده است.

حذف سیاسی؛ وقتی فرعون‌ها رقیب قبلی را پاک می‌کردند

همه تخریب‌ها هم کار سارقان نبود. گاهی قدرت سیاسی پشت این ماجرا قرار داشت. در تاریخ مصر باستان، فرمانروایان رقیب یا جانشینان یک پادشاه، برای کم‌رنگ کردن اعتبار نفر قبلی، تصویرها و نام‌های او را تخریب می‌کردند.

این کار فقط یک دشمنی شخصی نبود؛ نوعی پاک کردن حافظه عمومی بود. اگر نام و تصویر یک فرعون از معبدها، کتیبه‌ها و مجسمه‌ها حذف می‌شد، انگار جایگاه او در تاریخ و حتی در جهان پس از مرگ هم تهدید می‌شد.

نمونه مشهور این رفتار را می‌توان در سرنوشت برخی آثار مربوط به حتشپسوت، یکی از قدرتمندترین زنان فرعون مصر، دید. پس از مرگ او، بخشی از تصویرها و نام‌هایش آسیب دید یا حذف شد؛ هرچند پژوهشگران درباره انگیزه دقیق این تخریب‌ها اختلاف‌نظر دارند، اما اصل ماجرا نشان می‌دهد که تصویر در مصر باستان چقدر سیاسی و قدرتمند بوده است.

آیا همه بینی‌ها عمداً شکسته شده‌اند؟

نه. این نکته مهم است. همه بینی‌های شکسته نتیجه تخریب عمدی نیستند. بعضی مجسمه‌ها واقعاً بر اثر گذر زمان، سقوط، جابه‌جایی، حفاری‌های غیرحرفه‌ای، فرسایش طبیعی یا حتی آسیب‌های دوران مدرن ناقص شده‌اند.

از طرفی چون بینی برجسته‌ترین بخش صورت است، در طول قرن‌ها بیشتر از چشم‌ها یا گونه‌ها در معرض ضربه قرار داشته. بنابراین نمی‌توان درباره همه آثار یک حکم کلی داد. اما در بسیاری از نمونه‌ها، جای ضربه، الگوی شکستگی و آسیب‌های مشابه روی بخش‌های حساس بدن نشان می‌دهد که تخریب‌ها آگاهانه بوده‌اند.

ماجرای بینی ابوالهول و افسانه ناپلئون

یکی از معروف‌ترین باورهای اشتباه این است که سربازان ناپلئون، بینی ابوالهول بزرگ جیزه را شکستند. این داستان سال‌ها نقل شده، اما شواهد تاریخی آن را تأیید نمی‌کند.

طرح‌های فردریک لوئیس نوردن، جهانگرد دانمارکی، که پیش از لشکرکشی ناپلئون به مصر تهیه شده و در قرن هجدهم منتشر شده‌اند، ابوالهول را با بینی شکسته نشان می‌دهند. یعنی بینی ابوالهول پیش از ورود ناپلئون هم از بین رفته بود.

در برخی منابع اسلامی قرون میانه، از جمله روایت‌هایی منسوب به المقریزی، آمده که فردی به نام محمد صائم‌الدّهر در قرن چهاردهم میلادی به چهره ابوالهول آسیب زده است؛ هرچند جزئیات این روایت همچنان محل بحث تاریخی است. اما آنچه تقریباً قطعی است، این است که داستان «توپ‌های ناپلئون» بیشتر افسانه است تا واقعیت.

سنگ‌هایی که هنوز نفس تاریخ را نگه داشته‌اند

مجسمه‌های بی‌بینی مصر باستان فقط آثار آسیب‌دیده نیستند؛ آن‌ها سندهایی از ترس، قدرت، ایمان، سیاست و خشم‌اند. هر شکستگی روی صورتشان ممکن است رد یک سارق، یک دشمن سیاسی، یک آیین مذهبی یا گذر بی‌رحم زمان باشد.

شاید همین است که آن‌ها را تا این اندازه زنده و تکان‌دهنده می‌کند. این پیکره‌ها حتی با بینی‌های شکسته، هنوز حرف می‌زنند؛ از جهانی که در آن، تصویر فقط تصویر نبود و شکستن یک صورت، می‌توانست تلاشی برای خاموش کردن یک روح باشد.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا