دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
چهره هادانستنی

چند ثانیه تأخیر؛ تروری که نتوانست عبدالحمید دوم را بکشد

گاهی تاریخ نه با یک تصمیم بزرگ، بلکه با چند ثانیه مکث تغییر مسیر می‌دهد. یکی از مشهورترین نمونه‌ها، ترور نافرجام سلطان عبدالحمید دوم در سال ۱۹۰۵ است؛ حادثه‌ای که در حیاط مسجد ییلدیز استانبول رخ داد و می‌توانست سرنوشت امپراتوری عثمانی را دگرگون کند.

نقشه‌ای دقیق برای ترور سلطان

روز ۲۱ ژوئیه ۱۹۰۵، سلطان عبدالحمید دوم طبق روال همیشگی برای نماز جمعه به مسجد ییلدیز رفته بود. عاملان ترور، برنامه او را با دقت زیر نظر داشتند؛ زمان خروج از مسجد، مسیر حرکت، تعداد قدم‌ها تا وسیله نقلیه و لحظه‌ای که قرار بود سوار شود.

در نزدیکی مسجد، بمبی درون یک کالسکه کار گذاشته شده بود. این بمب با ساعت تنظیم شده بود تا درست زمانی منفجر شود که سلطان پس از نماز جمعه از پله‌ها پایین می‌آید و به محل عبور خود می‌رسد.

این حمله به فدراسیون انقلابی ارمنی، داشناکسوتیون نسبت داده می‌شود و در منابع تاریخی از نقش افرادی مانند ادوارد ژوریس، آنارشیست بلژیکی، در این نقشه نام برده شده است. هدف، حذف مستقیم سلطان و ایجاد شوکی بزرگ در ساختار قدرت عثمانی بود.

مکثی که همه‌چیز را عوض کرد

همه‌چیز برای انفجار در لحظه‌ای مشخص آماده شده بود؛ اما درست در همان چند ثانیه حساس، اتفاقی افتاد که طراحان ترور پیش‌بینی نکرده بودند. عبدالحمید دوم هنگام خروج از مسجد، با شیخ‌الاسلام جمال‌الدین افندی روبه‌رو شد و برای گفت‌وگویی کوتاه توقف کرد.

همین مکث کوتاه، محاسبات زمانی بمب‌گذاران را به هم زد. بمب منفجر شد، اما سلطان هنوز به نقطه هدف نرسیده بود.

انفجار در حیاط ییلدیز

انفجار مهیب بود. کالسکه‌ها و خودروهای اطراف آسیب دیدند، فضای حیاط مسجد پر از دود و گردوغبار شد و شمار زیادی کشته و زخمی شدند. بر اساس گزارش‌های تاریخی، در این حمله حدود ۲۶ نفر کشته و بیش از ۵۰ نفر زخمی شدند.

اما وقتی دود فرو نشست، سلطان عبدالحمید دوم زنده مانده بود. روایت‌های آن دوره تأکید می‌کنند که او برخلاف فضای وحشت‌زده اطراف، خونسردی خود را حفظ کرد؛ رفتاری که بعدها در تبلیغات رسمی عثمانی هم بسیار برجسته شد.

چرا این حادثه در آن برهه مهم بود؟

ترور نافرجام ییلدیز فقط یک سوءقصد شخصی نبود. این حادثه در دوره‌ای رخ داد که امپراتوری عثمانی با فشارهای داخلی و خارجی، بحران‌های قومی، جنبش‌های انقلابی و نارضایتی‌های سیاسی روبه‌رو بود. عبدالحمید دوم، که از سال ۱۸۷۶ تا ۱۹۰۹ سلطنت کرد، یکی از بحث‌برانگیزترین پادشاهان عثمانی بود؛ برای طرفدارانش نماد حفظ دولت در دوران بحران، و برای مخالفانش چهره‌ای اقتدارگرا.

به همین دلیل، زنده ماندن او در آن روز فقط نجات جان یک سلطان نبود؛ ادامه یافتن یک دوره سیاسی پرتنش در تاریخ عثمانی بود.

ترور نافرجام عبدالحمید دوم در مسجد ییلدیز نشان داد گاهی تاریخ با فاصله‌ای بسیار کوچک تغییر می‌کند. بمب، زمان‌بندی، نقشه و مسیر همه حساب شده بود؛ اما گفت‌وگویی کوتاه با شیخ‌الاسلام، چند ثانیه زمان خرید و سلطان را از مرگ نجات داد.

شاید عجیب به نظر برسد، اما گاهی سرنوشت یک انسان، یک حکومت و حتی یک امپراتوری، به اندازه چند ثانیه مکث فاصله دارد.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا