دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
چهره ها

دورو شهوار سلطان؛ شاهزاده عثمانی که از استانبول به حیدرآباد و لندن رسید

زندگی بعضی آدم‌ها شبیه یک خط صاف پیش نمی‌رود؛ بیشتر شبیه نقشه‌ای است که چند امپراتوری، چند تبعید و چند پایان تاریخی روی آن افتاده باشد. دورو شهوار سلطان یکی از همین چهره‌هاست؛ تنها دختر عبدالمجید افندی، آخرین خلیفه عثمانی، زنی که کودکی‌اش را در فضای اشرافی عثمانی گذراند، جوانی‌اش را در دربار حیدرآباد هند سپری کرد و سال‌های پایانی عمرش را در لندن به سر برد.

دختری از آخرین فصل عثمانی

دورو شهوار با نام کامل خدیجه خیریه عایشه دورو شهوار سلطان در سال ۱۹۱۴ در استانبول به دنیا آمد. پدرش، عبدالمجید افندی، پس از برکناری سلطان‌نشین عثمانی، در سال ۱۹۲۲ به عنوان خلیفه انتخاب شد؛ اما این مقام هم دوام زیادی نداشت. در ۳ مارس ۱۹۲۴، خلافت در ترکیه لغو شد و خاندان عثمانی به تبعید رفت.

دورو شهوار آن زمان هنوز کودک بود؛ کودکی که پیش از آن در دنیایی پر از تشریفات، کاخ، معلمان خصوصی و اسباب‌بازی‌هایی از نقاط مختلف جهان بزرگ شده بود. نام او نیز معنایی شاعرانه داشت؛ «دورو شهوار» را معمولاً به معنای «مروارید شاهوار» یا «مروارید گران‌بها» دانسته‌اند؛ نامی که با سرنوشت اشرافی اما پرفرازونشیب او عجیب هماهنگ بود.

تبعید؛ پایان کاخ و آغاز پراکندگی

پس از لغو خلافت، اعضای خاندان عثمانی ناچار شدند ترکیه را ترک کنند. خانواده عبدالمجید افندی نیز مانند بسیاری از شاهزادگان عثمانی، در اروپا پراکنده شد. برای دورو شهوار، این تبعید فقط جابه‌جایی از یک کشور به کشور دیگر نبود؛ پایان یک جهان بود. جهانی که در آن عنوان‌ها، کاخ‌ها و سنت‌های چندصدساله هنوز معنا داشتند، اما ناگهان همه چیز از دست رفت.

او همراه خانواده‌اش مدتی در اروپا زندگی کرد؛ از جمله در فرانسه. همین دوران بود که نام او کم‌کم در محافل اشرافی و سیاسی جهان اسلام و شرق مطرح شد.

ازدواج با ولیعهد حیدرآباد

در سال ۱۹۳۱، دورو شهوار با شاهزاده اعظم جاه، پسر بزرگ میر عثمان علی خان، نظام حیدرآباد، ازدواج کرد. نظام حیدرآباد در آن زمان یکی از ثروتمندترین حاکمان جهان به شمار می‌رفت و حیدرآباد یکی از مهم‌ترین دولت‌های شاهزاده‌نشین هند بریتانیا بود.

این ازدواج فقط یک پیوند خانوادگی نبود؛ از نظر سیاسی و اجتماعی هم اهمیت داشت. از یک سو، خاندان عثمانی پس از تبعید همچنان در جهان اسلام اعتبار نمادین داشت؛ از سوی دیگر، خاندان حیدرآباد قدرت مالی و جایگاه سیاسی بالایی در شبه‌قاره هند داشت. دورو شهوار با این ازدواج وارد درباری شد که ثروت، سنت و سیاست در آن به شکل پیچیده‌ای در هم تنیده بودند.

او پس از ازدواج با عنوان‌هایی مانند پرنسس برار نیز شناخته شد؛ زیرا همسرش عنوان شاهزاده برار را داشت.

شاهزاده‌ای که فقط به تشریفات قانع نبود

زندگی دورو شهوار در حیدرآباد فقط به لباس‌های فاخر، مراسم درباری و زندگی اشرافی محدود نماند. او زنی تحصیل‌کرده، باوقار و اجتماعی بود و به‌تدریج در امور خیریه، آموزش زنان و خدمات بهداشتی نقش فعالی پیدا کرد.

در منابع مربوط به تاریخ حیدرآباد، از او به عنوان چهره‌ای یاد می‌شود که به آموزش دختران، سلامت مادران و کودکان و حضور اجتماعی زنان توجه داشت. نام او بعدها بر مؤسسات درمانی و خیریه در حیدرآباد باقی ماند؛ از جمله بیمارستان‌هایی که با نام Princess Durru Shehvar (پرنسس دورو شهوار) شناخته می‌شوند.

او از آن دسته زنان اشرافی نبود که فقط در قاب عکس‌های رسمی بماند. دورو شهوار می‌دانست عنوان و جایگاه، اگر به درد مردم نخورد، فقط صدایی توخالی در تالارهای قدیمی است.

دومین پایان سلطنت در زندگی او

دورو شهوار یک بار سقوط قدرت عثمانی را از نزدیک لمس کرده بود؛ اما سرنوشت برایش یک پایان تاریخی دیگر هم کنار گذاشته بود. پس از استقلال هند در سال ۱۹۴۷، مسئله دولت‌های شاهزاده‌نشین مطرح شد. حیدرآباد ابتدا تلاش کرد مستقل بماند، اما در سال ۱۹۴۸، طی عملیاتی نظامی معروف به Operation Polo، به اتحادیه هند پیوست.

به این ترتیب، دوران حکومت نظام‌های حیدرآباد نیز پایان یافت. دورو شهوار که زمانی دختر آخرین خلیفه عثمانی بود، حالا شاهد افول یکی دیگر از نظام‌های سلطنتی و اشرافی می‌شد. زندگی او در فاصله چند دهه، دو بار معنای «پایان یک دوران» را به چشم دید.

رابطه با ترکیه و تلاش برای بازگرداندن پیکر پدر

با وجود تبعید و سال‌ها زندگی در خارج، پیوند دورو شهوار با ترکیه قطع نشد. او چندین بار به ترکیه سفر کرد و برای بازگرداندن پیکر پدرش، عبدالمجید افندی، به وطن تلاش‌هایی انجام داد.

عبدالمجید افندی در سال ۱۹۴۴ در پاریس درگذشت. دورو شهوار برای انتقال پیکر او به ترکیه با مقامات وقت، از جمله عصمت اینونو، مکاتبه و دیدارهایی داشت؛ اما این تلاش‌ها نتیجه مطلوبی نداشت. در نهایت، پیکر آخرین خلیفه عثمانی در مدینه به خاک سپرده شد.

این بخش از زندگی دورو شهوار تلخ و انسانی است؛ دختری که برای بازگرداندن پدرش به سرزمینی تلاش می‌کرد که خودِ همان سرزمین، خانواده‌اش را به تبعید فرستاده بود.

سال‌های لندن و پایان آرام یک زندگی پرحادثه

ازدواج دورو شهوار با اعظم جاه، برخلاف ظاهر باشکوهش، چندان خوشایند و آرام نبود. او بعدها از این زندگی فاصله گرفت و بخش زیادی از سال‌های بعدی عمرش را در لندن گذراند. با این حال، جایگاه اجتماعی، وقار شخصی و ارتباطش با خاندان‌های مهم جهان اسلام و اروپا همچنان حفظ شد.

دورو شهوار سلطان در سال ۲۰۰۶، در ۹۲سالگی در لندن درگذشت. او از آخرین چهره‌هایی بود که هنوز خاطره زنده‌ای از پایان خلافت عثمانی، شکوه دربار حیدرآباد و جهان اشرافی پیش از قرن بیستم را با خود حمل می‌کرد.

دورو شهوار سلطان فقط «دختر آخرین خلیفه عثمانی» نبود. او زنی بود که میان چند جهان زندگی کرد: عثمانی، اروپا، هند و بریتانیا. کودکی‌اش در سایه کاخ و تبعید گذشت، جوانی‌اش در یکی از ثروتمندترین دربارهای هند سپری شد و سال‌های پایانی‌اش در لندن آرام گرفت.

زندگی او یادآور این حقیقت است که تاریخ فقط در جنگ‌ها و قراردادها نوشته نمی‌شود؛ گاهی در سرنوشت زنی دیده می‌شود که از کاخ عثمانی بیرون رانده شد، در حیدرآباد به یک شاهزاده تأثیرگذار تبدیل شد و در سکوت لندن، آخرین برگ‌های یک عصر ازدست‌رفته را ورق زد.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا