۲۰ سالگی «Heroes»؛ سریالی که با شعار «نجات تشویقکننده، نجات دنیا» تلویزیون را تسخیر کرد

۲۰ سال از زمانی میگذرد که یک سریال ابرقهرمانی اورجینال از شبکه انبیسی (NBC) پخش شد و با تکیه بر شعاری ساده اما تاثیرگذار، خیلی زود به موفقیتی بزرگ رسید. در سال ۲۰۰۶، ساخت سریالهای ابرقهرمانی پرهزینه هنوز رویهای رایج در تلویزیون نبود.
البته پیش از آن آثاری چون «Batman» در دهه ۱۹۶۰، «The Incredible Hulk» و «Wonder Woman» در دهه ۱۹۷۰ و چندین انیمیشن موفق در دهه ۱۹۹۰ روی آنتن رفته بودند. بااینحال، هنوز چند سال تا آغاز دنیای تلویزیونی اروورس در شبکه سیدبلیو (The CW) و ورود مارول به شبکه ایبیسی (ABC) با سریالهایی مانند «Marvel’s Agents of SHIELD» فاصله داشتیم. بیشتر مجموعههای مشابه در اوایل دهه ۲۰۰۰ نیز حالوهوایی فراطبیعی داشتند، اما در سال ۲۰۰۶ سریالی از راه رسید که از همان روز نخست به موفقیتی خیرهکننده تبدیل شد.
سریال «Heroes» در ۲۵ سپتامبر ۲۰۰۶ با قسمت «Genesis» کار خود را آغاز کرد و همان قسمت اول توانست ۱۴.۱ میلیون بیننده را پای تلویزیون بنشاند. نکته مهمتر اینکه سریال در طول فصل نخست، بخش بزرگی از این مخاطبان را حفظ کرد. «Heroes» براساس ایدهای اورجینال از تیم کرینگ ساخته شده بود و گروهی از آدمهای جوان با تواناییهای فراانسانی را معرفی میکرد که باید جلوی آیندهای فاجعهبار را میگرفتند. تنها سرنخ آنها نیز یک هشدار مرموز بود: «تشویقکننده را نجات بده، دنیا را نجات بده.»

«Heroes» از این جهت پدیدهای منحصربهفرد بود که تمام هیجان اولیه خود را پیرامون همین یک جمله ساخت و بدون حضور ستارهای بزرگ، بیش از ۱۴ میلیون بیننده را برای قسمت افتتاحیه جذب کرد. سریال هوشمندانه داستانش را با کشف همزمان تواناییهای شخصیتهای اصلی آغاز کرد؛ آدمهایی که باید قدرتهای تازه خود را میشناختند و تصمیم میگرفتند با آنها چه کنند.
از مهمترین شخصیتهایی که در قسمت نخست معرفی شدند میتوان به کلیر بنت با بازی هیدن پنتیر، آیزاک مندز با بازی سانتیاگو کابررا، هیرو ناکامورا با بازی ماسی اوکا، پیتر پترلی با بازی میلو ونتیمیگلیا و نیکی سندرز با بازی الی لارتر اشاره کرد.
نکته جالب اینجاست که جمله «تشویقکننده را نجات بده، دنیا را نجات بده» محور اصلی تبلیغات سریال بود، اما تا قسمت پنجم با عنوان «Hiros» در خود داستان شنیده نشد. مخاطبان تا آن زمان فرصت پیدا کرده بودند با کلیر، تشویقکننده دبیرستانی داستان، آشنا شوند؛ دختری که میتوانست بدن خود را بازسازی کند و از هر جراحتی بهبود یابد.
اگر مرگ احتمالی کلیر قرار بود به آخرالزمانی منجر شود که هیرو در رویاهایش میدید، مسیر کلی داستان مشخص به نظر میرسید. همین معما مخاطبان را تشویق میکرد هفتهبههفته سریال را دنبال کنند. «Heroes» یکی از گیراترین خطهای داستانی تلویزیون پس از آغاز «Lost» را ارائه داد و بینندگان را با خود همراه کرد؛ هرچند در فصلهای بعدی، این روایت بهتدریج از مسیر جذاب اولیهاش فاصله گرفت.
قسمت نخست فصل دوم با ۱۶.۹۷ میلیون بیننده حتی آماری بالاتر به دست آورد، اما تعداد مخاطبان در ادامه فصل کاهش یافت. میانگین بینندگان در فصل سوم به کمتر از ۱۰ میلیون نفر رسید و کمبینندهترین قسمت آن فصل تنها ۶.۱۱ میلیون مخاطب داشت. فصل پایانی نیز با سقوطی جدی روبهرو شد و آخرین قسمت سریال فقط ۴.۴۱ میلیون بیننده جذب کرد.

هرچند پایان «Heroes» برای بسیاری از طرفداران ناامیدکننده بود، قسمت افتتاحیه آن پس از ۲۰ سال همچنان تماشایی به نظر میرسد و فصل نخست نیز جایگاه خود را بهعنوان نمونهای هیجانانگیز از تلویزیون ابرقهرمانی حفظ کرده است.
شعار «تشویقکننده را نجات بده، دنیا را نجات بده» موفقیتی بزرگ برای کمپین تبلیغاتی سریال بود و بازاریابی فراگیر پیرامون آن، مخاطبان زیادی را به تماشای فصل نخست ترغیب کرد. کیفیت بالای همان فصل نیز باعث شد بینندگان دستکم در دو فصل ابتدایی همراه داستان بمانند. بااینحال، همین شعار و انتظاری که ایجاد کرده بود، بعدها به یکی از عوامل سرخوردگی مخاطبان تبدیل شد.
تبلیغات سریال چنین القا میکرد که قهرمانان باید تشویقکننده را نجات دهند تا مانع وقوع آخرالزمان شوند، اما پایان فصل نخست این تصور را بههم ریخت. نجات کلیر بهتنهایی تهدید اصلی آخرالزمان را متوقف نکرد، زیرا خطر مرکزی داستان سایلار با بازی زکری کینتو بود؛ آنتاگونیست اصلی «Heroes» که بهعنوان قاتلی زنجیرهای و فراانسانی، افراد دارای قدرتهای ویژه را هدف قرار میداد و پس از کشتن آنها تواناییهایشان را تصاحب میکرد.
سایلار شرور اصلی فصل اول بود و پس از آن نیز بارها بهعنوان یکی از دشمنان کلیدی داستان بازگشت. نجات تشویقکننده اهمیت داشت، اما ارتباط آن با نجات جهان آنقدر که شعار سریال نشان میداد مستقیم نبود.
وقتی قهرمانان کلیر را از دست سایلار نجات دادند، در واقع مانع شدند او قدرت بازسازی بدن کلیر را تصاحب کند؛ اتفاقی که شکستدادنش را در پایان آسانتر کرد. بنابراین نجات کلیر، جهان را از سایلار نجات داد، اما بهطور مستقیم مانع فاجعه آخرالزمانی نشد. جلوگیری از آن واقعه در نهایت به فداکاری پیتر پترلی وابسته بود؛ زمانی که قدرت او از کنترل خارج شد و در آستانه انفجار قرار گرفت، برادرش نیتن او را به آسمان برد تا شهر نجات پیدا کند.

«Heroes» در تبلیغات خود وعدهای بزرگ داده بود، اما در روایت اصلی تنها بهطور غیرمستقیم به آن پاسخ داد. این ضعف در کنار مشکلات داستانی فصلهای بعد، باعث شد سریال یکی از محسوسترین افتهای کیفی تاریخ تلویزیون را تجربه کند. بااینحال، هیچیک از این مشکلات نمیتواند ارزش فصل نخست را از بین ببرد؛ فصلی که همچنان یکی از بهترین نمونههای اورجینال ژانر ابرقهرمانی در تلویزیون دهه ۲۰۰۰ محسوب میشود.
«Heroes» شاید نتوانست تا پایان به اندازه شروع درخشانش تاثیرگذار باقی بماند، اما با شخصیتهای بهیادماندنی، معمایی جذاب و یکی از ماندگارترین شعارهای تبلیغاتی تلویزیون، مسیر را برای بسیاری از سریالهای ابرقهرمانی پس از خود هموار کرد.





