دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
تازه‌های علم و فناوریعلم و فناوری

آیا باکتری‌ها حافظه دارند؟ کشف یادگیری در «ای. کولای» و پیامدهای آن برای آنتی‌بیوتیک و حافظه انسان

پژوهش‌های تازه نشان می‌دهد حتی موجودات تک‌سلولی مانند باکتری‌ها می‌توانند اطلاعات محیطی را ذخیره کنند، از تجربه‌های گذشته برای تصمیم‌گیری استفاده کنند و حتی «خاطره» را به نسل‌های بعدی منتقل کنند؛ یافته‌ای که می‌تواند نگاه ما به مقاومت آنتی‌بیوتیکی، یادگیری سلولی و حتی حافظه انسان را تغییر دهد.

حافظه یکی از بنیادی‌ترین بخش‌های تجربه انسانی است. ما با کمک حافظه، تجربه‌های خود را ثبت و ذخیره می‌کنیم، جهان را می‌شناسیم، از گذشته درس می‌گیریم و بخش مهمی از هویت خود را می‌سازیم. حافظه با آگاهی و خودآگاهی پیوندی عمیق دارد؛ زیرا امکان بازخوانی لحظاتی را فراهم می‌کند که ما را به آنچه هستیم تبدیل کرده‌اند.

اما طی سال‌های اخیر، پژوهش‌ها تصویر ساده و قدیمی از حافظه را به چالش کشیده‌اند. یافته‌های تازه نشان می‌دهد حافظه فقط ویژگی مغزهای پیچیده یا شبکه‌های عصبی انسان و حیوانات نیست. حتی موجودات تک‌سلولی، از جمله باکتری‌ها، می‌توانند در طول زمان اطلاعاتی را ذخیره کنند، از تجربه‌های قبلی «بیاموزند» و رفتار خود را بر اساس گذشته تغییر دهند.

این حوزه رو به رشد پژوهشی فقط از نظر فلسفی جذاب نیست؛ بلکه می‌تواند در آینده به مقابله با مقاومت آنتی‌بیوتیکی کمک کند و حتی سرنخ‌هایی درباره شیوه ذخیره شدن حافظه در سلول‌های بدن انسان به دست دهد.

از حافظه انسانی تا حافظه باکتریایی؛ چرا این موضوع مهم است؟

وقتی از حافظه حرف می‌زنیم، معمولاً ذهنمان به مغز، نورون‌ها، خاطرات کودکی، یادگیری مهارت‌ها یا حتی فراموشی می‌رود. اما در تعریف گسترده‌تر، حافظه می‌تواند به معنای «پایداری اطلاعات در طول زمان» باشد. با این تعریف، یک سلول هم ممکن است بتواند نوعی حافظه داشته باشد؛ نه لزوماً حافظه آگاهانه، بلکه ذخیره اطلاعاتی که رفتار آینده آن را تغییر می‌دهد.

پژوهش‌های انجام‌شده از اوایل دهه ۲۰۰۰ به بعد، شواهد پیوسته‌ای ارائه کرده‌اند که نشان می‌دهد باکتری‌ها رفتارهایی شبیه حافظه از خود نشان می‌دهند. این رفتارها به آن‌ها کمک می‌کند محیط را بهتر ارزیابی کنند، از شرایط خطرناک دور شوند و برای بقا تصمیم‌های مؤثرتری بگیرند.

این موضوع به‌ویژه درباره باکتری اشرشیا کلی یا ای. کولای (Escherichia coli / E. coli) مورد توجه قرار گرفته است؛ باکتری‌ای که عمدتاً در روده انسان و حیوانات یافت می‌شود و سال‌هاست یکی از مدل‌های اصلی پژوهش‌های زیستی به شمار می‌آید.

مطالعه ۲۰۲۴؛ وقتی ای. کولای تجربه محیطی را به خاطر می‌سپارد

در سال ۲۰۲۴، پژوهشی به رهبری سوویک باتاچاریا (Souvik Bhattacharyya)، دکترای رفتارشناسی میکروبی، که آن زمان پژوهشگر دانشگاه تگزاس در آستین (UT Austin) بود، نشان داد ای. کولای ظاهراً می‌تواند اطلاعاتی درباره محیط خود ذخیره کند و بعدها از همان اطلاعات برای هدایت رفتار استفاده کند.

رفتاری که در این مطالعه بررسی شد، «حرکت توده‌ای» یا سوارمینگ (Swarming) بود؛ حرکتی هماهنگ که در آن میلیون‌ها باکتری با هم جابه‌جا می‌شوند تا مکان‌های جدید را استعمار کنند یا از شرایط خطرناک بگریزند.

این یافته از آن جهت مهم بود که نشان می‌داد باکتری‌ها فقط به محرک‌های لحظه‌ای واکنش نشان نمی‌دهند؛ بلکه احتمالاً تجربه‌های قبلی محیطی در تصمیم‌گیری جمعی آن‌ها نقش دارد.

پژوهش جدید کارنگی ملون و جورجیا تک؛ باکتری‌ها فقط واکنش نشان نمی‌دهند، یاد می‌گیرند

اکنون پژوهش تازه‌ای از زیست‌شناسان محاسباتی و فیزیک‌دانان دانشگاه کارنگی ملون (Carnegie Mellon University) و مؤسسه فناوری جورجیا یا جورجیا تک (Georgia Tech) شواهد جدیدی به این ایده افزوده است: ای. کولای می‌تواند از محیط خود یاد بگیرد، دانش حاصل از تجربه را ذخیره کند و حتی این خاطرات را به نسل‌های بعد منتقل کند تا فرزندان سلولی بتوانند با تغییرات محیطی سازگار شوند.

این پژوهش در نشریه پی‌آرایکس لایف (PRX Life) منتشر شده است.

جوسایا کراتز (Josiah Kratz)، نویسنده اصلی مقاله، می‌گوید هدف گروه پژوهشی این بود که بفهمند «چه سازوکارهایی به چنین موجود ساده‌ای اجازه می‌دهد چنین سازگاری پیچیده‌ای انجام دهد.» او یادآوری می‌کند که ای. کولای در مقایسه با انسان می‌تواند در طیف بسیار گسترده‌تری از محیط‌ها زنده بماند.

کراتز می‌گوید: «از طریق مجموعه‌ای از آزمایش‌ها و کارهای نظری، متوجه شدیم یکی از سازوکارهایی که به آن‌ها اجازه سازگاری می‌دهد، همین توانایی یادگیری است.»

آزمایش چگونه انجام شد؟

کراتز، که بیشتر این کار را در دوره تحصیلات تکمیلی خود در کارنگی ملون انجام داد و اکنون پژوهشگر پسادکتری در جورجیا تک است، همراه با همکارانش رشد سلول‌های ای. کولای را زیر نظر گرفت. آن‌ها باکتری‌ها را در معرض شرایط غذایی متغیر قرار دادند و بررسی کردند که سلول‌ها چگونه رشد خود را با این تغییرات تنظیم می‌کنند.

نتیجه جالب بود: رفتار رشد سلول‌ها فقط به شرایط فعلی وابسته نبود. گذشته‌ای که سلول تجربه کرده بود نیز در رفتار آن اثر داشت.

کراتز توضیح می‌دهد: «سلول فقط به ورودی محیط در یک زمان مشخص پاسخ نمی‌دهد؛ در واقع بر اساس تاریخچه گذشته‌ای که تجربه کرده تصمیم‌گیری می‌کند. این برای ما شگفت‌انگیز بود.»

او اضافه می‌کند: «تا جایی که می‌دانیم، هیچ‌کس پیش از این نشان نداده بود که باکتری‌ها در این زمینه یادگیری از خود نشان می‌دهند.»

حافظه‌ای که به نسل بعد می‌رسد

یکی از بخش‌های مهم این پژوهش، انتقال اطلاعات از سلول مادر به نسل‌های بعدی است. وقتی ای. کولای با شرایط تنش‌زا، مانند کمبود مواد مغذی، روبه‌رو می‌شود، برخی مولکول‌های زیستی تولید می‌کند. این مولکول‌ها باعث تغییر در بیان پروتئین‌ها می‌شوند.

سپس باکتری می‌تواند این پروتئین‌ها را به سلول‌های دختر و حتی نوه منتقل کند. در نتیجه، نسل‌های بعدی نوعی «خاطره» از محیط‌هایی در اختیار دارند که خودشان هرگز مستقیماً تجربه نکرده‌اند.

تیم پژوهشی نشان داد این خاطرات به سلول‌های دختر کمک می‌کند هنگام مواجهه دوباره با عوامل تنش‌زای تکرارشونده، سریع‌تر از نسل‌های قبلی سازگار شوند.

این نکته از نظر زیستی بسیار مهم است؛ زیرا نشان می‌دهد حافظه در باکتری‌ها فقط یک ثبت منفعلانه نیست، بلکه می‌تواند مزیت بقا ایجاد کند. سلول‌های بعدی با دانستن چیزی درباره گذشته، حتی اگر آن گذشته را خودشان تجربه نکرده باشند، آمادگی بیشتری برای آینده دارند.

واکنش پژوهشگران دیگر؛ شکاف دانشی در مدل‌سازی حافظه باکتریایی پر شد

سوویک باتاچاریا، که اکنون استادیار دانشکده پزشکی مک‌گاورن در مرکز علوم سلامت دانشگاه تگزاس در هیوستون (UT Health Houston’s McGovern Medical School) است، در این پژوهش جدید دخالتی نداشت، اما آن را هیجان‌انگیز و به‌موقع توصیف کرده است.

به گفته او، این مقاله با نشان دادن اینکه نرخ رشد در پاسخ به مواد مغذی می‌تواند حافظه باکتریایی را هدایت کند، شکافی را در دانش مربوط به مدل‌سازی این فرایند پر کرده است. باتاچاریا می‌گوید این پژوهش «حوزه را جلو می‌برد، نه اینکه فقط بُعد جدیدی به آن اضافه کند.»

این جمله اهمیت علمی کار را روشن می‌کند: یافته جدید فقط یک مشاهده عجیب درباره باکتری‌ها نیست، بلکه می‌تواند به ساخت مدل‌های دقیق‌تر درباره یادگیری و سازگاری میکروبی کمک کند.

پیامد برای عفونت‌ها و مقاومت آنتی‌بیوتیکی

یافته‌های مربوط به حافظه باکتریایی می‌توانند پیامدهای مهمی برای درمان عفونت‌های باکتریایی داشته باشند. سازمان جهانی بهداشت (World Health Organization / WHO) مقاومت آنتی‌بیوتیکی را یکی از فوری‌ترین تهدیدهای جهانی سلامت می‌داند.

اگر باکتری‌ها تجربه‌های گذشته خود را در سازگاری با محیط دخیل می‌کنند، درک رفتار آن‌ها فقط با نگاه به وضعیت لحظه‌ای کافی نیست. باید دانست آن‌ها پیش‌تر با چه شرایطی مواجه شده‌اند، چه تنش‌هایی را تجربه کرده‌اند و چه اطلاعاتی ممکن است به نسل‌های بعد منتقل کرده باشند.

کراتز می‌گوید: «اگر واقعاً می‌خواهیم درک بهتر و کنترل مؤثرتری برای ریشه‌کن کردن جمعیت‌های باکتریایی داشته باشیم، باید آنچه را در گذشته تجربه کرده‌اند هم در نظر بگیریم.»

این نگاه می‌تواند در آینده بر طراحی راهبردهای ضدباکتریایی اثر بگذارد. برای مثال، اگر باکتری‌ها از مواجهه‌های قبلی با کمبود مواد مغذی، استرس محیطی یا داروها خاطره‌ای سلولی بسازند، درمان‌های آینده شاید ناچار باشند این تاریخچه را نیز هدف بگیرند.

آیا حافظه باکتریایی یعنی باکتری‌ها آگاه‌اند؟

اینجا پرسش فلسفی و علمی جذابی مطرح می‌شود: اگر حافظه یکی از اجزای سازنده آگاهی انسان است و باکتری‌ها هم حافظه دارند، آیا ممکن است آن‌ها هم نوعی آگاهی داشته باشند؟

طرفداران نظریه «بنیاد سلولی آگاهی» یا سی‌بی‌سی (Cellular Basis of Consciousness / CBC) احتمالاً پاسخ مثبت می‌دهند. این نظریه پیشنهاد می‌کند حتی کوچک‌ترین موجودات زنده نیز نوعی آگاهی دارند. از نگاه طرفداران آن، یادگیری تداعی‌گر، یعنی پیوند دادن یک محرک با یک پیامد، و شکل‌گیری حافظه پایدار، ماهیتی «به‌وضوح شناختی» دارند.

اما این نظریه در میان بسیاری از دانشمندان جریان اصلی بحث‌برانگیز است. دلیل اصلی این است که حتی تعریف آگاهی نیز محل اختلاف جدی است و سازوکارهای زیربنایی آن همچنان رازآلود مانده‌اند.

در مقابل، بسیاری از پژوهشگران بر یک نکته توافق دارند: حافظه انواع مختلفی دارد و همه انواع حافظه نیازمند آگاهی نیستند.

کراتز می‌گوید: «اگر حافظه را به‌عنوان پایداری اطلاعات در طول زمان تعریف کنید، این به آگاهی یا حتی هوش نیاز ندارد.»

او توضیح می‌دهد در چارچوب این پژوهش، تمرکز بر این است که سیستم، یعنی سلول، چگونه ورودی‌ها را دریافت می‌کند و بر اساس آن‌ها تصمیم می‌گیرد. بنابراین هدف پژوهشگران اثبات آگاهی باکتری‌ها نیست، بلکه فهم سازوکار یادگیری و سازگاری سلولی است.

چرا این موضوع می‌تواند به فهم حافظه انسان کمک کند؟

حتی اگر بررسی آگاهی در میکروب‌ها فعلاً هدف اصلی پژوهشگران نباشد، مطالعه حافظه باکتریایی می‌تواند برای فهم انواع حافظه انسانی مفید باشد.

کالین هیل (Colin Hill)، استاد دانشکده میکروبیولوژی در دانشگاه کالج کورک (University College Cork) در ایرلند، می‌گوید اگر بتوان نشان داد سلول‌های باکتریایی منفرد و نسبتاً ساده حافظه دارند، شاید برخی جنبه‌های حافظه انسانی نیز درون سلول‌های منفرد ذخیره شوند، نه فقط در ارتباطات میان سلول‌ها مانند نورون‌ها.

این ایده با تصور رایج از حافظه انسانی تفاوت دارد. معمولاً حافظه را محصول شبکه‌های عصبی و ارتباطات میان نورون‌ها می‌دانیم. اما اگر سلول‌های منفرد هم توان ذخیره اطلاعات داشته باشند، شاید بخشی از داستان حافظه در سطحی عمیق‌تر و سلولی‌تر رخ دهد.

البته این به معنای کنار گذاشتن نقش نورون‌ها و شبکه‌های مغزی نیست؛ بلکه می‌تواند لایه‌ای جدید به فهم حافظه اضافه کند.

شباهت غیرمنتظره با شبکه‌های عصبی بازگشتی

یکی از یافته‌های شگفت‌انگیز کار کراتز مربوط به مدل ریاضی اوست. او مدلی توسعه داد که نشان می‌دهد باکتری‌ها چگونه یاد می‌گیرند و حافظه را حفظ می‌کنند. نکته جالب این بود که این مدل از نظر ساختار، شباهت زیادی به شبکه عصبی بازگشتی یا ریکارنت نورال نتورک (Recurrent Neural Network) دارد.

شبکه‌های عصبی بازگشتی نوعی مدل یادگیری عمیق هستند که در وظایف یادگیری ماشینی استفاده می‌شوند. این شبکه‌ها در ظاهر بر اساس حلقه‌های بازخوردی به‌هم‌پیوسته در مغز انسان طراحی شده‌اند. آن‌ها می‌توانند اطلاعات گذشته را در پردازش داده‌های فعلی دخیل کنند؛ درست مانند اینکه یک سیستم از تاریخچه خود برای تصمیم‌گیری استفاده کند.

کراتز می‌گوید در یک سلول ساده باکتریایی، تعامل مولکول‌های مختلف در طول زمان از همان منطق محاسباتی پیروی می‌کند که زیربنای شبکه‌های عصبی بازگشتی مدرن است.

این شباهت به معنای آن نیست که باکتری‌ها مغز دارند یا مثل انسان فکر می‌کنند. اما نشان می‌دهد منطق پردازش اطلاعات، ذخیره تاریخچه و تصمیم‌گیری بر اساس گذشته، ممکن است در سطح‌های بسیار متفاوت حیات تکرار شود؛ از مولکول‌های درون یک سلول گرفته تا مدل‌های هوش مصنوعی و شبکه‌های عصبی مغز.

حافظه باکتریایی چه چیزهایی درباره تنوع حافظه به ما می‌گوید؟

باتاچاریا معتقد است ادامه بررسی حافظه سلولی در باکتری‌ها می‌تواند برای فهم موجودات پیچیده‌تر، از جمله انسان، سودمند باشد. او می‌گوید شاید بتوان از این اطلاعات برای ورود عمیق‌تر به جنبه‌های بنیادی حافظه انسانی استفاده کرد.

به گفته او، حافظه باکتریایی می‌تواند چیزهای زیادی درباره نحوه ذخیره اطلاعات به ما بگوید و نشان دهد سازوکارهای حافظه، فرایندهای حافظه و مقیاس‌های زمانی آن چقدر متنوع‌اند.

این نکته بسیار مهم است. حافظه ممکن است همیشه به شکل خاطره آگاهانه، تصویر ذهنی یا روایت شخصی نباشد. گاهی حافظه می‌تواند به شکل تغییر در بیان پروتئین‌ها، رفتار رشد سلول، آمادگی برای کمبود مواد مغذی یا پاسخ سریع‌تر به استرس‌های تکرارشونده ظاهر شود.

باکتری‌ها خاطره دارند، اما نه لزوماً مثل ما

پژوهش‌های جدید نشان می‌دهد باکتری‌هایی مانند ای. کولای می‌توانند اطلاعات محیطی را در طول زمان حفظ کنند، بر اساس تاریخچه گذشته تصمیم بگیرند و حتی از طریق انتقال پروتئین‌ها، نوعی خاطره را به نسل‌های بعدی منتقل کنند. این خاطرات به نسل‌های بعد کمک می‌کند سریع‌تر با تنش‌های تکرارشونده سازگار شوند.

این یافته‌ها نه‌تنها درک ما از رفتار باکتری‌ها را عمیق‌تر می‌کند، بلکه می‌تواند در آینده برای مقابله با عفونت‌ها و مقاومت آنتی‌بیوتیکی اهمیت داشته باشد. اگر می‌خواهیم جمعیت‌های باکتریایی را کنترل کنیم، شاید باید گذشته آن‌ها را هم بشناسیم، نه فقط وضعیت فعلی‌شان را.

از سوی دیگر، حافظه باکتریایی بحث‌های جذابی درباره آگاهی، یادگیری سلولی و حتی حافظه انسان ایجاد می‌کند. البته داشتن حافظه به معنای داشتن آگاهی نیست. همان‌طور که کراتز می‌گوید، اگر حافظه را پایداری اطلاعات در زمان بدانیم، نیازی به فرض آگاهی یا هوش نیست.

با این حال، همین موجودات کوچک و ظاهراً ساده به ما یادآوری می‌کنند که حیات در سطح سلولی پیچیده‌تر از چیزی است که تصور می‌کردیم. شاید بخشی از راز حافظه انسان، نه فقط در شبکه‌های عظیم نورونی، بلکه در منطق بنیادی خود سلول‌ها پنهان باشد.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا