دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
سلامت روانمجله فرا

آیا واقعاً آن‌ها را دوست داری یا این خیال‌بافی عاشقانه است؟

گاهی اوقات ممکن است خودمان را گول بزنیم. مرز بین عشق واقعی و صرفاً جذب شدن کجاست؟ این سوالی است که بارها از خود پرسیده‌ایم و احتمالاً شما هم همین‌طور.

وقتی با کسی آشنا می‌شوید، سخت است که تحت تأثیر حضور او و احتمال شروع یک عاشقانه جدید قرار نگیرید؛ به‌خصوص اگر فرد مقابل جذاب باشد، رفتار خوبی با شما داشته باشد و هیچ علامت هشداردهنده‌ اولیه‌ای دیده نشود.

اما سوال اصلی اینجاست: آیا واقعاً آن‌ها را دوست دارید، یا فقط ایده‌ای که از آن‌ها در ذهن ساخته‌اید (و پایان خوشی که تصور می‌کنید ممکن است با هم داشته باشید) شما را جذب کرده است؟ بیایید دقیق‌تر بررسی کنیم.

اهمیت درک احساسات خود

اولین قدم: شناسایی احساساتتان

همه ما هیجان و شوق اولیه برای شناخت یک فرد جدید را تجربه کرده‌ایم. اما لازم است یک قدم به عقب بردارید — و دست از ایده‌آل‌سازی بردارید — تا واقعاً احساسات خود را شناسایی کنید. درک احساسات در همه موقعیت‌های زندگی مفید است، اما در روابط عاشقانه اهمیت بسیار بیشتری دارد. در نهایت، شما در حال تصمیم‌گیری برای متعهد شدن به کسی هستید که می‌تواند تأثیر عمیقی بر زندگی‌تان بگذارد.

استفانی هولز، روان‌شناس زوج‌ها، می‌گوید: «درک احساسات ما در یک رابطه به ما کمک می‌کند بفهمیم آیا آن رابطه به نفع ماست یا نه. رابطه‌ای که در آن احساس رضایت داریم، اعتمادبه‌نفس ما را بالا می‌برد و احتمالاً کیفیت زندگی، عملکرد شغلی و رسیدن به اهداف را بهبود می‌بخشد.»

علاوه بر این، شفاف بودن در مورد احساسات، به‌طور شگفت‌انگیزی جذاب و قدرتمند است. این شفافیت به شما اجازه می‌دهد به خودتان اعتماد داشته باشید و تصمیمات آگاهانه‌تری بگیرید.

آیا واقعاً کسی را دوست داری؟ (اصلاً دوست داشتن واقعی یعنی چه؟)

شیفتگی می‌تواند خیلی ساده و سریع شکل بگیرد؛ باریستای مهربان کافه محله‌تان، کسی که چند قرار دوستانه با او داشته‌اید، یا همکاری که همیشه باعث می‌شود گونه‌هایتان گل بیندازد. اما سوال اینجاست: آیا واقعاً این افراد را دوست دارید، یا فقط تصویری ذهنی و ایده‌آل‌شده از آن‌ها را؟

تشخیص این تفاوت آسان نیست، چون تقریباً هر رابطه نوپا با مقداری شیفتگی و تحسین — گاهی ساده‌لوحانه — شروع می‌شود. مطالعات حتی نشان می‌دهند که احساسات سرخوشانه‌ اولیه، شباهت زیادی به تأثیر مواد مخدری مثل کوکائین دارند. اما این جذابیت دائمی نیست، به‌خصوص زمانی که شروع به پرسیدن سوالات جدی‌تر می‌کنید.

اولیویا ویترز، درمانگر مجاز مشاوره، می‌گوید: «وقتی می‌خواهید تشخیص دهید که واقعاً کسی را دوست دارید یا فقط ایده‌ او را، درون‌نگری کلید اصلی ماجراست.»

او پیشنهاد می‌کند این شش سوال را از خودتان بپرسید:

  • نیازهای عاطفی من چیست و آیا در این رابطه برآورده می‌شوند؟
  • آیا وقتی با این شخص هستم احساس خوبی دارم؟
  • آیا واقعاً به این شخص علاقه دارم و می‌خواهم بیشتر او را بشناسم؟
  • انتظارات من از رابطه چیست و آیا تحقق پیدا می‌کنند؟
  • چه ارزش‌ها و اولویت‌هایی در یک شریک برای من مهم است و آیا این فرد آن‌ها را دارد؟
  • آیا هر دو نفر پتانسیل یک رابطه بلندمدت را می‌بینیم؟

هولز همچنین اضافه می‌کند: «اگر فقط ایده‌ یک نفر را دوست داشته باشیم، ممکن است در حضور او احساس خستگی یا حتی ناراحتی کنیم، یا تصور کنیم مجبوریم کسی غیر از خودِ واقعی‌مان باشیم. این نشانه‌ آن است که رابطه بیشتر بر پایه فانتزی و پیش‌بینی است تا ارتباط واقعی بین دو انسان.»

نشانه‌هایی که نشان می‌دهد واقعاً کسی را دوست داری

  • بودن با او به تو احساس خوبی می‌دهد
  • کنجکاوی داری بیشتر درباره‌اش بدانی
  • می‌توانی کاملاً خودت باشی
  • داوطلبانه برایش وقت می‌گذاری
  • از انجام کارهای خوب برایش لذت می‌بری
  • بعد از دیدارش احساس انرژی می‌کنی، نه خستگی
  • علایق مشترک دارید
  • ارزش‌هایتان هم‌راستا است
  • جزئیات کوچک مربوط به او را به خاطر می‌سپاری
  • در مراحل اولیه ممکن است کمی عصبی باشی
  • احساس می‌کنی او را سال‌هاست می‌شناسی
  • اهداف مشترکی دارید
  • احساس امنیت و احترام می‌کنی
  • حتی وقتی کنارت نیست به او فکر می‌کنی
  • حتی ویژگی‌های عجیب یا خاصش هم برایت دوست‌داشتنی است

نشانه‌هایی که نشان می‌دهد فقط ایده‌ آن‌ها را دوست داری

  • فقط وقتی حوصله‌ات سر رفته یا تنها هستی به فکر دیدنشان می‌افتی
  • از نظر فیزیکی جذبشان شده‌ای، اما از شخصیتشان مطمئن نیستی
  • بعد از وقت گذراندن با آن‌ها احساس خستگی داری
  • تمرکزت بیشتر روی این است که آیا آن‌ها تو را دوست دارند یا نه
  • شدت احساساتت با حال‌وهوایت تغییر می‌کند
  • بیشتر به پتانسیل یا نسخه ایده‌آل آن‌ها علاقه‌مندی، نه خود واقعی‌شان
  • جذابیت این رابطه به این دلیل است که در نظر دیگران خوب دیده شوی
  • ارتباط عاطفی عمیقی احساس نمی‌کنی
  • ارزش‌های مشترک ندارید
  • فشارهای بیرونی باعث می‌شود فکر کنی باید در رابطه بمانی
  • اهداف زندگی مشترکی ندارید
  • جرقه‌ای وجود ندارد
  • رابطه راکد و بدون رشد است
  • آینده بلندمدتی برای این شخص متصور نیستی

آیا واقعاً آن‌ها را دوست دارم یا فقط تنها هستم؟

دوست‌یابی و پیدا کردن عشق اصلاً کار ساده‌ای نیست. تنهایی‌ای که بعد از پایان یک رابطه موقت یا زمانی که فرد موردعلاقه‌تان دیگر به شما علاقه ندارد تجربه می‌کنید، احساسی آشنا برای بیشتر ماست. هرچند تنهایی ذاتاً منفی نیست، اما می‌تواند دید ما را در روابط عاشقانه دچار خطا و توهم کند.

ویترز توضیح می‌دهد: «اغلب در جدا کردن حس تنهایی از احساسات عمیق‌تری مثل طرد شدن، رهاشدگی، شرم یا بی‌ارزشی مشکل داریم؛ چیزهایی که من آن‌ها را ‘چهار سوارکار آسیب‌های دوران کودکی’ می‌نامم. بسیاری از مراجعان من، به‌خصوص بعد از جدایی، متوجه می‌شوند که تنهایی واکنشی طبیعی به شرایط است. اما گاهی این احساس ریشه در زخم‌های قدیمی‌تر دوران کودکی دارد.»

تشخیص اینکه آیا تنهایی یا احساسات حل‌نشده‌ دیگر روی تصمیمات عاطفی شما اثر گذاشته‌اند، کار آسانی نیست. اینجاست که درون‌نگری اهمیت پیدا می‌کند.
از خودتان بپرسید:

  • وقتی به مجرد بودن فکر می‌کنم چه احساسی دارم؟
  • انگیزه اصلی من برای ورود به رابطه چیست؟
  • آیا واقعاً آماده‌ ایجاد یک ارتباط سالم و امن هستم؟

آیا برای داشتن شریک زندگی عجله دارید؟ اگر بله، چرا؟ چه چیزی در زندگی‌تان کم است که فکر می‌کنید فقط با یک رابطه تکمیل می‌شود؟
به خودتان زمان بدهید، روی خودتان کار کنید و به ریشه‌ها برسید. تنها در این صورت است که می‌توانید وارد یک رابطه عمیق و معنادار شوید.

هنوز مطمئن نیستی چه کار کنی؟

اپرا وینفری زمانی گفت: «‘نمی‌دانم’ یعنی ‘نه’.»

به زبان ساده، اگر نسبت به کسی احساس بی‌تفاوتی دارید، احتمالاً علاقه‌ واقعی در کار نیست.

هولز می‌گوید: «اگر مطمئن نیستید که به کسی علاقه دارید، معمولاً علاقه‌ای وجود ندارد. شاید از نظر منطقی، ویژگی‌های او روی کاغذ جذاب باشد، اما وقتی کنار هم هستید، هیجانی احساس نمی‌کنید. این تضاد می‌تواند باعث سردرگمی شود، چون ذهن منطقی تلاش می‌کند شما را قانع کند که باید بیشتر از آنچه واقعاً حس می‌کنید، اهمیت بدهید.»

مطمئن نبودن به این معنا نیست که باید فوراً رابطه را قطع کنید یا برعکس، سریع‌تر عمیق شوید. هیچ عجله‌ای برای رسیدن به خط پایان وجود ندارد.
به کاوش ادامه دهید، اما برای خودتان یک بازه زمانی مشخص کنید؛ مثلاً دو هفته یا یک ماه. اگر بعد از آن هنوز احساساتتان نامشخص بود، این می‌تواند نشانه‌ای باشد برای ادامه مسیر و پیدا کردن فردی که واقعاً با شما هم‌خوانی دارد.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا