ابرشرکت آمبرلا چیست؟ راهنمای تازهواردها برای تماشای «Resident Evil»

مجموعه «Resident Evil» حالا ۳۰ ساله شده است. این فرنچایز کار خود را در دوران پلیاستیشن (PlayStation) با یک بازی محبوب ترس و بقا از شرکت کپکام (Capcom) آغاز کرد و بهتدریج به پدیدهای بزرگ در رسانههای مختلف تبدیل شد. اقتباسهای سینمایی نیز آن را به یکی از پرفروشترین مجموعههای ترسناک تاریخ سینما تبدیل کردند و حالا زک کرگر، کارگردان «Weapons»، نسخه تازهای از «Resident Evil» را برای پرده بزرگ ساخته است.
فیلم جدید کرگر در همان جهان بازیها جریان دارد، اما اقتباس مستقیم هیچیک از داستانهای قبلی نیست. به همین دلیل، تماشاگرانی که بدون آشنایی قبلی به سراغ آن میروند، احتمالا با یک پرسش مهم روبهرو خواهند شد: ابرشرکت آمبرلا (Umbrella Corporation) دقیقا چیست و چرا تا این اندازه اهمیت دارد؟
پاسخ کامل این پرسش میتواند مخاطب را وارد هزارتویی از اطلاعات و داستانهای پیچیده کند، اما برای شروع کافی است بدانید آمبرلا همان شرکت عظیمی است که تقریبا تمام فجایع این جهان به آن بازمیگردد. زامبیها و هیولاهایی که در بازیها و فیلمها میبینیم، نتیجه آزمایشهای ژنتیکی گوناگون این شرکت هستند؛ بخشی از پیشینه داستانی گسترده و غافلگیرکننده مجموعه «Resident Evil».

ریشههای «آمبرلا» به دهه ۱۹۶۰ و جنبش اصلاح نژادی بازمیگردد؛ اندیشهای که هدفش پیشرفت بشر از مسیر علم ژنتیک بود. آزول ای. اسپنسر، دکتر ادوارد اشفورد و دکتر جیمز مارکوس، سه همکلاسی دانشگاهی، این شرکت را بنیان گذاشتند. در میان آنها، اسپنسر اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا عمارت اسپنسر در بازی نخست نام خود را از او گرفته است.
این عمارت که در حاشیه راکون سیتی قرار دارد، یکی از مهمترین مکانهای جهان «Resident Evil» محسوب میشود. بخش بزرگی از آزمایشهایی که به تولد هیولاهای این مجموعه منجر شدند، در همین مکان انجام گرفتند.
«آمبرلا» در گذر دههها به هیولایی چندسر تبدیل شد و بخشهای مختلفی از جمله واحد داروسازی را زیر چتر خود قرار داد. البته هدف واقعی بنیانگذاران شرکت از چشم مردم پنهان مانده بود. آنها در نهایت میخواستند راهی برای خلق نژادی از ابرانسانها پیدا کنند؛ موجوداتی که بتوانند مانند خدایان بر دیگران حکومت کنند.

پس از سالها تحقیق، دانشمندان به این نتیجه رسیدند که یک ویروس میتواند ابزار رسیدن به چنین هدفی باشد. از نگاه آنها، ویروس صرفا عامل بیماری نبود، بلکه وسیلهای برای ایجاد تحول در نسل بشر به شمار میرفت. این تفکر به ساخت ویروس تی منجر شد؛ عاملی که تقریبا در مرکز تمام فجایع جهان «Resident Evil» قرار دارد.
با پیشرفت داستان بازیها، گونههای دیگری مانند ویروس جی نیز معرفی شدند و ماهیت ویروسها بارها تکامل پیدا کرد، اما نقطه آغاز همهچیز همان ویروس تی است. آلبرت وسکر که چندین بار در اقتباسهای لایو اکشن مجموعه به تصویر کشیده شده، از چهرههای مهم مرتبط با توسعه این ویروس و یکی از شخصیتهای کلیدی بازیهاست.
هدف اصلی «آمبرلا» ساخت نسخهای از ویروس بود که بتواند تکامل انسان را سرعت ببخشد. بااینحال، تامین هزینه چنین پروژه بلندپروازانه و گرانقیمتی ساده نبود. بنیانگذاران شرکت برای بهدستآوردن منابع مالی، گونههایی از ویروس را بهعنوان سلاح شیمیایی احتمالی به دولتها فروختند.
همانطور که میشد انتظار داشت، ویروس سرانجام از کنترل خارج شد و راکون سیتی را به قلمرو زامبیها و هیولاهای جهشیافته تبدیل کرد. از آن لحظه به بعد، دنیا دیگر هرگز مثل قبل نشد. حتی بمباران هستهای راکون سیتی هم نتوانست جلوی گسترش فاجعه را بگیرد.

زک کرگر ناچار بود برخی عناصر شناختهشده بازیها، از جمله «آمبرلا»، را در فیلم جدید «Resident Evil» بگنجاند. بااینحال، حضور این شرکت لزوما به این معنا نیست که فیلم باید زمان زیادی را صرف توضیح تمام تاریخچه پیچیده آن کند. «آمبرلا» آنقدر شاخه و راز دارد که شرح کاملش میتواند بهاندازه یک فیلم جداگانه زمان ببرد.
اقتباسهای سینمایی قبلی نیز «آمبرلا» را شرکتی شرور و عامل اصلی نابودی جهان معرفی کردند، هرچند جزئیات مربوط به پیدایش آن را تغییر دادند. در آغاز فیلم «Resident Evil» محصول ۲۰۰۲، این شرکت بهعنوان بزرگترین نهاد تجاری ایالات متحده معرفی میشود. راوی فیلم درباره دامنه نفوذ آن میگوید:
«محصولات این شرکت در ۹ خانه از هر ۱۰ خانه پیدا میشود. نفوذ سیاسی و مالیاش همهجا احساس میشود. در ظاهر، بزرگترین تامینکننده فناوری کامپیوتری، محصولات پزشکی و خدمات درمانی در جهان است. اما چیزی که حتی بیشتر کارمندانش هم نمیدانند، این است که سود هنگفت شرکت از فناوری نظامی، آزمایشهای ژنتیکی و تسلیحات ویروسی به دست میآید.»
در فیلمها، پروفسور جیمز مارکوس «آمبرلا» را با هدف درمان دختر خردسالش، آلیشیا، تاسیس میکند که به بیماری پیری زودرس مبتلاست. تحقیقات او به کشف ویروس تی میانجامد؛ چیزی که در ابتدا درمانی معجزهآسا به نظر میرسد، اما خیلی زود عوارض وحشتناکش را نشان میدهد. عوارضی که شباهت زیادی به تبدیلشدن انسانها به زامبی دارند.
مارکوس سرانجام با شریک تجاریاش، دکتر الکساندر آیزاکس، دچار اختلاف میشود؛ شخصیتی که بعدها به یکی از شرورهای اصلی مجموعه فیلمها تبدیل شد. بنابراین نسخه سینمایی، بنیانگذاران شرکت و چگونگی پیدایش ویروس تی را تغییر داد، اما ایده اصلی دستنخورده باقی ماند: ویروس تی قرار بود یک داروی معجزهگر باشد، ولی در عوض زامبیها و موجودات جهشیافتهای هولناک به وجود آورد.
در مجموع، «آمبرلا» در تمام نسخههای «Resident Evil» نماد جاهطلبی علمی بدون مرز، فساد سازمانی و تلاش برای کنترل تکامل انسان است. شاید جزئیات حضور این شرکت در بازیها و فیلمها متفاوت باشد، اما نقش آن همیشه ثابت میماند؛ «آمبرلا» همان دستی است که پشت بیشتر کابوسهای این دنیا قرار دارد.
هنوز باید دید این ابرشرکت در جهان تازه زک کرگر چگونه به تصویر کشیده میشود و چه تغییراتی خواهد کرد، اما تردیدی نیست که مانند همیشه، نقشی مهم در داستان دارد. فیلم «Resident Evil» هماکنون در سینماها اکران میشود.





