دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
نقد و بررسینقد و بررسی فیلم

اکنون مرا می‌بینی: اکنون دیگر نمی‌بینی»؛ شعبده‌ای پرزرق‌وبرق میان گذشته و آینده، با طعم هالیوود و هیجان نسل زد

نقد و بررسی فیلم Now You See Me: Now You Don’t (اکنون مرا می‌بینی ۳)

سومین قسمت از فرنچایز محبوب «Now You See Me» یا همان «اکنون مرا می‌بینی» پس از تقریبا یک دهه انتظار، با عنوان «اکنون مرا می‌بینی: اکنون دیگر نمی‌بینی» (Now You See Me: Now You Don’t) بازگشته است. این بار کارگردانی به‌عهده روبن فلیشر است؛ فیلمساز آشنا برای طرفداران جسی آیزنبرگ و وودی هارلسون به‌واسطه همکاری‌های گذشته در Zombieland. با اینکه دو قسمت قبلی در گیشه موفقیت عظیمی کسب کردند (بیش از ۳۵۲ میلیون دلار برای قسمت اول و حدود ۳۳۵ میلیون دلار برای قسمت دوم)، این قسمت تازه سعی دارد هم مخاطبان قدیمی را راضی کند و هم با جذب نسل جدید، جان تازه‌ای به فرانچایز بدهد.

فیلم با یک شوک آغاز می‌شود: سال ۲۰۲۵، در بوشویک بروکلین، نمایش نیمه‌مخفی جادویی «چهار سوار» با استقبال پرشور جمعیت جوان برگزار می‌شود. اما این جادوگران افسانه‌ای (جسی آیزنبرگ، وودی هارلسون، ایلا فیشر و دیو فرانکو) دیگر سال‌ها بود که از صحنه دور شده بودند، و حالا بازگشتشان عجیب و پرابهام است.

طولی نمی‌کشد که می‌فهمیم این نمایش در واقع توسط سه شعبده‌باز نسل جدید و فعال‌اجتماعی — چارلی (جاستیس اسمیت)، بوسکو (دومینیک سسا) و جون (آریانا گرینبلات) — اجرا شده و چهار سوار اصلی حتی در محل حضور نداشتند. این سه جوان علاقه‌مند به استفاده از مهارت‌های شعبده برای اهداف عدالت‌خواهانه هستند، مثل افشای کلاهبردار کریپتو و توزیع پول‌های سرقتی میان مردم.

اما دنیل اطلس (آیزنبرگ)، رهبر سابق چهار سوار، که حالا جدا از تیم قدیمی خود است، خیلی از سوءاستفاده از برندشان خوشحال نیست. او پس از مهار جوانان، پیشنهادی به آن‌ها می‌دهد: پیوستن به یک ماموریت جدید که از سوی سازمان مخفی «چشم» (The Eye) برای مقابله با یک هدف بزرگ طراحی شده است.

هدف، ورونیکا وندربرگ (رزاموند پایک) است؛ وارث یک امپراتوری الماس که با پول‌شویی و معاملات کثیف، ثروت خود را حفظ می‌کند. جادوی فیلم اینجاست که پایک، با لهجه و استایل خاص، شخصیت منفی را با ظرافتی شوخ‌طبعانه و پرجذبه بازی می‌کند و حتی وقتی آشکارا شرور است، دیدنش لذت‌بخش می‌ماند.

مجموعه قدیمی و جدید قرار است در یک رویداد بزرگ در آنتورپ، الماس عظیم و بی‌همتایی به نام «قلب» (The Heart) را سرقت کنند. نقشه، ترکیبی از بدل‌کاری رسانه‌ای، نفوذ، و نمایش‌های شعبده‌آمیز پرجزئیات است که طبق سنت مجموعه، نه تنها اجرا می‌شود بلکه در لحظات بعد توضیح کاملش ارائه می‌گردد.

یکی از نکات تازه این قسمت، ترکیب اعضای قدیمی چهار سوار با نسل جدید شعبده‌بازان است. این هم‌نشینی، زمینه‌ای برای شوخی‌های بین‌نسلی، رقابت‌های دوستانه و نمایش مهارت‌ها فراهم می‌کند.

  • جسی آیزنبرگ دوباره کاریزمای خاصش را در نقش اطلس نشان می‌دهد: مغرور، سریع‌الذهن، و مسلط بر کلمات، حتی وقتی طرف مقابلش وودی هارلسون یا رزوموند پایک باشد.
  • وودی هارلسون با همان شوخ‌طبعی بی‌پروا، جادوگر ذهن‌خوانی با کلاه معروفش را دوباره زنده می‌کند.
  • بازگشت ایلا فیشر از قسمت اول و حضور دیو فرانکو، همراه با چرخشی جالب که لیزی کپلان (جایگزین فیشر در قسمت دوم) هم نقش دارد، باعث می‌شود حالا پنج سوار داشته باشیم.
  • جوان‌ها، به‌ویژه گرینبلات، با انرژی و سبک مدرنشان به فیلم حس «جوان‌سازی» می‌دهند.

روبن فلیشر در ادامه‌ی سبک دو کارگردان قبلی، تلاش کرده ترکیبی از اکشن، شعبده، و کمدی را حفظ کند، اما این بار با افزودن تنوع جغرافیایی:

  • از سالن‌های مجلل آنتورپ تا یک قلعه فرانسوی که به موزه جادوی تله‌گذاری‌شده تبدیل شده است.
  • سکانس‌هایی مثل اتاق‌های وارونه، تالار آینه‌ها، مسابقه موتوکراس و حتی استفاده از موسیقی لیدی گاگا، همه بر حس «شعبده در مقیاس سینمایی» تاکید می‌کنند.
  • نبردهای فیزیکی و دوئل‌های کارت‌بازی، در کنار هولوگرام‌ها، افکت‌های دیجیتالی و فریب‌های بزرگ، حس سرگرمی بدون جدیت را تقویت می‌کند.

نقاط قوت

  1. ترکیب موفق قدیمی‌ها و تازه‌واردها؛ تعادل نسبی بین نوستالژی و جذب مخاطبان جدید.
  2. بازیگری پرانرژی، به‌ویژه آیزنبرگ و پایک که نقش‌هایشان را با اعتمادبه‌نفس اجرا می‌کنند.
  3. سکانس‌های سرگرم‌کننده و متنوع که هم اجرا و هم افشاگری شعبده را شامل می‌شود، و این یکی از امضاهای فرانچایز است.
  4. فضای شاد و فانتزی؛ بدون ادعای واقع‌گرایی، اما با حفظ حس «بازی کردن با شما» که از ابتدا مشخصه مجموعه بوده است.

نقاط ضعف

  1. پیش‌بینی‌پذیری ساختار روایی؛ مدل «طرح، اجرا، افشا» در هر ماموریت، بعد از چند بار تکرار می‌تواند تازگی خود را از دست بدهد.
  2. توضیحات گاه اغراق‌آمیز و غیرقابل‌باور برای برخی حقه‌ها که از جادوی واقعی دور می‌شوند و بیشتر به فانتزی دیجیتال نزدیک می‌شوند.
  3. فقدان ظرافت روایی در تعاملات بین‌نسلی؛ شوخی‌ها و تضادها می‌توانست عمیق‌تر و زیرکانه‌تر باشد.
  4. این قسمت بیشتر حس «پل» بین گذشته و آینده دارد تا یک داستان مستقل کاملاً قوی، و همین باعث شده برخی خطوط روایی نصفه‌تمام حس شوند.

«اکنون مرا می‌بینی: اکنون دیگر نمی‌بینی» یک قسمت سوم سرگرم‌کننده، پرزرق‌وبرق و عمدتاً برای طرفداران قدیمی و مخاطبان جوان طراحی‌شده است. هرچند فیلم گاهی بیش از حد به جلوه‌های بصری و توضیح حقه‌ها تکیه می‌کند و عمق روایی محدودی دارد، اما با ترکیب جذاب شخصیت‌های آشنا و اعضای جدید، لوکیشن‌های رنگارنگ، و فضایی پرانرژی، موفق می‌شود همان حس بازی و فریب سرگرم‌کننده‌ی مجموعه را زنده نگه دارد.

این قسمت شاید بهترین اثر مجموعه نباشد، اما با ایجاد پیوند بین نسل‌ها و آماده‌سازی برای دنباله‌های بعدی، آینده‌ی فرانچایز را امیدوارکننده نشان می‌دهد. اگر به دنبال فیلمی هستید که با شعبده‌بازی، شوخی و اکشن سبک، شما را برای دو ساعت از واقعیت دور کند، این جادوی سوم ارزش تجربه را دارد.

جمع بندی

امتیاز - ۷٫۱

۷٫۱

خوب

«اکنون مرا می‌بینی: اکنون دیگر نمی‌بینی» پلی رنگارنگ بین نوستالژی و نسل زد؛ شعبده‌ای سینمایی برای سرگرمی بی‌ادعا.

امتیاز کاربران: اولین نفری باشید که امتیاز می دهد!

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا