نقد و بررسی فیلم «شوشانا» (Shoshana)
شوشانا؛ روایتی آرام از عشق و سیاست در میان آتش منازعات بریتانیای اشغالی

مایکل وینترباتم، فیلمساز کهنهکار بریتانیایی، با «شوشانا» به سراغ بخشی پیچیده و پرتنش از تاریخ معاصر خاورمیانه رفته است: دوران قیمومت بریتانیا بر فلسطین (۱۹۲۰ تا ۱۹۴۸)، رویدادهایی که سرنوشت منطقه را تا امروز شکل دادند. انتخاب او برای قرار دادن یک داستان عاشقانه میان آتش اسلحه، بمبگذاریها و کشمکشهای سیاسی ظاهراً وعده یک ملودرام پرهیجان را میدهد، اما فیلم با ریتمی غیرمنتظره آرام، به جای هیجان، لحن تلخ و متفکرانهای را پیش میگیرد.
فیلم با حدود هفت دقیقه صدای روایتگر «شوشانا» آغاز میشود که تاریخ منطقه را از سقوط امپراتوری عثمانی و آغاز قیمومت بریتانیا تا تشکیل اسرائیل در سال ۱۹۴۸ مرور میکند. این مقدمه، رویکرد فیلم را روشن میکند: تمرکز بر بستر تاریخی و سیاسی پیش از آنکه وارد جزئیات رابطه یا حوادث اکشن شویم. وینترباتم بیش از آنکه به دنبال خلق تنش داستانی باشد، قصد دارد زمینههای پیچیدهی شکلگیری منازعات را به مخاطب یادآوری کند.
شوشانا بروخوف (ایرینا استارشِنباوم)، دختر یکی از پیشگامان صهیونیسم و روزنامهنگاری فعال در تلآویو، محور روایت است. شوهرش، توماس ویلکین (داگلاس بوث)، افسر اداره تحقیقات جنایی پلیس فلسطین تحت نظر بریتانیاست و عبری را آموخته تا بتواند با جامعه یهودی همکاری کند. اما نگاه او به تعامل و ارتباط با یهودیان در تضاد کامل با فرمانده تازهواردش، جفری مورتون (هری ملینگ)، است؛ مردی که به استفاده از خشونت بیمحابا برای مهار خشونت باور دارد و شکنجه یا تیراندازی به مظنونان برایش ابزاری مشروع است.
در فیلم، دیدگاههای مختلف یهودیان درباره استقلال و نحوه دستیابی به آن بهخوبی منعکس میشود. گروههای حامی هاگانا، مانند خود شوشانا، بر «هاولاگا» (خویشتنداری) تأکید دارند و در پی پایان دادن به کنترل بریتانیا با کمترین درگیریاند. در مقابل، ایرگون خشونت را پاسخی قانونی به خشونت در منطقه و نشانه اعتراض به سلطه بریتانیا میداند. این کشمکشها حتی میان دوستان و خانوادهها دو دستگی ایجاد کردهاند.
در میان این جدالها، شوشانا میکوشد بیطرفی خود را حفظ کند، اما ارتباط نزدیکش با افراد ایرگون و حضور در محافل آنان، او را در موقعیتهای خطرناک قرار میدهد. صحنهای که او و توماس در یک مهمانی میرقصند، با آهنگ «The Man I Love» اثر گرشوین، بهظاهر یک لحظه عاشقانه است اما با محتوای سیاسی پنهان، بیشتر به حس جستجوی امنیت شباهت دارد تا یک عشق ساده.
یکی از مهمترین صحنهها زمانی است که شوشانا صبح پس از همخوابی، در حالی که آماده رفتن به یک کیبوتص تازهتأسیس است، با پرسشهای توماس درباره داشتن سلاح روبهرو میشود. پاسخ مستقیم اما زیرکانه او («در آن سالها برای یهودیان داشتن سلاح غیرقانونی است») و تأیید بیپردهاش که «در تیراندازی بسیار خوب» است، نشاندهنده بازی ظریف میان صداقت و پنهانکاری در این رابطه است. این مکالمه خلا اصلی و خطر ذاتی عشق میان دو سوی یک تقابل سیاسی را فاش میکند.
شوشانا، با نگاه عملگرایانه، به مشاور کمیسر عالی بریتانیا هشدار میدهد که اعدام یکی از اعضای ایرگون، شلومو بن یوسف، اوضاع را وخیمتر خواهد کرد. مخالفت او ناشی از رد روشهای بن یوسف نیست، بلکه پیشبینی پیامدهای سیاسی چنین اقدامی است. فیلم نشان میدهد که بسیاری از فرماندهان ایرگون، مانند آبراهام استرن، حاضر به عقبنشینی از مواضع خشونتآمیز نیستند و بریتانیا هم در استفاده از قوه قهریه تردید ندارد.
وینترباتم با بیپروایی اثرات ویرانگر خشونت را به تصویر میکشد؛ حملات، ترورها و پاسخهای نظامی همه به چرخهای پایانناپذیر منجر میشوند. اما شخصیتها اغلب با لحنی خونسرد، این روند را اجتنابناپذیر میدانند؛ گویی پذیرفتهاند که صلح هرگز در دسترس نیست.
با وجود پتانسیل حضور اسلحه، بمبگذاری و ماجرای ممنوعه میان یک زن یهودی و افسر بریتانیایی، فیلم انرژی روایی کمی دارد. شیمی میان شوشانا و توماس حداقلی است و بار عاطفی داستان بیش از آنکه بر عشق یا اشتیاق تکیه کند، بر تأمل و مواضع سیاسی سوار شده است. همین انتخاب باعث میشود مخاطب ارتباطی عاطفی قوی با این رابطه برقرار نکند، هرچند که به لحاظ اندیشهای، سوژه ارزشمند و تاریخساز است.
رویکرد وینترباتم، هر چند بهطور ضمنی به وقایع روز و مناقشات اشاره دارد، بیش از آنکه راهحلی ارائه دهد، احساس «تسلیم» در برابر تداوم درگیری را القا میکند. شاید کوتاهترین اشاره فیلم – گفتوگوی شوشانا با مهاجران تازهوارد از کییف در مسیر کیبوتص – بیش از هر صحنه، معنای جهانی شکست بشر در یافتن راهحل مسالمتآمیز برای نزاع بر سر سرزمین را بازگو کند.
«شوشانا» اثری است که تاریخ و عشق را در قاب یک درام سیاسی مینشاند، اما لحن آرام و شخصیتهای کمهیجان آن، بیش از آنکه ماهیت داستانی پرکشمکش را تقویت کند، بر جنبه مستندگونه و تحلیلی فیلم میافزاید. وینترباتم خشونت را بیرحمانه نقد میکند و پیچیدگی منازعات قیمومت بریتانیا را بهخوبی مینمایاند، اما در عرصه درام عاشقانه، شوشانا و توماس بیشتر نماد دو جهان متضادند تا عشاقی مشتاق.
این فیلم برای کسانی که به تاریخ سیاسی و اجتماعی خاورمیانه علاقهمندند، فرصتی برای مرور یکی از حساسترین برهههای آن است، هرچند که بهعنوان یک ملودرام سیاسی، بیش از آنکه قلب تماشاگر را هدف بگیرد، ذهن او را به فکر وا میدارد.





