بیماری روانی را چطور بشناسیم؟
از تغییر خواب و اشتها تا اضطراب، گوشهگیری و افکار خودکشی؛ نشانههایی که میتوانند هشدار دهند وقت کمک گرفتن از متخصص رسیده است

بیماری روانی (Mental Illness) اصطلاحی کلی است که شرایط بسیار متنوعی را دربر میگیرد؛ از اضطراب و مشکلات خلقی گرفته تا اعتیادها و اختلالات روانپریشی. بسیاری از ما ممکن است تصور کنیم این بیماریها نادرند یا فقط برای دیگران اتفاق میافتند. همچنین ممکن است فکر کنیم تشخیص آنها آسان است، چون در فیلمها و تلویزیون معمولاً به شکلی اغراقآمیز و نمایشی نشان داده میشوند. حتی شاید حاضر نباشیم احتمال بدهیم که خودمان هم ممکن است دچار یک اختلال روانی باشیم.
اما واقعیت این است که بیماریهای روانی بسیار رایجتر از چیزی هستند که خیلیها تصور میکنند. پس چطور میتوان فهمید که آیا ما هم یکی از این افراد هستیم یا نه؟
نشانهها و علائم بیماریهای روانی کجا تعریف میشوند؟
نشانهها و علائم بسیاری از بیماریهای روانی در کتابی تخصصی به نام راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (Diagnostic and Statistical Manual of Mental Disorders / DSM) توضیح داده شدهاند. این راهنما توسط انجمن روانپزشکی آمریکا (American Psychiatric Association) نگهداری و بهروزرسانی میشود.
البته علائم هر اختلال با اختلال دیگر فرق دارد. برای مثال، نشانههای افسردگی با علائم اختلالات روانپریشی یا اعتیاد یکسان نیست. با این حال، چند علامت عمومی وجود دارد که میتواند در بسیاری از بیماریهای روانی دیده شود و باید به آنها توجه کرد.
نشانههای رایج بیماری روانی

برخی از علائم و نشانههای رایج بیماریهای روانی عبارتاند از:
- تغییر در عادتهای خواب و غذا خوردن
- غمگینی طولانیمدت
- نگرانی یا اضطراب بیش از حد
- کنارهگیری اجتماعی
- تغییر در روابط با خانواده و دوستان
- هذیان یا توهم
- تغییرات سریع خلقوخو
- افکار خودکشی
نکته بسیار مهم این است که اگر افکار خودکشی دارید، باید فوراً با پزشک، روانپزشک، روانشناس یا یک متخصص سلامت روان تماس بگیرید. چنین افکاری را نباید کوچک شمرد یا به بعد موکول کرد.
تفاوت یک روز بد با نشانه بیماری روانی چیست؟
اینجاست که موضوع کمی پیچیده میشود. همه انسانها گاهی غمگین، نگران یا مضطرب میشوند. داشتن یک روز بد، تجربه اضطراب قبل از یک اتفاق مهم، یا ناراحتی پس از یک شکست عاطفی یا شغلی، لزوماً به معنای ابتلا به بیماری روانی نیست.
پرسش اصلی این است: این علائم تا چه حد زندگی روزمره و روابط شما را مختل کردهاند؟
کلید تشخیص تفاوت میان یک روز بد و غم یا اضطراب بیش از حد، بررسی میزان تأثیر علائم بر توانایی شما برای ادامه زندگی عادی است. اگر نشانهها باعث شوند نتوانید کارهای روزمرهتان را انجام دهید، روابطتان را حفظ کنید یا از زندگی لذت ببرید، وقت آن رسیده که کمک بگیرید.
چه زمانی باید با متخصص صحبت کرد؟
اگر علائم شما زندگیتان را مختل کردهاند، بهتر است با یک متخصص صحبت کنید. برای مثال:
- اگر به دلیل افکار منفی، بهطور مداوم از بیرون رفتن و معاشرت با دوستان خودداری میکنید
- اگر نمیتوانید از تماشای یک فیلم لذت ببرید، چون مدام نگران چیزهایی هستید که خارج از کنترل شما هستند
- اگر همیشه دیر به محل کار میرسید، چون نمیتوانید از تخت بیرون بیایید
- اگر روابط شما با خانواده و دوستان تغییر کرده و این تغییر ادامهدار شده است
- اگر غم، اضطراب یا تغییرات خلقیتان به زندگی روزمره آسیب زده است
در چنین شرایطی، احتمالاً زمان آن رسیده که با پزشک یا متخصص سلامت روان گفتوگو کنید.
حتی علائم گاهبهگاه هم میتوانند مهم باشند
گاهی ممکن است علائم فقط گاهی زندگی شما را تحت تأثیر قرار دهند. شاید با خودتان بگویید: «این فقط گاهی پیش میآید» یا «من که به بدی آدمهایی که در فیلمها و سریالها میبینم نیستم.» ممکن است در اینترنت درباره افسردگی، اضطراب یا اختلال دوقطبی (Bipolar Disorder) بخوانید و نتیجه بگیرید که چون وضعیت شما «شدید» نیست، پس نیازی به کمک ندارید و میتوانید خودتان از پس آن بربیایید.
اما این نتیجهگیری همیشه درست نیست. اگر حتی گاهی احساس میکنید چیزی درست نیست، صحبت با پزشک کاملاً منطقی و درست است. لازم نیست وضعیت شما شدید یا بحرانی باشد تا شایسته کمک گرفتن باشید.
حتی یک مورد خفیف از بیماری روانی هم میتواند تعادل کل زندگی شما را به هم بزند. خبر خوب این است که حتی موارد خفیف هم قابل درماناند. بیماری روانی نباید چیزی باشد که فقط تحملش کنید و با آن بسازید.
چرا بعضی افراد کمک نمیگیرند؟

یکی از دلایل مهمی که باعث میشود افراد درباره علائم خود با پزشک صحبت نکنند، انگ اجتماعی مربوط به بیماری روانی است. هنوز هم در بسیاری از جوامع، افراد از این میترسند که اگر بگویند دچار مشکل روانی هستند، قضاوت شوند، ضعیف به نظر برسند یا جدی گرفته نشوند.
اما بیماری روانی هم مانند بسیاری از مشکلات جسمی، نیازمند توجه، بررسی و درمان است. همانطور که برای درد قفسه سینه، تب طولانی یا شکستگی استخوان به پزشک مراجعه میکنیم، برای غم شدید، اضطراب ناتوانکننده، تغییرات خلقی یا افکار آزاردهنده نیز باید کمک حرفهای بگیریم.
به حس درونی خود اعتماد کنید
اگر احساس میکنید خودتان نیستید، این موضوع را جدی بگیرید. حتی اگر حس میکنید نمیتوانید به ذهن خود اعتماد کنید، به احساس درونیتان توجه کنید. اگر چیزی در وضعیت روحی، رفتاری یا ذهنی شما تغییر کرده و نگرانکننده است، آن را با پزشک در میان بگذارید.
لازم نیست منتظر بمانید تا اوضاع کاملاً از کنترل خارج شود. کمک گرفتن زودهنگام میتواند از شدیدتر شدن مشکل جلوگیری کند و کیفیت زندگی شما را بهبود دهد.
نهایتا، بیماری روانی مجموعهای گسترده از اختلالات را شامل میشود؛ از اضطراب و مشکلات خلقی تا اعتیاد و اختلالات روانپریشی. این بیماریها نادر نیستند و هر سال میلیونها نفر را تحت تأثیر قرار میدهند.
نشانههایی مانند تغییر خواب و اشتها، غم طولانی، اضطراب شدید، گوشهگیری، تغییر روابط، توهم، هذیان، نوسانات سریع خلقوخو و افکار خودکشی میتوانند هشداردهنده باشند. تفاوت اصلی میان یک ناراحتی معمولی و یک مشکل نیازمند درمان در این است که علائم تا چه اندازه زندگی روزمره، کار، روابط و توانایی لذت بردن از زندگی را مختل میکنند.
اگر احساس میکنید چیزی درست نیست، حتی اگر علائم شما خفیف یا گاهبهگاه باشند، صحبت با پزشک یا متخصص سلامت روان تصمیمی منطقی و سالم است. بیماری روانی چیزی نیست که مجبور باشید آن را در سکوت تحمل کنید.





