«تپش» (Çarpıntı)؛ داستانی احساسی از عشق، فقدان و رازهای تاریک

سریال «تپش» یا «صربان» با روایتی احساسی و پرهیجان، داستان زندگی آسلی گونش، دختری که از بدو تولد با مشکل قلبی زندگی کرده و قلب ملیکه آلکان، دختر عزیز یک خانواده ثروتمند، را پس از یک تصادف رانندگی دریافت میکند.
خلاصه رسمی:
همهچیز با یک لحظه شروع میشود… لحظهای که یک نفر نجات پیدا میکند….
آسلی گونش، دختر جوانی که از بدو تولد با مشکل جدی قلبی زندگی کرده، قلب “ملیکه آلکان” را دریافت میکند؛ ملیکه، دختر عزیز یک خانواده ثروتمند، که در یک تصادف رانندگی جان خود را از دست داده است.
برای “ریحان آلکان”، مادر داغدیده ملیکه، آسلی تنها یک نجاتیافته نیست؛ او یادآور زنده دختر از دسترفتهاش است. ریحان به آسلی نزدیک میشود، او را وارد زندگیاش میکند و در کنار او آرام میگیرد. اما “هولیا گونش”، مادر آسلی، نگاهی فرصتطلبانه دارد؛ او غم خانواده آلکان را مسیری برای رسیدن به قدرت و ثروت میبیند.
“آراس آلکان”، پسرعموی محافظهکار ملیکه، از همان ابتدا به آسلی و مادرش بیاعتماد است و آنها را از خود دور نگه میدارد. او خیلی زود آسلی را دشمن خود میپندارد، اما کمکم درمییابد که آسلی شبیه مادرش نیست… و این دشمنی، به عشقی غیرمنتظره و پرشور تبدیل میشود.
اما در پس این عشق خطرناک، یک سؤال بزرگ بیپاسخ مانده است:
آیا مرگ ملیکه واقعاً یک تصادف بود؟ یا نتیجه چیزی بسیار تاریکتر؟
با فاش شدن رازها، زندگی همه برای همیشه تغییر خواهد کرد…





