
تب تیفوئید (Typhoid Fever) بیماری زیبا و ملایمی نیست. اسهال دردناک، تب بالا، بیحالی شدید، جوشهای قرمز بدشکل، بیخوابی، سردرد و سرفه از علائم شایع آن هستند و اگر درمان نشود، میتواند مرگبار باشد. عامل این بیماری باکتریای به نام سالمونلا تیفی (Salmonella serotype Typhi) است که از طریق آب و غذای آلوده منتقل میشود و به همین دلیل بهشدت مسری است.
در نیویورک اوایل قرن بیستم، تب تیفوئید به یک مشکل جدی تبدیل شده بود. اداره بهداشت شهر (New York City Department of Health) همزمان با همهگیری تیفوئید، درگیر مهار بیماریهای دیگری مانند آبله (Smallpox)، سل (Tuberculosis)، دیفتری (Diphtheria) و سیاهسرفه (Whooping Cough) نیز بود. خوشبختانه، دانشمندان تا آن زمان به درک پیشرفتهای از بیماریهای میکروبی و راههای انتشار آنها رسیده بودند؛ هرچند بخش بزرگی از مردم هنوز این مفاهیم را بهخوبی نمیفهمیدند.
مسئولان بهداشت میدانستند تیفوئید توسط چه چیزی ایجاد میشود، اما مسئله اصلی مهار گسترش آن بود؛ چالشی که شباهت زیادی به تلاشهای امروز جهان برای کنترل شیوع ویروس کرونا (Coronavirus) دارد. نمیشد افراد مسری را بهسادگی طرد کرد و به حال خود رها ساخت. مقامها مجبور بودند میان حفظ سلامت عمومی و رعایت حقوق فردی بیماران تعادل برقرار کنند. این تعارض، در نیویورک اوایل قرن بیستم، در مورد یک نفر به اوج خود رسید: مری مالون (Mary Mallon)، مشهور به «تیفوئید مری» (Typhoid Mary) یا همان «مری تیفوئیدی».
مری مالون که بود؟
آنچه ماجرا را تکاندهندهتر میکند این است که مری مالون خودش هرگز به تیفوئید مبتلا نشد. او جزو معدود افرادی بود که به شکل «ناقل بدون علامت» (Asymptomatic Carrier) زندگی میکردند؛ یعنی میتوانستند باکتری را در بدن داشته باشند و آن را به دیگران انتقال دهند، بدون آنکه کوچکترین نشانهای از بیماری در خودشان بروز کند. بدتر آنکه شغل مری دقیقاً جایی بود که چنین وضعیتی فاجعهبار میشد: او آشپز بود.
مری مالون در سال ۱۸۶۹ در ایرلند به دنیا آمد. در نوجوانی به نیویورک مهاجرت کرد و مدتی با عمه و داییاش زندگی کرد. پس از مرگ آنها، با وجود تنهایی در شهری بزرگ و کشوری غریب، توانست بهعنوان خدمتکار و سپس آشپز در خانههای ثروتمندان امرار معاش کند. در دهه سوم زندگیاش، آشپزی ماهر بود؛ بهویژه بهخاطر دسر معروفش، بستنی با هلو، که بعدها مشخص شد واقعاً «کشنده» است.
آغاز کشف یک فاجعه بهداشتی

در سال ۱۹۰۶، بانکدار ثروتمندی به نام چارلز هنری وارن (Charles Henry Warren) خانهای تابستانی در منطقه لوکس اویستر بی (Oyster Bay) اجاره کرد. خیلی زود، شش نفر از یازده ساکن خانه به تب تیفوئید مبتلا شدند، هرچند همگی زنده ماندند. اداره بهداشت ناسائو کانتی (Nassau County Department of Health) علت را پیدا نکرد تا اینکه دکتر جورج اِی. سوپر (Dr. George A. Soper)، اپیدمیولوژیست و مهندس بهداشت، برای بررسی فراخوانده شد.
سوپر با مفهوم «ناقل ایمن» آشنا بود و به این نتیجه رسید که منبع آلودگی یک انسان است، نه آب یا غذای عمومی. توجه او به مری مالون جلب شد که تنها چند هفته پیش از شروع بیماریها بهعنوان آشپز وارد خانه شده بود. سوپر سابقه کاری مری را بین سالهای ۱۹۰۰ تا ۱۹۰۷ بررسی کرد و به کشفی هولناک رسید: او در ۲۲ خانه تابستانی خانوادههای ثروتمند دیگر در نیویورک کار کرده بود و در همه آنها موارد ابتلا به تیفوئید دیده میشد.
گمان رفت که مری پس از استفاده از سرویس بهداشتی، دستهایش را درست نمیشست و سپس غذا آماده میکرد. بیشتر غذاهایی که او میپخت حرارت میدید و احتمالاً باکتری را میکشت، اما دسر خام و معروفش، یعنی بستنی و هلو، میتوانست بهراحتی منبع آلودگی باشد.
رویارویی مری با دانش
سوپر چهار ماه طول کشید تا مری را پیدا کند. او را در یک خانه اعیانی در خیابان پارک (Park Avenue) یافت. وقتی برای مری توضیح داد که احتمالاً ناقل تیفوئید است و برای تأیید، به نمونه ادرار و مدفوع او نیاز دارد، مری بهشدت خشمگین شد و با چنگال برش گوشت به سوپر حمله کرد.
با این حال، سوپر عقبنشینی نکرد. او مصمم بود آزمایشها انجام شود، حتی اگر مری را با زور ببرند؛ و دقیقاً همین اتفاق افتاد.
تیفوئید مری در برابر نیویورک

با ارائه شواهد، اداره بهداشت نیویورک مأموری، آمبولانس و چند پلیس فرستاد. مری دستگیر و به اجبار به قرنطینه منتقل شد؛ کلبهای کوچک در بیمارستان ریورساید (Riverside Hospital) در جزیره نورث برادر (North Brother Island) در رودخانه ایست (East River). آزمایشها نشان دادند از ۱۶۳ نمونه مدفوع، دستکم ۱۲۰ نمونه حاوی سالمونلا تیفی بودند.
سال ۱۹۰۷، حدود ۳ هزار نفر در نیویورک به تیفوئید مبتلا شده بودند و مری مالون یکی از عوامل اصلی این فاجعه به شمار میرفت. رسانهها با اشتیاق داستان را دنبال کردند و لقب «تیفوئید مری» بر او ماندگار شد. برخی به نقض حقوق مدنی او اعتراض داشتند، اما بیشتر روزنامهها مری را تهدیدی علیه جامعه تصویر کردند؛ حتی کاریکاتوری او را در حال شکستن جمجمهها داخل ماهیتابه نشان میداد.
شکایت، آزادی مشروط و بازگشت بحران
مری در سال ۱۹۰۹ از اداره بهداشت شکایت کرد، اما شکست خورد. هیچکس هرگز بهدرستی توضیح نداد «ناقل بودن بدون علامت» یعنی چه. در ۱۹۱۰، کمیسر جدید بهداشت او را با این شرط آزاد کرد که هرگز دوباره آشپزی نکند. مری آزاد شد، اما بهسرعت به تنها کاری که بلد بود بازگشت: آشپزی.
او با نامهای مستعار، در مکانهای مختلف نیویورک و نیوجرسی کار کرد؛ از هتل و رستوران برادوی (Broadway) گرفته تا چشمه آبدرمانی و پانسیون. بار دیگر سلامت عمومی را به خطر انداخت.
بازگشت ابدی به قرنطینه
در سال ۱۹۱۵، شیوع جدیدی از تیفوئید در بیمارستان زایمان اسلون (Sloane Maternity Hospital) رخ داد. دکتر سوپر دوباره برای تحقیق فراخوانده شد. آشپز چه کسی بود؟ بله، مری مالون.
اینبار، مری برای همیشه به جزیره نورث برادر بازگردانده شد. او ۲۶ سال باقی عمرش را در قرنطینه، در یک کلبه تکاتاقه، گذراند و همانجا درگذشت.
تیفوئید مری، سالها پیش از آنکه واژههایی مثل «ابرانتقالدهنده» (Super Spreader) وارد ادبیات پزشکی و اجتماعی شوند، نمونه عینی آن بود. داستان او فقط روایت یک بیماری نیست؛ بلکه نمونهای تاریخی از کشمکش میان علم، ترس، حقوق فردی و سلامت عمومی است؛ کشمکشی که بشر بیش از یک قرن بعد، هنوز با آن دستبهگریبان است.





