جان تورتورو برای «The Only Living Pickpocket in New York» شاگرد جیببرها شد
تورتورو و تاتیانا ماسلانی از ظرافتهای نقشآفرینی در فیلم نوآ سیگن گفتهاند؛ از ساعتی که هر روز از مچ بازیگر ناپدید میشد تا صحنهای عاطفی که بدون تمرین جان گرفت.

در روزگاری که میتوان حساب بانکی کسی را از پشت یک صفحهنمایش خالی کرد، جیببری با دست تقریباً به حرفهای از گذشته شباهت دارد؛ مهارتی متکی به حضور، دقت و شناخت آدمها. جان تورتورو برای بازی در «The Only Living Pickpocket in New York» به سراغ همین دنیای رو به فراموشی رفته است؛ تجربهای که هم او را با ظرافتهای این کار آشنا کرد و هم، به شکلی غیرمنتظره، خاطره خیاطی مادرش را زنده کرد.
فیلم تازه نوآ سیگن، که نویسندگی و کارگردانی آن را بر عهده دارد، داستان هری لمن با بازی تورتورو را روایت میکند؛ جیببری پا به سن گذاشته در نیویورک که با دزدیدن از فردی نامناسب به دردسر میافتد. این اتفاق او را راهی سفری در پنج بخش شهر میکند؛ در حالی که باید با جهانی روبهرو شود که دیگر چندان جایی برای حرفه قدیمیاش ندارد. تاتیانا ماسلانی، استیو بوشمی، جانکارلو اسپوزیتو و ویل پرایس دیگر بازیگران فیلم هستند.
تورتورو در گفتوگو با پلیلیست توضیح داده که آمادهشدن برای این نقش، او را به یاد تماشای مادرش هنگام پرو لباس انداخته است. مادر او خیاط حرفهای بود و دقتی که در بررسی لباس و تنخور آن داشت، برای بازیگر با نگاه یک جیببر پیوند پیدا کرده است: «مادرم وقتی لباس کسی را پرو میکرد، همهچیز را دور بدنش تنظیم میکرد. باید بینقص میبود. جیببر هم به تمام شکل و فرم جیبها و کت نگاه میکند.»
مربی تورتورو برای این نقش آپولو رابینز، متخصص جیببری نمایشی، بود؛ کسی که درسهایش را گاهی وسط یک گفتوگوی معمولی پس میداد، آن هم با برداشتن وسایل خود بازیگر. تورتورو گفته است: «هر روز، همانطور که با من حرف میزد، این ساعت را از مچم باز میکرد. میتوانست هر چیزی را از من بردارد. همسرش هم منتالیست است؛ با هم که برای شام بروید، یکی ذهنتان را میبرد و دیگری کیف پولتان را!»
در سوی دیگر فیلم، ماسلانی نقشی کوتاه اما تعیینکننده دارد. صحنه او بخش مهمی از گذشته هری را آشکار میکند؛ موقعیتی که میتوانست بهراحتی به احساساتگرایی یا اجرایی بیش از اندازه نمایشی متمایل شود. دو بازیگر اما بدون تمرین قبلی مقابل دوربین رفتند و به واکنشهای همان لحظه تکیه کردند.
ماسلانی درباره این انتخاب گفته است: «تمرین نکردیم و این خیلی خوب بود، چون هرچه پیش آمد، همان لحظه ثبت شد. صحنه یک حس خام، غافلگیرکننده و کمی دستوپاچلفتی دارد که فکر میکنم رابطه این دو نفر هم باید همینطور میبود.»
تورتورو نیز از توانایی همبازیاش در جایدادن احساسات پیچیده در زمانی کوتاه تمجید کرده است: «دهانم باز مانده بود. حسرت و اشتیاق عمیقی نسبت به چیزی که میخواست در اجرایش هست و واقعاً به آدم ضربه میزند. خیلی باهوش است و خوب میداند چطور این همه پیچیدگی را در یک گفتار کوتاه جا بدهد.»
گفتوگوی آنها به شیوه مشارکتی سیگن در کارگردانی و استفاده سم لوی، مدیر فیلمبرداری، از لنزهای قدیمی نیز رسید؛ انتخابی که با داستان مردی جامانده از زمانهاش همخوانی دارد. همچنین بحث گمانهزنیهای اولیه درباره شانس تورتورو در فصل جوایز مطرح شد. او علاقه چندانی به تعقیب جایزهها نشان نداده، اما اگر چنین صحبتهایی توجه بیشتری به فیلمی جلب کند که به آن باور دارد، از آن استقبال میکند.
ماسلانی در بخش دیگری از مصاحبه با پرسشهایی درباره «She-Hulk»، فصل دوم «Maximum Pleasure Guaranteed» و احتمال ساخت دنباله «Longlegs» روبهرو شد، اما درباره هیچکدام جزئیاتی فاش نکرد. این گفتوگو پیش از تمدید رسمی «Maximum Pleasure Guaranteed» از سوی اپل تیوی انجام شده بود. طفرهرفتن ماهرانه او از هر سه پرسش هم تورتورو را حسابی سرگرم کرد؛ این بار کسی که چیزی از دسترس خارج میکرد، مربی جیببری نبود.
آنچه از حرفهای دو بازیگر برمیآید، توجه فیلم به چیزی فراتر از مهارت دست یک سارق است: مردی که در شهری آشنا، بهتدریج غریبه شده و گذشتهای که هنوز میتواند غافلگیرش کند. کنار هم قرارگرفتن دقت فنی تورتورو و بیواسطگی صحنه مشترکش با ماسلانی، نشان میدهد چگونه داستان یک حرفه رو به زوال میتواند به روایتی درباره گذر زمان و رابطههای ناتمام بدل شود.





