جون دو-یون از «عشق ممکن» و بازگشت به سینمای لی چانگ-دونگ: او در صحنه فیلمبرداری رهایم کرد

جون دو-یون، بازیگر سرشناس کرهای، پس از نزدیک به دو دهه بار دیگر با لی چانگ-دونگ همکاری کرده است. او در فیلم «عشق ممکن» (Possible Love) نقش زنی کارگر را بازی میکند که زندگیاش در پی اخراجهای گسترده و ساخت یک مستند، با یک زوج ثروتمند گره میخورد؛ نقشی که به گفته او، در قلب داستانی درباره کار، سرمایهداری و عشق قرار دارد.
«عشق ممکن» تازهترین فیلم لی چانگ-دونگ (Lee Chang-dong) پس از «سوزاندن» (Burning) محصول ۲۰۱۸ است؛ فیلمی که در بخش مسابقه جشنواره فیلم ونیز به نمایش درآمد و نتفلیکس (Netflix) پخش جهانی آن را برعهده دارد. داستان فیلم، دو زوج از دو طبقه اجتماعی متفاوت را دنبال میکند؛ یک زوج کارگر و زوجی مرفه که ساخت مستندی درباره کارگرانی اخراجشده، زندگیشان را به هم پیوند میدهد. در کنار جون دو-یون (Jeon Do-yeon)، سول کیونگ-گو (Sul Kyung-gu)، جو این-سونگ (Zo In-sung) و چو یو-جونگ (Cho Yeo-jeong)، بازیگر «انگل» (Parasite)، در این فیلم بازی میکنند.
جون دو-یون در «عشق ممکن» نقش می-اوک را برعهده دارد؛ زنی درونگرا که در کارخانه تولید ماسک کار میکند و بار زندگی مشترکش را به دوش میکشد. همسر او، هو-سوک، پس از اخراج از کار و پیامدهای یک اعتصاب در کارخانه فلزکاری، بیکار، الکلی و از نظر روحی فرسوده شده است. می-اوک در جریان ساخت مستندی به کارگردانی یه-جی، آرامآرام به او نزدیک میشود؛ اما این پروژه بهتدریج رنگوبویی بهرهکشانه پیدا میکند. او در عین حال، نسبت به سانگ-وو، همسر ثروتمند و صاحبامتیاز یه-جی، کششی محتاطانه و پیچیده احساس میکند.
این دومین همکاری جون دو-یون با لی چانگ-دونگ پس از فیلم تحسینشده «آفتاب پنهان» (Secret Sunshine) است؛ فیلمی که در سال ۲۰۰۷ جایزه بهترین بازیگر زن جشنواره کن را برای او به ارمغان آورد و او را به نخستین بازیگر کرهای برنده این جایزه تبدیل کرد. او درباره نخستین دیدارش با این فیلمساز برای «آفتاب پنهان» گفت: «پیش از آن فقط با کارگردانهای تازهکار کار کرده بودم. وقتی پیشنهاد همکاری با او آمد، از فکر اتفاقهایی که ممکن بود رخ بدهد خیلی هیجانزده شدم. برای من، او فقط یک کارگردان بزرگ نبود؛ تقریباً مثل یک کارگردان ستاره بود.»
او یادآوری کرد که در نخستین جلسه، هنوز فیلمنامهای وجود نداشت و با شنیدن توضیحات لی چانگ-دونگ، بیدرنگ پذیرفت در پروژه حضور داشته باشد. جون دو-یون که از طرفداران سونگ کانگ-هو، همبازیاش در «آفتاب پنهان»، نیز بود، با انتظارات زیادی وارد پروژه شد؛ اما خواندن فیلمنامه برایش آسان نبود. او گفت: «وقتی فیلمنامه را گرفتم و خواندم، واقعاً نمیتوانستم داستان را بفهمم. احساساتی که در آن به تصویر کشیده شده بود، خیلی دشوار و پیچیده بودند.»
بازیگر کرهای توضیح داد که تا آخرین روز پیش از دیدار با لی چانگ-دونگ، با خود درگیر بوده که چطور این تردید را با او در میان بگذارد: «صادقانه به او گفتم: “واقعاً میخواهم با شما کار کنم، اما این شخصیت و این داستان را درست نمیفهمم.” او هم گفت: “خوب است. اگر غیر از این میگفتی، احتمالاً باورت نمیکردم. بیایید با هم تلاش کنیم.”»
با این حال، آنچه در صحنه فیلمبرداری رخ داد، با تصور او از میزان حمایت کارگردان فرق داشت. جون دو-یون با خنده گفت: «فکر کردم کمک زیادی به من خواهد کرد، اما در صحنه فیلمبرداری رهایم کرد تا خودم همه آن احساسات متفاوت را تجربه کنم و از آنها بگذرم. آن زمان واقعاً از او دلخور بودم.»
این بازیگر درباره تأکید لی چانگ-دونگ بر «رشد» او در دوران ساخت «آفتاب پنهان» نیز گفت آن زمان منظور کارگردان را کاملاً درک نمیکرد. او توضیح داد: «فکر میکردم عملکردم خوب است و با خودم میگفتم: “از اینجا دیگر چطور میتوانم رشد کنم؟” اما پیش از همکاری با او حس میکردم برای برآورده کردن خواستهها و انتظارهای دیگران بازی میکنم؛ چه قرار بود غم را نشان بدهم، چه شادی را، دقیقاً همان چیزی را اجرا میکردم که طرف مقابل میخواست.»
به گفته جون دو-یون، همکاری با لی چانگ-دونگ باعث شد نگاهش به بازیگری تغییر کند: «با “آفتاب پنهان” از خودم پرسیدم آیا این شکل درستی از بازی کردن است؟ آن زمان واقعاً چیزی حس میکردم؟ فکر میکنم منظور او از نشانه رشد همین بود. موضوع صرفاً پیشرفت نیست؛ مهمتر این است که چقدر یکدیگر را میفهمیم و از دل این میزان درک متقابل، چه نوع فیلمی بیرون میآید. در “عشق ممکن” بیش از هر چیز، حس رفاقت و همراهی ما بهعنوان همکار پررنگ بود.»
او درباره شیوه کار خاص لی چانگ-دونگ گفت این فیلمساز پیش از شروع فیلمبرداری از بازیگرانش نمیخواهد آثار دیگری تماشا کنند و تمرینهای مفصلی نیز برگزار نمیکند. «عشق ممکن» به آثار کریشتوف کیشلوفسکی، فیلمساز بزرگ لهستانی و خالق مجموعه «ده فرمان» (Dekalog)، تقدیم شده است، اما جون دو-یون میگوید لی چانگ-دونگ حتی از بازیگران نخواست فیلم مرتبطی را ببینند.
او گفت: «تمرین زیادی نداشتیم؛ حتی نمیگفت “بیایید دورخوانی کنیم”. میگفت: “بیایید کلمات را با هم بگوییم.” چیزی که به همه ما، حتی بازیگران نقشهای کوچک، میگوید این است: “بازی نکنید؛ فقط کلمات را طوری بگویید که انگار در قالب شخصیت هستید. سعی نکنید آگاهانه احساساتتان را به تماشاگر نشان بدهید؛ فقط همان چیزی را حس کنید که شخصیت حس میکند.”»
جون دو-یون ادامه داد که لی چانگ-دونگ از بازیگران میخواهد حتی وقتی به دلیل مسائل فنی ناچار به تکرار برداشتها هستند، هر بار اجرا را مانند نخستینبار انجام دهند: «در ظاهر خیلی ساده به نظر میرسد، اما در عمل اصلاً آسان نیست.»
یکی از بحثبرانگیزترین صحنههای «عشق ممکن»، در اقامتگاهی ساحلی رخ میدهد؛ جایی که دو زوج کنار هم هستند و می-اوک و سانگ-وو در آب رها میشوند. این صحنه، بهدلیل لایههای مختلفش، میتواند به شکلهای متفاوتی تفسیر شود؛ از تلاش می-اوک برای کنترل موقعیت تا کشش واقعی او نسبت به سانگ-وو. جون دو-یون این صحنه را نزدیک به نقطه اوج فیلم دانست، اما گفت شرایط تولید، کار را برای بازیگران دشوارتر کرده بود.
او توضیح داد: «بهخاطر تغییر فصلها تحت فشار بودیم. قرار بود صحنههای خانه تابستانی را به ترتیب فیلمبرداری کنیم، اما مجبور شدیم از همان صحنه شروع کنیم. بازیگران هنوز تمام احساسات صحنههای قبلی خانه تابستانی را تجربه نکرده بودند و برای فیلمبرداری آن لحظه فشار زیادی داشتیم.»
با وجود دشواری فنی و احساسی صحنه، تنها یک تمرین انجام شد و برداشت اول مورد تأیید کارگردان قرار گرفت؛ اتفاقی که حتی بازیگران را غافلگیر کرد. جون دو-یون گفت: «او کارگردانی نیست که زیاد در صحنه بگوید “اوکی”. من و جو این-سونگ خیلی تعجب کردیم و از او میپرسیدیم: “مطمئنید خوب است؟ واقعاً لازم نیست دوباره بگیریم؟”»
او تأکید کرد که امکان تکرار فیلمبرداری این صحنه پس از تغییر فصل وجود نداشت و برداشت درست از احساس می-اوک نیز اهمیت زیادی داشت: «احساسی که می-اوک در آن لحظه دارد خشم نیست، هرچند میفهمم چرا ممکن است اینطور دیده شود. شخصیت جو این-سونگ در واقع نماینده سرمایهداری و نیروهای سرمایهداری است که بر زندگی همه شخصیتها سلطه دارند. می-اوک در آن صحنه میکوشد با تمام وجود و با تمام بدنش به این نیرو اعتراض کند.»
داستان «عشق ممکن» از موج اخراجهای گسترده در کره جنوبی و سرکوب پلیسی اعتصابها و اعتراضهای کارگری الهام گرفته است؛ با این حال، جون دو-یون میگوید برای ایفای نقش خود پژوهش مفصلی درباره این رویداد واقعی انجام نداد. او گفت: «در واقعیت، اتفاق اخراج گستردهای رخ داده بود و از آنچه در کره تجربه کردم، میدانم قربانیهای زیادی داشت و آن زمان مسئله بزرگی در جامعه کره بود. اما تلاش نکردم جزئیات بیشتری از آن حادثه پیدا کنم؛ شاید چون موضوع دردناکی است و هرچه بیشتر دربارهاش بدانی، دردناکتر میشود. میشود گفت از آن پرهیز میکردم.»
او در مقابل، رویکرد لی چانگ-دونگ را کاملاً متفاوت توصیف کرد: «اما کارگردان لی از آن پرهیز نمیکرد. او واقعاً میخواست این داستان را تعریف کند و با آن روبهرو شود. با اینکه آن حادثه انگیزه اصلی فیلم بود، فیلم خود حادثه را نشان نمیدهد؛ بلکه سرگذشت کارگرها را روایت میکند. وقتی کسی قربانی میشود، بعد از آن چطور زندگی میکند؟ چه میکند؟ بهخصوص وقتی کار برای خیلیها بخشی از هویتشان است، چطور از این آزمون عبور میکنند؟»
جون دو-یون معتقد است پاسخ فیلم به این بحران، عشق است؛ پاسخی که هنگام خواندن فیلمنامه برایش غافلگیرکننده بود. او گفت: «اینکه چطور میشود داستان کارگران اخراجشده را تعریف کرد و آن را به یک داستان عاشقانه تبدیل کرد، وقتی خواندن فیلمنامه تمام شد واقعاً شگفتزده شدم.»





