نا هونگ-جین از «امید» میگوید؛ فیلم علمیتخیلی عظیمی که ۱۰ سال زمان برد تا ساخته شود

نا هونگ-جین، کارگردان کرهای فیلمهای «The Chaser»، «The Yellow Sea» و «The Wailing»، پس از یک دهه با «امید» (Hope) بازگشته است؛ اثری علمیتخیلی و هیولایی که از نظر مقیاس، جاهطلبانهترین پروژه کارنامه او به شمار میرود. این فیلمساز میگوید فاصله طولانی میان دو فیلمش فقط صرف تولید نشده، بلکه زمانی بوده برای تبدیل شدن به کارگردانی که بتواند چنین جهان بزرگی را بسازد.
«امید» در روستای دورافتادهای به نام بندر امید در کره جنوبی میگذرد؛ جایی که رئیس پلیس، بوم-سوک با بازی هوانگ جونگ-مین (Hwang Jung-min)، همراه با افسر سونگ-ائه با بازی هویون (Hoyeon)، در حال بررسی ردپای موجودی مرموز هستند که ویرانی گستردهای به جا گذاشته است. همزمان، سونگ-کی با بازی جو این-سونگ (Zo In-sung) و گروهی از شکارچیان، در دل جنگل به دنبال مسیر دیگری از تخریب میروند؛ اما آنچه پیدا میکنند، موجودی نیست که بهسادگی بتوان شکارش کرد.
این نخستین فیلم بلند نا هونگ-جین (Na Hong-jin) پس از «The Wailing» در سال ۲۰۱۶ است؛ فیلمی ترسناک و فراطبیعی که در روستایی کوچک اتفاق میافتاد. او حالا با «امید» به سراغ داستانی علمیتخیلی رفته که در آن مایکل فاسبندر (Michael Fassbender)، آلیسیا ویکاندر (Alicia Vikander)، تیلور راسل (Taylor Russell) و کامرون بریتن (Cameron Britton) با فناوری موشنکپچر، نقش موجودات فضایی را ایفا کردهاند.
نا هونگ-جین درباره فاصله ۱۰ ساله میان «The Wailing» و «امید» گفت ایده فیلم در دورهای پرتنش شکل گرفت؛ زمانی که احتمال درگیری نظامی میان آمریکا و کره شمالی جدی به نظر میرسید. او گفت: «در آغاز آن ۱۰ سال، شرایطی وجود داشت که احساس میشد آمریکا ممکن است به کره شمالی حمله کند. نوشتن فیلمنامه را در دورهای با آشفتگی اجتماعی گسترده شروع کردم. حدود یک سال بعد، همهگیری کرونا آغاز شد و سه یا چهار سال هم به همین شکل گذشت.»
به گفته او، بخش اصلی مسیر ساخت فیلم حدود پنج تا شش سال طول کشیده است: «بعد از اینکه نگارش و پیشتولید “امید” شروع شد، عملاً همهچیز یک تلاش فردی بود. در پاسخ به سؤال شما، فکر میکنم بیشتر زمان لازم بود تا به فیلمسازی تبدیل شوم که میتواند این فیلم را بسازد.»
نا هونگ-جین در آثار قبلیاش نیز به ترس، سوءبرداشت و واکنش انسانها هنگام از دست دادن کنترل موقعیت پرداخته بود. او «امید» را در عین حال نقطه پایان یک دوره از دغدغههای حرفهای خود میداند: «“امید” واقعاً به تعارض میان انسانها و خشونت و تراژدی ناشی از آن نگاه میکند. میخواستم افکارم را درباره این موضوعات از طریق این فیلم سامان بدهم. با توجه به آثار قبلیام، میتوانم بگویم این فیلم تکمیلکننده آن دوره و آن مضمونهایی است که در کارهای گذشتهام دنبال میکردم.»
ساخت فیلمی با مقیاس یک بلاکباستر هالیوودی در کره جنوبی، بدون برخورداری از همان منابع مالی و فنی، چالش بزرگی برای گروه تولید بوده است. نا هونگ-جین با اشاره به همکاری دو دههای خود با عوامل مختلف گفت بیش از هر چیز به تیمش اعتماد داشته، اما جلوههای بصری بزرگترین دشواری پروژه بوده است: «رسیدن به آن سطح از جلوههای ویژه با امکاناتی که در کره داریم، واقعاً سخت بود. ما پیش از این در کره جنوبی موجودی با جلوههای ویژه در سطحی که میخواستیم خلق نکرده بودیم. تنها کاری که میتوانستیم بکنیم، این بود که بهترین تلاشمان را انجام دهیم.»
او توضیح داد چالش اصلی فقط ساخت موجود فضایی نبوده، بلکه رقابت با تصویری است که مخاطب پیش از دیدن هیولا در ذهن خود میسازد: «در نهایت باید آن را در ذهن خودم تصور میکردم. از انتخاب لوکیشن و پیشتولید تا فکر کردن به حرکت موجود و فرایند پستولید، همهچیز به کار زیادی نیاز داشت.»
کارگردان «امید» افزود حتی برای یک نما، هزاران بار فکر و گفتوگو کردهاند: «با وجود پیشتصویربرداری و استوریبوردهای بسیار دقیق، برای یک شات بارها و بارها دربارهاش فکر میکردیم. میدانستیم تماشاگر خودش این شخصیت را در ذهنش تصور میکند، بنابراین برای طراحی آن باید به تخیل خودم تکیه میکردم.»
نا هونگ-جین که در کودکی انیمیشنهای ژاپنی زیادی دیده، میگوید خاطرات تصویری آن آثار در طراحی و حرکت موجودات «امید» به کمکش آمده است: «از آن تصویرهایی که به یاد داشتم برای حرکت و طراحی بهره گرفتم و با اطمینان بیشتری به سراغ طراحی شخصیت رفتم.»
یکی از انتخابهای متفاوت «امید» این است که موجوداتش را اغلب در روشنایی روز نشان میدهد؛ در حالی که بسیاری از فیلمسازان برای پنهان کردن محدودیتهای جلوههای ویژه، هیولا را در تاریکی قرار میدهند. نا هونگ-جین گفت این تصمیم با ساختار روایی فیلم و برنامهاش برای ادامه داستان ارتباط دارد: «داستان با طلوع خورشید آغاز میشود، وارد دنیای “امید” میشوید، بعد خورشید غروب میکند و دوباره طلوع خواهد کرد. آنچه دیدهاید، فقط نیمی از داستانی است که نوشتهام؛ بخشی که پیش از غروب خورشید اتفاق میافتد.»
او تأکید کرد دنباله فیلم از پیش در نظر گرفته شده و فضای شبانه در آن ادامه پیدا خواهد کرد: «دلیل اینکه کل فیلم در روز میگذرد، این است که دنبالهای برای آن برنامهریزی شده و در دنباله، شب ادامه خواهد داشت. صحنههای اکشن را فقط در روز میتوانستیم به این شکل فیلمبرداری کنیم. ضمن اینکه موجود در تاریکی را پیشتر ساختهام و دیدهام؛ برایم چندان تازه یا اصیل نبود. میخواستم تصویرهایی تازه از یک موجود در روشنایی روز خلق کنم.»
با وجود طرحهایی که برای گسترش «امید» وجود دارد، نا هونگ-جین اعلام کرد پروژه بعدیاش احتمالاً دنباله این فیلم نخواهد بود. او گفت: «پس از این، فیلمی تاریکتر و خونینتر دارم که نیمی از آن را نوشتهام. بعد از آن، دنباله “امید” را در نظر میگیرم.»
حضور بازیگران شناختهشدهای چون مایکل فاسبندر و آلیسیا ویکاندر در نقشهایی که چهره واقعی آنها زیر پوست دیجیتالی موجودات پنهان میماند، انتخاب دیگری است که توجهها را جلب کرده. نا هونگ-جین توضیح داد این انتخاب بیش از آنکه برای غافلگیری مخاطب باشد، از نیاز فیلم به بازیهای دقیق سرچشمه گرفته است: «انتخاب بازیگران از نیاز به اجراهای عالی برای خود موجودات آمد. در بخش بعدی داستان، زاویه دید به سمت موجودات فضایی تغییر میکند. برای این اتفاق، به بازیهایی بسیار ظریف برای خود آنها نیاز داریم و این کاملاً ضروری بود.»
او پذیرفت که کار با بازیگران خارجی و یادگیری زبان تازه برای آنها درخواست دشواری بوده است، اما آن را بخشی مهم از ادامه داستان میداند: «میدانستم درخواست سختی است، بهخصوص با توجه به یادگیری یک زبان جدید، اما برای ادامه دادن قصه اهمیت زیادی داشت.»
«امید» بهتدریج نگاه تماشاگر را نسبت به موجودات و انسانها تغییر میدهد و این پرسش را مطرح میکند که هیولاهای واقعی داستان چه کسانی هستند. نا هونگ-جین گفت این چرخش دیدگاه در مرحله تدوین ساخته نشده، بلکه از ابتدا در ساختار فیلمنامه وجود داشته است. او درباره لحظهای که معمای فیلم با دیدن نوزاد موجود فضایی تغییر میکند، گفت: «میتوانستم در آن لحظه تغییر دیدگاه بزرگتری ایجاد کنم، اما در آن صورت پایانبندی خیلی تمیز و قطعی میشد.»
او آگاهانه تصمیم گرفته نگاه انسانی را تا پایان کش بدهد تا مخاطب خودش انتخاب کند: «میخواستم دیدگاه انسانی را ادامه بدهم تا مخاطب خودش تصمیم بگیرد که در آن لحظه با دیدگاه انسانها بماند یا به دیدگاه موجودات فضایی تغییر جهت بدهد. دوست داشتم تماشاگر از سالن بیرون برود و از خودش بپرسد: “چه احساسی نسبت به این فیلم دارم؟” اینکه بررسی کند با انسانها همسو بوده یا با موجودات فضایی. فکر میکنم طرح این پرسش، بخش مهمی از تجربه تماشای فیلم است.»
او درباره مضمون احتمالی بخش دوم نیز، بدون فاش کردن جزئیات، گفت: «داستان ادامه پیدا میکند، اما حتی با وجود درک متقابل هم ممکن است تراژدی رخ بدهد.»
نا هونگ-جین در پاسخ به این پرسش که آیا مانند برخی فیلمسازان کرهای از جمله بونگ جون-هو، ساخت فیلم به زبان انگلیسی را تجربه خواهد کرد، گفت برای زبان محدودیتی قائل نیست: «اگر روزی فرصت ساخت چنین فیلمی را داشته باشم، دوست دارم آن را بسازم. قطعاً مخالف ساخت فیلم انگلیسیزبان نیستم. میتواند هر زبانی باشد؛ ژاپنی یا چینی.»
او «امید» را پایان یک دوره از فیلمسازی خود میداند، اما برای تجربههای تازه آماده است: «فکر میکنم با “امید” فیلمی در این مقیاس و با این ماهیت ساختهام و همانطور که گفتم، این اثر تا حدی پرونده یک دوره از کارهای گذشتهام را میبندد. اگر داستان سرگرمکنندهای وجود داشته باشد، حاضرم آن را به هر زبانی بسازم.»





