«خشمگین»؛ جهنمی خونین و نفسگیر که مشت، استخوان و خلاقیت را به تماشاییترین شکل ممکن به جان هم میاندازد

بعضی فیلمهای اکشن را میشود در خانه، با مکثزدنهای مکرر و نگاهکردن به گوشی، دید و تمام کرد. اما «The Furious» (خشمگین) از آن فیلمها نیست. این اثر به کارگردانی کنجی تانیگاکی از همان نوع سینمایی است که باید در سالن شلوغ، میان تماشاگرانی پرهیجان و با صدای تشویق، سوت و واکنش جمعی تجربه شود. فیلم نه برای سکوت متفکرانه ساخته شده و نه برای تحلیلهای پیچیده جامعهشناسانه؛ هرچند در لایهای پنهان، بینصیب از مضمون هم نیست. «خشمگین» پیش از هرچیز آمده تا بدن، فضا و خشونت را به یک نمایش تمامعیار سینمایی تبدیل کند.
و در این مأموریت، تقریباً با قاطعیت موفق است. این فیلم اکشن-رزمی، با وجود فیلمنامهای بهشدت ساده، دیالوگهایی گاه زمخت و شخصیتپردازیای که بیشتر کارکردی است تا عمیق، بهواسطه طراحی مبارزات خیرهکننده، کارگردانی پرانرژی و اجرای بدنی حیرتانگیز بازیگران و بدلکاران به یکی از مهیجترین و تماشاییترین فیلمهای اکشن سال و حتی یکی از برجستهترین آثار رزمی دهه اخیر تبدیل میشود.
داستان «خشمگین» عمداً مینیمال طراحی شده است. وی / وانگ وی با بازی شیه میائو، مردی کارگر و کمحرف است که دختر خردسالش رینی توسط شبکهای از قاچاقچیان کودک ربوده میشود. از اینجا به بعد، فیلم وارد مسیر کلاسیک اما همچنان موثر «پدر خشمگین در تعقیب فرزند ربودهشده» میشود. وی نه ابرقهرمان است و نه مأمور ویژهای با تجهیزات عجیبوغریب؛ او مردی معمولی است با مهارتهایی غیرمعمول و انگیزهای کاملاً غریزی: نجات دخترش به هر قیمت.
در میانه این تعقیب، او با ناوین با بازی جو تسلیم همراه میشود؛ مردی که در ابتدا هویتی مبهم دارد اما بعد روشن میشود او نیز برای نابودکردن همین شبکه انگیزهای شخصی دارد: همسر روزنامهنگارش در جریان تحقیق درباره این باند ناپدید شده است. این دو، بعد از یک مبارزه معارفهوارِ مفصل و تماشایی، به متحدانی ناگزیر بدل میشوند و مسیر فیلم را بهسمت رویاروییهای پیاپی با لایههای مختلف یک امپراتوری جنایتکار هدایت میکنند.
اگر بخواهیم صادق باشیم، تقریباً همهچیز در «خشمگین» در خدمت اکشن است. اینجا فیلمنامه، شخصیتها، حتی مضمون، تا حدی در حاشیه میایستند تا میدان برای چیزی باز شود که فیلم واقعاً به آن اهمیت میدهد: چگونه میتوان یک درگیری تنبهتن را تازه، خلاقانه، سنگین، دردناک و در عین حال تماشایی فیلمبرداری کرد؟
پاسخ فیلم، شگفتانگیز است. تانیگاکی به همراه طراح مبارزات کنسوکه سونومورا و فیلمبردار میتیور چونگ، مبارزه را نه صرفاً بهعنوان تبادل ضربه، بلکه بهعنوان زبان اصلی روایت میفهمند. دوربین با ضربات بالا و پایین میرود، میچرخد، میلغزد، هجوم میبرد و عقب میکشد. تدوین کریس تانیک هم با برشهای تیز و ضرباهنگی درست، هر ضربه را وثرتر میکند، بیآنکه جغرافیای صحنه را کاملاً از بین ببرد.
فیلم در این زمینه به تعادلی مهم میرسد: نه مثل برخی اکشنهای مدرن آنقدر آشفته و بریدهبریده است که چیزی از مبارزه نفهمیم، و نه مثل بعضی آثار صرفاً رزمی، آنقدر به ثبت خشکِ تکنیکها اکتفا میکند که از انرژی سینمایی خالی شود.
«خشمگین» فیلمی بهشدت خشن است و این خشونت نه تزئینی است و نه سانسورشده. استخوانها میشکنند، بدنها له میشوند، چشمها آسیب میبینند، تیغهها و چکشها و بطریها و صندلیها و دوچرخهها وارد مبارزه میشوند و تقریباً هر چیزی که در دسترس باشد، میتواند به سلاح تبدیل شود.
اما جذابیت فیلم فقط در شدت خشونت نیست؛ در خلاقیت استفاده از فضا و اشیاست. مبارزه با نردبان، درگیری با چکش آهنی، استفاده از دوچرخه بهعنوان سلاح، تعقیب روی کامیون، نبرد در محیطهای صنعتی، و حتی آن حس «هر باسفایت از قبلی سختتر است» باعث میشود فیلم مدام خودش را تازه نگه دارد.
سبک مبارزات فیلم بیشتر به لهکردن، گیر انداختن، پرتابکردن و غلتیدن روی زمین گرایش دارد تا حرکات نرم و بالهوار. اینجا خبری از ظرافت هوایی «ببر خیزان، اژدهای پنهان» نیست. بدنها در «خشمگین» بیشتر کوبیده میشوند تا اینکه برقصند. همین ویژگی باعث میشود فیلم حس فیزیکی بسیار شدیدی داشته باشد؛ گویی تماشاگر ضربهها را با عضلات خودش حس میکند.

کنجی تانیگاکی پیش از این هم در جهان بدلکاری و طراحی اکشن چهرهای شناختهشده بوده و این تجربه در «خشمگین» کاملاً به چشم میآید. او خوب میداند چرا تماشاگر برای چنین فیلمی بلیت میخرد، و بدتر از آن، خوب میداند اگر به او آنچه میخواهد ندهد، فیلم فرومیریزد.
«خشمگین» از نظر روحیه و انرژی، وامدار سینمای اکشن آسیای شرقی و جنوبشرقی است: از «The Raid» خشونتِ بیوقفه و حس محاصره را میگیرد، از آثار تونی جا کیفیت اجرای واقعی بدلکاری را به یاد میآورد و در عین حال، شخصیت و ریتم خودش را هم دارد.
این فیلم یک محصول بینالمللی واقعی است؛ بازیگران و رزمیکارانی از چین، هنگکنگ، تایلند، ژاپن، اندونزی و آمریکا در آن حضور دارند و همین تنوع، به فیلم کیفیتی فرامرزی داده که برای مخاطب جهانی هم بهشدت قابلفهم و هیجانانگیز است.
در چنین فیلمی، بازیگران قرار نیست مونولوگهای سنگین اجرا کنند یا پیچیدهترین لایههای روانشناسانه را نمایش دهند. وظیفه اصلی آنها این است که در قاب، باورپذیر، خشن، متمایز و از نظر بدنی قانعکننده باشند. خوشبختانه اغلب بازیگران از این آزمون سربلند بیرون میآیند.
شیه میائو در نقش وی، ستون فیلم است. او با چهرهای بسته، تمرکزی پدرانه و بدنی که هر لحظه برای نابودکردن آماده است، همان چیزی را ارائه میدهد که فیلم نیاز دارد: قهرمانی ساکت، مستقیم و بدون تزئین.
جو تسلیم، با آن کاریزمای خاص خودش، به ناوین وزنهای مستقل میدهد و هر وقت روی پرده است، فیلم را یک درجه بالاتر میبرد.
برایان لی هم در نقش یکی از خلافکاران قلدر و کمابیش توقفناپذیر، حضوری بهیادماندنی دارد؛ از آن شخصیتهای فرعی که فیلمهای اکشن خوب همیشه یک یا دو نمونه از آنها دارند و تماشاگر بعد از پایان فیلم هم یادشان میماند.
جوی ایواناگا در نقش پاکلانگ، همان شرور کتوشلواریِ ظاهراً موقر است که فیلم بهموقع نقابش را کنار میزند و از او یک تهدید فیزیکی تمامعیار میسازد.
در کنار آنها، حضور چهرههایی مثل یایان روحیان و جیجا یانین برای هواداران ژانر، لذت مضاعفی ایجاد میکند.
باید روشن گفت: اگر با انتظار یک روایت پیچیده، شخصیتپردازی چندلایه یا دیالوگهای درخشان سراغ «خشمگین» بروید، احتمالاً ناامید میشوید. فیلمنامه فیلم بسیار ساده است و در بعضی بخشها حتی میتوان آن را خام یا کلیشهای دانست. قاچاق کودکان شر مطلق است، پلیس فاسد است، قهرمان باید به قلب جهنم بزند، متحدی پیدا میکند، شرورهای مرحلهای سر راهش قرار میگیرند و در نهایت به رئیس اصلی میرسد. این الگو نه تازه است و نه پیچیده.
اما نکته مهم اینجاست که فیلم از این سادگی خجالت نمیکشد. برعکس، آن را بهعنوان بستری برای اکشن میپذیرد. «خشمگین» خوب میفهمد که گاهی قصه فقط باید آنقدر محکم باشد که صحنههای اکشن را به هم وصل کند. در اینجا، فیلمنامه حکم ستون فلزیِ یک ساختمان صنعتی را دارد: زیبا نیست، اما بنا را سر پا نگه میدارد.
در ظاهر، فیلم خیلی روشن و حتی بدیهی حرف میزند:
- قاچاق کودکان شر مطلق است
- نهادهای رسمی میتوانند همدست جنایت باشند
- فقر و بیپناهی، کودکان را به قربانیان آسانتری تبدیل میکند
- و پدر، اگر لازم باشد، جهان را به آتش میکشد تا فرزندش را نجات دهد
اینها مضامین پیچیده یا غافلگیرکنندهای نیستند. با این حال، فیلم بیآنکه ادعای روشنفکری کند، نوعی آگاهی طبقاتی هم در خود دارد. جهان «خشمگین» جهانی است که در آن بچههای فقیر، زبالهوار ربوده و خریدوفروش میشوند، در حالی که سرمایهداران، خلافکاران یقهسفید و همدستان حکومتیشان در لایه بالای این ماشین خشونت ایستادهاند. از این منظر، فیلم در دل همه خونریزی و اغراقش، نوعی خشم اجتماعی خام اما قابلتشخیص هم دارد.
یکی از مهمترین ویژگیهای «خشمگین» این است که اساساً برای واکنش جمعی ساخته شده. از آن دست فیلمهایی است که تماشاگر وسطش دست میزند، میخندد، شوکه میشود، از جا میپرد و برای قهرمان هورا میکشد. این کیفیت را نباید دستکم گرفت. سینما فقط محل سکوت و تأمل نیست؛ گاهی محل هیجان مشترک است، جایی که بدن تماشاگران با ریتم فیلم هماهنگ میشود. «خشمگین» دقیقاً چنین فیلمی است: یک فیلم «هوو و هورا» که از این ویژگی نه شرم دارد و نه فاصله میگیرد.
برای منصفبودن، باید از ضعفها هم گفت:
- دیالوگها در بخشهایی واقعاً زمخت و ناشیانهاند
- دوبله یا ادای چندزبانه دیالوگها گاهی حس ناهماهنگی ایجاد میکند
- شخصیتها بیشتر تیپ هستند تا انسانهای پیچیده
- و اگر کسی با خشونت بسیار بالا یا سوژه تلخ قاچاق کودکان راحت نباشد، فیلم میتواند بیش از حد تند و آزاردهنده باشد
اما هیچیک از این ضعفها آنقدر پررنگ نیستند که مأموریت اصلی فیلم را از کار بیندازند؛ چون «خشمگین» از ابتدا روی چیز دیگری شرط بسته است، و خوشبختانه در همان زمین بازی میکند.
نهایتا، «The Furious» نمونه درخشانی از این حقیقت ساده است که هنوز هم میشود با تکیه بر بدن واقعی، بدلکاری واقعی، طراحی مبارزه خلاقانه و کارگردانی دقیق، تماشاگر را میخکوب کرد. این فیلم شاید از نظر داستانگویی چیز تازهای برای گفتن نداشته باشد، و شاید در شخصیتپردازی و دیالوگنویسی بهوضوح محدود باشد، اما وقتی وارد قلمرو اکشن میشود، چنان سطحی از انرژی، خشونت، خلاقیت و تسلط فنی نشان میدهد که بهسختی میتوان در برابرش مقاومت کرد.
این فیلم نه میخواهد شاعرانه باشد و نه پیچیده؛ میخواهد با پتک به سرتان بکوبد. و عجیب اینکه بعد از تمام این کوبیدهشدن، حس میکنید چیزی زنده و واقعی در این خشونت وجود دارد: شکوهی از جنس اجرای انسانی، از جنس بدنی که واقعاً میپرد، ضربه میزند، زمین میخورد و دوباره بلند میشود.
برای دوستداران اکشن رزمی، «خشمگین» نه فقط یک پیشنهاد جدی، بلکه تقریباً یک واجب تماشایی است.
جمع بندی
امتیاز - ۸٫۶
۸٫۶
جذاب
اکشنی رزمی، خونین و بیامان که با داستانی ساده اما مبارزاتی شگفتانگیز، خلاق و استخوانخردکن، خود را به یکی از هیجانانگیزترین فیلمهای ژانر در سالهای اخیر تبدیل میکند.





