دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
انتخاب سردبیردانستنی

ده حقیقت جالب درباره ناپلئون بناپارت

ده حقیقت جالب درباره ناپلئون بناپارت؛ ناپلئون بناپارت یک فرانسوی و رهبر نظامی بود. او به عنوان فرمانده توپخانه در طول انقلاب فرانسه به شهرت رسید.

ناپلئون چندین لشکرکشی موفق را در طول جنگ‌های انقلابِ فرانسه رهبری کرد. در دوران حکمرانی، او به عنوان امپراتور، و ناپلئونِ اول شناخته می‌شد و از ۱۸۰۴ تا ۱۸۱۴ حکومت کرد.

او همچنین برای بیش از یک دهه بر امور اروپا و جهان تسلط داشت و فرانسه را در برابر سلسله‌ای از ائتلاف‌ها رهبری کرد.

به عنوان یکی از بزرگترین فرماندهان نظامی در تاریخِ فرانسه، تاکتیک‌های جنگی او هنوز در مدارس نظامی سراسر جهان مورد مطالعه قرار می‌گیرد. این امر او را به یکی از مشهورترین و بحث‌برانگیزترین رهبران تاریخ تبدیل کرده است. او به خاطر تاکتیک‌های خود در میدان جنگ مورد احترام سربازانش بود. با فرامدیا همراه باشید. در ادامه چند حقیقت جالب در مورد ناپلئون بناپارت …

۱. ناپلئون در تعدادِ بیشتری از نبردها پیروز شد

در سال ۱۷۹۹، او به عنوان «کنسول نخست» منصوب شد و برای ایجاد امپراتوری اروپا تحت رهبری نظامی خود تلاش کرد.

ناپلئون در بسیاری از جنگ‌ها و اکثر نبردهایش پیروز شد. او در نهایت امپراتوری بزرگی را بنا کرد و بر بخش اعظمی از قاره اروپا تا سال ۱۸۱۵ حکومت کرد.

در طول سلطنت خود، ناپلئون در مقایسه با اسکندر مقدونی و ژولیوس سزار در تعداد بیشتری از نبردها به پیروزی دست یافت.

مشابه امپراتوران روم، او دولت را متحد کرد، کاتولیکِ رومی را به عنوان دین رسمی کشور بازگرداند، اصلاحات آموزشی را پایه‌گذاری کرد و بر تاسیس بانک فرانسه نظارت داشت.

۲. ناپلئون قد متوسطی داشت

باور عموم بر این است که ناپلئون قد کوتاهی داشت و همیشه خود را با سربازان قدبلند احاطه می‌کرد. طبق گزارش‌ها، در زمان مرگِ او، قدش ممکن است ۵ فوت و ۲ اینچ (۱۵۷ سانتی‌متر) بوده باشد.

اما حقیقت این است که او از قد متوسطی برخوردار بود. قد او ۵ فوت و ۷ اینچ (۱۷۰ سانتی‌متر) بود. واحد اندازه‌گیری قد در آن زمان از واحدهای فرانسوی استفاده می‌کرد که از واحدهای امروزی کوچک‌تر بودند.

دشمنانش سعی کردند از قد او برای حمله به او استفاده کنند. کاریکاتورهای طنزآمیز زیادی توسط پروپاگاندای انگلیسی در دوران جنگ‌های ناپلئونی کشیده شد.

۳. ارتش ناپلئون سنگ روزتا (Rosetta) را کشف کرد

سنگ‌نبشته‌ای که ناپلئون و ارتش او در جریان لشکرکشی به مصر در سال ۱۷۹۹ پیدا کردند، اکنون در موزه بریتانیا در لندن به نمایش گذاشته شده است. سنگ روزتا یا سنگ رَشید یک لوح گرانیتی است که با سه خط نوشته شده است: هیروگلیف مصری، دموتیک مصری (demotic) و یونانی باستان.

این سنگ در رمزگشایی هیروگلیف‌های مصر باستان نقش مهمی ایفا کرد و یکی از ارزشمندترین آثار باستانی به شمار می‌رود.

این سنگ توسط یکی از کاپیتان‌های ناپلئون پس از تخریب یک دیوار باستانی در شهری به نام رشید (به فرانسوی: روزتا) کشف شد، از همین‌رو به سنگ رشید شهرت یافت.

ناپلئون به فرهنگ و علم اهمیت می‌داد. بنابراین، او تیمی متشکل از ۱۵۰ دانشمند، مهندس و پژوهشگر را برای بررسی چشم‌انداز، محیط زیست، فرهنگ و تاریخ مصر گرد هم آورد.

این تیم سندی ۲۳ جلدی درباره مصر با عنوان «Description de l’Égypte» (شرحی بر مصر) منتشر کرد. محتوای این سند در مورد دانش ناشناخته‌ای از مصر و تاریخ آن بود.

۴. ناپلئون باختن را دوست نداشت

ناپلئون آنقدر در میدان نبرد پیروزی کسب کرده بود که نمی‌توانست باختن در بازی ورق را تحمل کند. او به بازی با ورق علاقه نداشت، آنچه او دوست داشت بازی «ونت‌وَن» (Vingt-et-un) بود. دلیلش این بود که بازی سریعی بود و به او اجازه تقلب می‌داد.

اگر دست ناپلئون بد بود، کارت‌هایش را روی میز می‌گذاشت و منتظر می‌ماند تا ورق‌دهنده کارت بکشد. سپس بدون نشان دادن دستش، ورق‌هایش را جمع می‌کرد و قمار خود را می‌باخت. اگر بعد از دیدن کارت ورق‌دهنده می‌فهمید که از ۲۱ گذشته، کارت‌هایش را بدون نشان دادن پرت می‌کرد و قمارش را پس می‌خواست.

۵. ناپلئون لهجه‌ی کورسیایی داشت

ناپلئون در کُرس متولد شد، جایی که به گویش ایتالیایی نزدیک به توسکانی صحبت می‌کردند. وقتی او فرانسوی صحبت می‌کرد، به راحتی می‌شد فهمید که خارجی است. این لهجه در دوران حضورش در مدرسه‌ی نظامی فرانسه، باعث مسخره شدنش می‌شد.

با وجود داشتن لهجه، ناپلئون زبان فرانسه را زبان اول خود می‌دانست. در اوایل دوران نظامی‌اش، برای استقلال کُرس مبارزه کرد.

او پس از اختلاف با پاسکواله پائولی، رهبر مقاومت کورسیایی، فرانسه را وطن خود کرد. ناپلئون با پیروزی در چندین جنگ نظامی، خود را به عنوان ستاره‌ی در حال ظهور تثبیت کرد. او حتی در برابر محاصره‌ی تولون مقاومت کرد.

۶. ناپلئون نویسنده‌ای بااستعداد بود

ناپلئون شاید چهره‌ای خشن به نظر می‌رسید، اما در پسِ آن، مردی رمانتیک و احساساتیِ پنهان بود. او علاوه بر نامه‌های عاشقانه‌ی احساسی، یک داستان عاشقانه کوتاه نیز نوشته است.

رمان کوتاه «کلیسون و اوژنی» در سال ۱۷۹۵، درست پیش از ملاقات و ازدواج او با ژوزفین در همان سال، نوشته شد. این رمانِ ۱۷ صفحه‌ای در زمان ۲۶ سالگی ناپلئون نوشته شده است.

این رمان هرگز منتشر نشد، اما دست‌نوشته‌ی آن در قرن‌های بعد به قطعاتی تقسیم و به عنوان سوغات در حراجی‌ها فروخته شد.

ترجمه‌ی کامل انگلیسی این اثر در سال ۲۰۰۹ بازسازی شد و اکنون می‌توان این کتاب را به صورت الکترونیکی از آمازون خریداری کرد. ناپلئون همچنین خاطرات خود را منتشر کرد و کتابی درباره‌ی زندگی ژولیوس سزار نوشت.

۷. ناپلئون خواننده‌ی بدی بود

امپراتور چنان خواننده‌ی بدی بود که اطرافیانش او را آزاردهنده می‌دانستند، هرچند که نمی‌توانستند این را با صدایِ بلند بگویند. او به مدت ۱۵ دقیقه با صدای ناهنجار آواز می‌خواند و آن را بارها و بارها تکرار می‌کرد.

بعضی اوقات که نمی‌خواست به حرف کسی گوش دهد یا برآشفته بود، در حالی که آواز می‌خواند، در اتاق قدم می‌زد.

نزدیکان او می‌گفتند که او در انتخاب موسیقی نیز سلیقه‌ی خوبی ندارد. هیچ کس نمی‌توانست تشخیص دهد او چه آهنگی می‌خواند یا زمزمه می‌کند؛ آنقدر که بد بود.

۸. ناپلئون دست‌های زیبایی داشت

اگر چیزی بود که ناپلئون به آن افتخار می‌کرد، دست‌هایش بود. او از ناخن‌هایش به خوبی مراقبت می‌کرد. گفته می‌شد دست‌های او درشت و زیباترین دست‌ها بودند، بند انگشتانش گود و شبیه‌ی نوزاد، انگشتانی خوش‌فرم و ناخن‌هایی بی‌عیب و نقص داشت.

از قولِ پیشخدمت او نقل شده که دست‌هایش زیباترین دست‌ها بود و شباهت به دست‌های یک زن داشت. او هرگز دستکش نمی‌پوشید، مگر زمانی که سوار بر اسب بود، اما حتی در آن زمان هم دستکش‌ها در جیبش قرار می‌گرفت.

۹. همسرش، ژوزفین بناپارت، از گیوتین جان سالم به در برد

ناپلئون با ژوزفین که پیش از او همسر الکساندر بوهارنه بود، ازدواج کرد. متاسفانه، الکساندر در دوران ترور به اعدام محکوم شد.

ژوزفین نیز دستگیر شد و قرار بود با گیوتین اعدام شود، اما خوش‌شانس بود. او پس از اعدام روبسپیر، طراح اصلی دوران ترور، آزاد شد.

ژوزفین به زودی به یک چهره‌ی اجتماعی محبوب تبدیل شد و در سال ۱۷۹۵ در یک مهمانی با ناپلئون آشنا شد. آن‌ها شش ماه بعد ازدواج کردند.

۱۰. ناپلئون به آرزوی خود برای تدفین نرسید

ناپلئون در ۵ مه ۱۸۲۱، در سن ۵۱ سالگی، در تبعید در جزیره‌ی سنت هِلن درگذشت. گزارش شده است که او بر اثر سرطان معده درگذشته، گزارشی که با دردهای شکمی و حالت تهوعی که در روزهای آخر عمرش از آن‌ها رنج می‌برد، مطابقت دارد.

برخی گزارش‌های دیگر حاکی از آن است که او ممکن است با استفاده از سم آرسنیک ترور شده باشد، زیرا بدنش به خوبی حفظ شده بود. بررسی‌های بیشتر روی موهای او در سال ۱۹۶۱ نشان‌دهنده‌ی سطوح بالای آرسنیک بود.

ناپلئون آرزو داشت در کنار رود سِن به خاک سپرده شود، اما او در کنار سایر رهبران نظامی فرانسه در لز انوالید در پاریس به خاک سپرده شد.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا