روبرت ریچاردسن از مستند «The White Devil» تا همکاری با تارانتینو «اگر کار او خوب باشد، کار من هم خوب است»

روبرت ریچاردسن، فیلمبردار سرشناس هالیوود که «برد پیت» به او لقب «بیگ بد باب» داده، در حاشیه نمایش جهانی مستند «Robert Richardson: The White Devil» در جمهوری چک، در گفتوگویی صریح از شکلگیری این مستند، روزهای قرنطینه، همکاریاش با «الیور استون» و «کوئنتین تارانتینو» و پروژههای تازهاش حرف زد.
این مستند به کارگردانی فیلمساز اهل چک «یانا هویودووا» ساخته شده؛ پروژهای که از یک کار دانشجویی در سال ۲۰۱۶ شروع شد. هویودووا در آن زمان نامهای برای ریچاردسن فرستاد، بیآنکه انتظار پاسخی داشته باشد. اما ریچاردسن نهتنها جواب داد، بلکه او را به آمریکا دعوت کرد؛ سفری که با شروع همهگیری کرونا بسیار طولانیتر از حد انتظار شد و در نهایت به ساخت پرترهای بیپرده از یکی از مهمترین مدیران فیلمبرداری سینما انجامید؛ فیلمسازی که ۱۰ نامزدی اسکار و ۳ جایزه اسکار را در کارنامهاش دارد.
خبرنگار: فکر میکنید اگر کرونا اتفاق نمیافتاد، اصلاً چنین فیلمی ساخته میشد؟
روبرت ریچاردسن: «اگر کرونا نبود، این فیلم به این شکل ساخته نمیشد. اصلاً ممکن نبود، چون من وقتش را نداشتم. او هم وقت نداشت که مرا به این مسیری که برد، هل بدهد.»
خبرنگار: در فیلم، انرژی خاصی هست؛ انگار هم از حضورتان در این روند معذب بودید و هم میدانستید چیزی جادویی از دل این گفتوگوها بیرون میآید.
روبرت ریچاردسن: «وقتی روشن شد که او نمیتواند به خانه برگردد، فهمیدم قرار است با او آنجا بمانم. بعد فقط باید یاد میگرفتم با طول این زمان کنار بیایم. واقعاً میگفتم اگر قرنطینه خیلی طول بکشد، یکی میآید و خانهام را از من میگیرد. دیگر نمیتوانم از پسش بربیایم. از طرف دیگر، او دستبردار نبود. هر روز یک چیز تازه پیدا میکرد. بعضی وقتها حتی دلم نمیخواست از جا بلند شوم، اما جایی هم برای فرار نداشتم.»
او در ادامه با لحنی قدردان اضافه کرد: «با این حال، از او ممنونم. همهچیز را پیدا کرد؛ آرشیوها، جعبهها، آلبومهای عکس کودکیام. بعضی چیزها از بین رفته بود، بعضی نه. در نهایت این کار برای خانوادهام هم خیلی ارزشمند شد. از نظر فنی هم برایم جذاب بود؛ مثلاً اینکه یک پروژکتور ۱۶ میلیمتری بخریم و ببینیم این حلقههای فیلم اصلاً چه شکلی هستند.»
خبرنگار: یعنی نمیتوانستید در روند کار دخالت نکنید؟
روبرت ریچاردسن: «چه کار دیگری باید میکردم؟ پروژکتورهای مختلف میخریدم، دستگاههای سوپر ۸ میآوردیم، بعضی خراب از آب درمیآمدند و حتی لامپ نداشتند. اما دستکم توانستیم حجم زیادی از این مواد را ببینیم. حتی راههایی پیدا کردیم که ویدیوها را هم پخش کنیم و دوربینهای قدیمی با فرمتهای مختلف را دوباره راه بیندازیم. من احتمالاً ۶۰ دوربین مختلف دارم، اما هیچکدامشان کار نمیکنند. باتری نیست، کابل نیست، قطعه نیست. او با سماجت همه این چیزها را پیدا میکرد.»
ریچاردسن که حالا ۷۰ ساله است، در این گفتوگو نشان داد همچنان با تحول فناوری در سینما همگام است؛ هرچند نگاهش به نور و ابزار، همچنان ریشه در درک کلاسیک از تصویر دارد.
خبرنگار: فقط ۴۰ سال از «Platoon» گذشته، اما فناوری کاملاً عوض شده و شما هم به نظر میرسد کاملاً با آن همراه هستید.
روبرت ریچاردسن: «این همان چیزی است که دوست دارم انجام بدهم. دلیلی نمیبینم که به قدم بعدی فکر نکنم. یادم هست تهیهکنندهها میگفتند حالا نگاتیو ۵۰۰ داریم و دیگر نور کمتری لازم است. حالا دوربینی دارید که ۶۰۰۰ است. آن وقت میگویند پس دیگر لازم نیست نورپردازی کنیم.»
خبرنگار: و شما با این موضوع کنار میآیید؟
روبرت ریچاردسن: «نه! اما گاهی باید کم کنی؛ باید یاد بگیری نور را حذف کنی، نه اینکه فقط به آن اضافه کنی.»
بخش دیگری از گفتوگو به سالهای جوانی و تجربههای تند او برمیگشت؛ دورهای که خودش هم با خنده از آن یاد میکند.
خبرنگار: داستان زندگی شما خیلی حالوهوای راکاندرول دارد. کسی که یکباره شش دوز الاسدی مصرف کرده، واقعاً آدم سرسختی است. چنین چیزی را توصیه میکنید؟
روبرت ریچاردسن: «نه، اصلاً توصیه نمیکنم. این کار برای تعداد خیلی محدودی از آدمهاست و باید مغز جوانی باشد که بتواند تا آخر عمر با تبعاتش کنار بیاید. من هیچوقت خیلی افراطی نبودم. کوکائین مصرف کردم، اما چیز دیگری نه. علاقهای نداشتم. ولی الاسدی باعث شد چیزها را جور دیگری ببینم.»
او حتی از تجربهای در زمان بازدید لوکیشنهای «The Doors» یاد کرد: «برای سکانس تریپ، قارچ خورده بودم. الیور کاملاً هوشیار بود، اما من نه، و این کمکم کرد ببینم. البته زمان فیلمبرداری فرق میکند. وقتی دارم فیلمبرداری میکنم، اهل شوخی نیستم.»
ریچاردسن در بخش مهمی از گفتوگو درباره رابطه حرفهایاش با «الیور استون» صحبت کرد؛ همکاری مهمی که فیلمهایی مثل «JFK»، «The Doors»، «Platoon»، «U Turn» و «Natural Born Killers» را در بر میگیرد.
خبرنگار: رابطه شما با الیور استون را چطور توصیف میکنید؟ گاهی سخت است فهمید کار شما از کجا شروع میشود و کار او از کجا.
روبرت ریچاردسن: «آن صحنه در «The Doors» را یادتان هست؟ بیرون «ویسکی اِ گو گو» در لسآنجلس، جیم موریسون روی ماشین میپرد و ستارهها حرکت میکنند. آن کاملاً خودِ الیور است. اینطور نبود که من بگویم برویم این نما را بگیریم. من در چیزهایی مثل تایملپس کمکش میکردم، اما کار الیور الهامبخش است. «JFK» را نگاه کنید؛ انگار کلمات روی پرده، به زبان تصویر منتقل شدهاند.»
او در عین حال از یکی از دشوارترین تجربههای همکاریاش با استون هم پرده برداشت؛ تجربهای که به «Natural Born Killers» مربوط میشود: «همسرم نزدیک بود هنگام به دنیا آوردن دومین فرزندمان جانش را از دست بدهد. بعد همسر الیور به همسرم گفته بود که الیور گفته اگر او بمیرد، روبرت میتواند زن دیگری پیدا کند. این ماجرا اصلاً خوب پیش نرفت. من در نیومکزیکو مشغول بازدید لوکیشن بودم که همسرم زنگ زد و گفت وقتی برمیگردی، باید از این فیلم کنار بروی، وگرنه طلاقت میدهم.»
خبرنگار: این آخرین فیلمی بود که با او ساختید؟
روبرت ریچاردسن: «نه، بعدش «U Turn» را هم ساختم. اما همانجا بهنوعی گفتم اگر او اینطور فکر میکند، این همکاری دیگر تمام است. من اینبار کنار همسرم میمانم.»
خبرنگار: تا حالا فیلمی بوده که از نظر شما بیش از حد دیوانهوار باشد؟
روبرت ریچاردسن: ««Natural Born Killers» بیش از حد دیوانهوار بود. آن فیلم از مرز گذشت.»
او درباره فضای پشت صحنه این فیلم هم گفت: «فکر میکنم از مصاحبهها هم میشود فهمید. «وودی هارلسون» میگوید نمیدانم چه شد. «رابرت داونی جونیور» میگوید انگار هیچ ماده غیرقانونیای نبود که مصرف نشده باشد. خود فیلم را هم که ببینید، این حس را منتقل میکند.»
ریچاردسن همچنین تأکید کرد که از همان ابتدا نظرش را درباره فیلمنامه به استون گفته بود: «به او گفتم فیلمنامه را دوست ندارم. او هم گفت اگر فیلم را میسازی، هر کاری دلت میخواهد در حمایت از فیلمنامه انجام بده، اما باید با همان میزان اشتیاقی بسازی که بقیه فیلمنامههای من را میسازی. برای همین آنهمه رییر پروجکشن، خون و آن عناصر اغراقشده را میبینید. این فیلم واقعاً مرزشکن بود.»
بخش دیگری از گفتوگو به همکاری طولانی او با «کوئنتین تارانتینو» اختصاص داشت؛ همکاریای که از «Kill Bill» تا «Once Upon a Time in Hollywood» ادامه پیدا کرده است.
خبرنگار: آیا تارانتینو هیچوقت از شما بابت ساخت «Natural Born Killers» دلخور بود؟
روبرت ریچاردسن: «نه، اصلاً دربارهاش حرف نمیزنیم. موضوعش پیش نمیآید. او و «دان مورفی» فیلمنامه را به الیور فروخته بودند و کوئنتین دوست نداشت این اتفاق به آن شکل بیفتد، اما کاری از دستش برنمیآمد، چون خودش فروخته بود. او هیچوقت فیلم را ندیده. این فیلم اصلاً شبیه او نیست.»
خبرنگار: وقتی برای «Kill Bill» آماده میشدید، درباره این موضوع صحبت کردید؟
روبرت ریچاردسن: «نه، هرگز. من پیش از فیلمبرداری فیلمهای قبلی را پیش نمیکشم. برای آن فیلم آثار زیادی دیدیم. من انیمه زیاد دیده بودم و برایم خیلی جالب بود ببینم او چه کار میکند. نتیجه هم درخشان شد. «Kill Bill» یک شاهکار است.»
او درباره نسخه «The Whole Bloody Affair» هم گفت: «دیدن صحنه «House of Blue Leaves» دوباره در رنگی برایم لذتبخش بود. کمی ناراحت شدم وقتی نسخه سیاهوسفید وارد فیلم شد، اما آن تنها راهی بود که فیلم درجهبندی سختگیرانه نگیرد. این همان جنس بازیگوشی کوئنتین است.»
در مستند، «کوئنتین تارانتینو» در جایی میگوید اگر رفتار ریچاردسن تغییر نمیکرد، دیگر با او کار نمیکرد. اما خود ریچاردسن برداشت دیگری دارد.
خبرنگار: چه چیزی تغییر کرد؟
روبرت ریچاردسن: «راستش خودم هم نمیدانم چه اتفاقی افتاد. نمیدانم دقیقاً درباره چه حرف میزند. شاید واقعاً آدم سختی بودهام. اما این گروهی است که ۳۰ سال با آنها کار کردهام و همین حالا هم با همان کیگریپ و گَفِر مشغول فیلمبرداری هستم. پس… ببخشید دوستان!»
او در ادامه از رابطهاش با تارانتینو در پشت صحنه گفت: «او برخلاف تصویری که خیلیها از بیرون میبینند، سر صحنه بسیار مشارکتجو است. اوایل ساخت «Kill Bill» چند مورد پیش آمد، چون از برنامه عقب میافتاد. من هم به گروه میگفتم خودتان را روی ساحل تصور کنید؛ مثل علف باشید و باد که میآید، خم شوید و بگذارید از میانتان رد شود. اما در کل، همیشه عالی بود. هرچه بیشتر با گروه کار کرد، رابطهاش با آنها نزدیکتر شد. ضمن اینکه هرچه جلوتر رفتیم، اعتمادش به من هم بیشتر شد. اول میگفت اپراتور دوربین خودم را میخواهم. من گفتم نه، خودم میخواهم اپراتوری کنم. این برای من شرط اصلی بود، چون میخواستم کنار تو باشم و بازیگرها را با هم ببینیم. همین باعث شد پیوند خیلی محکمی بین ما شکل بگیرد.»
خبرنگار: آن کرین معروف شما از چه زمانی به امضایتان تبدیل شد؟
روبرت ریچاردسن: «حالا دیگر همهچیز بیشتر و بیشتر ریموت شده، چون آدمهای کمتری میتوانند با کرین کار کنند. ساختن و متعادل کردنش سخت است و آن انعطافپذیری بازوی ۵۰ فوتی تکنو با هد ریموت را ندارد. با آن ابزارها میشود کارهای بیشتری کرد. مثلاً در «Once Upon a Time in Hollywood» خود کوئنتین گفت از آن استفاده نکنیم و من هم گفتم مشکلی نیست.»
در بخش دیگری از گفتوگو، ریچاردسن درباره احتمال نسخه بلندتر «Once Upon a Time in Hollywood» هم گفت: «باید انتظارش را داشته باشید. اگر فکر نکنید روزی نسخه بلندتری بیرون میآید، سادهلوح هستید. فکر میکنم با گذر زمان، او دوباره سراغ فیلمهایش میرود و نسخههای تازهای از آنها ارائه میکند.»
خبرنگار: درباره دهمین فیلم تارانتینو با او حرف میزنید؟
روبرت ریچاردسن: «نه، هیچکس نمیداند قرار است چه کار کند. فقط میدانیم اول قرار است نمایشنامهاش را تمام کند و بعد از آن فیلمبرداری خواهد کرد. شاید تابستان آینده. هیچ ایدهای ندارم فیلم چیست، اما مطمئنم قرار نیست همان مسیر فعلی را ادامه دهد.»
او همچنین فاش کرد که قرار بوده فیلم «The Movie Critic» را با تارانتینو بسازد: «بله، قرار بود این فیلم را با او کار کنم. درواقع من برای ساخت «Michael» با «آنتوان فوکوآ» رفته بودم، لوکیشنها را دیده بودم و استخدام هم شده بودم که کوئنتین تماس گرفت و گفت این آخرین فیلم من است و میخواهم تو آن را فیلمبرداری کنی. از من خواست با آنتوان صحبت کنم. آنتوان هم بدون لحظهای تردید گفت حتماً، شما دو نفر باید این فیلم آخر را با هم تمام کنید. او یک مدیر فیلمبرداری دیگر گرفت، اما بعد کوئنتین از پروژه کنار کشید. بعد زنگ زد و گفت فیلمنامه را عوض میکنم و فیلم دیگری میسازم، اما آن پروژه هم از کنترل خارج شد و از بین رفت.»
ریچاردسن در پایان، از کارهای تازهاش هم گفت؛ از جمله همکاری جدید با «دیوید او. راسل».
خبرنگار: این روزها مشغول چه کاری هستید؟
روبرت ریچاردسن: «تازه «Madden» را با دیوید او. راسل تمام کردهام. قرار بود «Hannibal» را هم با آنتوان فوکوآ و «دنزل واشینگتن» برای نتفلیکس (Netflix) بسازم؛ درباره هانیبال بارکا، فرمانده کارتاژ. اما همین دو هفته پیش منتفی شد. ۱۰ یا ۱۲ هفته روی آن بودم.»
خبرنگار: دیوید او. راسل را چطور توصیف میکنید؟
روبرت ریچاردسن: «واقعاً نابغه است، اما وجهی از شخصیتش هست که بهشدت غیرقابلپیشبینی است.»
خبرنگار: اگر بخواهید در یک جمله درباره فیلم تازه او و کار خودتان بگویید؟
روبرت ریچاردسن: «هنوز مطمئن نیستم کار خودم چه شکلی از آب درآمده، چون نسخه تدوینشدهای ندیدهام. هنگام کار کمی از نتیجه کارم ناامید شده بودم. خیلی سریع پیش میرفتیم و صفحات فیلمنامه زیاد بود. هنوز نمیدانم از کار خودم راضی خواهم بود یا نه. چیزی که میخواهم این است که از کار او راضی باشم. اگر کار او خوب باشد، کار من هم خوب است.»





