
با اعزام میلیونها مرد آمریکایی به جبهههای جنگ جهانی دوم (World War II)، ایالات متحده با یک مشکل حیاتی روبهرو شد: چه کسی باید مشاغل کلیدیِ کارخانهها، صنایع تولید تسلیحات و خدمات عمومی را پر کند؟ این صنایع بهدلیل نیازهای جنگی رونق گرفته بودند و برخی شغلها، مثل کارکنان اداره پست، برای ادامه زندگی روزمره ضروری بودند. دولت آمریکا برای حل این بحران به شورای تبلیغات جنگ (War Advertising Council) ــ که بعدها به اَد کانسیل (Ad Council) معروف شد ــ متوسل شد. نتیجه، راهاندازی کارزاری عظیم به نام کمپین «زنان در مشاغل جنگی» (Women in War Jobs) بود؛ کارزاری که هنوز هم از آن بهعنوان موفقترین تلاش تبلیغاتیِ جذب نیروی کار در تاریخ آمریکا یاد میشود.
تبلیغات این کمپین مبتنی بر پوسترهای میهنپرستانه و پیامهای ترغیبکنندهای بود که همگی حول محور شخصیتی افسانهای میچرخیدند: رُزیِ پرچکن (Rosie the Riveter). یکی از مشهورترین تصویرها را نورمن راکول (Norman Rockwell)، هنرمند مجله ستردی ایونینگ پست (Saturday Evening Post)، خلق کرد؛ زنی عضلانی با لباس کارِ کارخانه، دستگاه پرچکاری در دست و جعبه ناهارش کنارش. این تصویر درست در نقطه مقابل کلیشههای زنانه پیش از جنگ قرار داشت.
زنان، هدف اصلی تبلیغات جنگی
کمپین «زنان در مشاغل جنگی» گروههای مختلفی از زنان را هدف قرار داد:
- زنانی که پیشتر شاغل بودند، بهویژه زنان اقلیتنژادی یا کمدرآمد، تشویق شدند به مشاغل کارخانهای با دستمزد بالاتر روی بیاورند.
- دخترانِ تازهفارغالتحصیل از دبیرستان جذب شدند.
- و در نهایت، زنان متأهل دارای فرزند ــ حتی آنهایی که نه نیاز مالی داشتند و نه علاقه به کار بیرون ــ هدف پیامهای تبلیغاتی قرار گرفتند.
محور اصلی این پیامها میهنپرستی بود: اگر زنان جای مردان را پر کنند، جنگ زودتر تمام میشود. در کنار این، از «تبلیغات مبتنی بر ترس» هم استفاده شد؛ به این معنا که اگر زنان همکاری نکنند، سربازان بیشتری کشته خواهند شد و خودِ زنان بهعنوان افرادی «کمکار» شناخته میشوند.
این تلاشها بهشدت موفق بود. تا سال ۱۹۴۵، بیش از ۱۸ میلیون زن در نیروی کار آمریکا فعال بودند؛ این رقم در سال ۱۹۴۰ حدود ۱۲ میلیون نفر بود. بسیاری از آنها وارد مشاغلی شدند که پیشتر کاملاً مردانه تلقی میشد؛ از مهندسان آیرودینامیک گرفته تا کارگران راهآهن، رانندگان تراموا و کارگران صنایع چوب و فولاد. با این حال، با وجود انجام همان کارها، زنان بهطور میانگین تنها ۶۵ درصد دستمزد مردان را دریافت میکردند و با تبعیضهای گسترده، محدودیت ارتقا و «سقف شیشهای» روبهرو بودند.
رزیِ پرچکن؛ نامی برای یک شغل یا یک نماد؟
ابتدا باید دانست «پرچکن» (Riveter) یعنی چه. پرچکن کسی است که با دستگاه پرچ (Riveting Gun) کار میکند؛ ابزاری که در صنایع تولیدی، بهویژه هواپیماسازی، کاربرد حیاتی دارد. با این حال، بسیاری از زنانی که تحت تأثیر رُزی وارد بازار کار شدند، هرگز پرچکاری نکردند، زیرا شغلشان چنین نیازی نداشت. در واقع، زنان شاغل در بخش تولید هرگز بیش از ۱۰ درصد کل نیروی کار زنان (حدود ۱۹ میلیون نفر) را تشکیل نمیدادند.
پدیده رزیِ پرچکن پس از ورود رسمی آمریکا به جنگ در سال ۱۹۴۱ شکل گرفت. در سال ۱۹۴۳، ترانهای با عنوان «Rosie the Riveter» اثر جان جیکوب لوب (John Jacob Loeb) و رد ایوانز (Redd Evans) منتشر شد. این ترانه، دقیقاً همان تصویری را ترسیم میکرد که دولت میخواست:
«او بخشی از خط مونتاژ است، تاریخ میسازد، برای پیروزی کار میکند؛ رزیِ پرچکن.»
از جلد مجله تا زنده شدن یک تصویر جاودانه
در ۲۹ مه ۱۹۴۳، تصویر رزیِ پرچکنِ نورمن راکول روی جلد ستردی ایونینگ پست منتشر شد. راکول در آن زمان محبوبترین تصویرگر آمریکا بود و همین باعث شد رزی در مدت کوتاهی به چهرهای ملی تبدیل شود. مدل این تصویر، دختر ۱۹ سالهای به نام مری دویل (Mary Doyle) بود، هرچند راکول با اغراق هنری، اندامی عضلانی به او بخشید.
منتقدان بعدها شباهت قابلتوجهی میان این تصویر و شمایل اشعیا نبی در نقاشی میکلآنژ (Michelangelo) بر سقف کلیسای سیستین (Sistine Chapel) یافتند؛ نشانی از قدرت، رسالت و تقدس در قالبی زنانه.
با این حال، ماندگارترین تصویر رزی، نه نسخه راکول، بلکه تصویر معروف زن جوانی است که آستینش را بالا زده و بازویش را نشان میدهد، با دستمال خالخال روی سر و شعار معروف «ما میتوانیم انجامش دهیم!» («We Can Do It!»). این تصویر را جی. هاوارد میلر (J. Howard Miller) در سال ۱۹۴۲ برای شرکت وستینگهاوس الکتریک (Westinghouse Electric and Manufacturing Company) طراحی کرد. پوستر تنها برای استفاده داخلی کارخانهها و آن هم برای چند هفته ساخته شده بود و تا دهه ۱۹۸۰ چندان شناختهشده نبود. امروز اما، این تصویر یکی از ۱۰ تصویر پُردرخواست آرشیو ملی آمریکا (National Archives) است.
آیا رُزی یک نماد فمینیستی است؟
بسیاری رزی پرچکن را یک آیکون فمینیستی میدانند، اما تاریخنگاران بازنگر تأکید میکنند که هدف اصلی او فمینیسم نبود. چه دولت، چه صنایع نظامی و چه شرکتها، همگی از این تصویر برای یک هدف مشترک استفاده کردند: کشاندن زنان به نیروی کار در دوران جنگ.
پس از پایان جنگ و بازگشت سربازان، مأموریت رزی عملاً به پایان رسید. زنان بسیاری که به کار و استقلال مالی عادت کرده بودند، مجبور شدند شغلهای خود را رها کنند یا به کارهای «مقبولتر» و کمدرآمدتر مانند منشیگری بازگردند. با این حال، تجربه جنگ دری را که باز شده بود، دیگر نمیشد بست. دخترانِ همان زنان، بعدها با به چالش کشیدن هنجارهای کهنه، راه را برای تحصیل عالی و پیشرفت حرفهای زنان هموار کردند.
میراث رزیِ پرچکن
امروز شاید دیگر نیازی به تبلیغات جنگیِ رُزی نباشد، اما روحیه «ما میتوانیم»ِ او همچنان زنده است. رزیِ پرچکن نه فقط نماد یک دوره اضطراری در تاریخ آمریکا، بلکه یادآور لحظهای است که زنان نشان دادند میتوانند ساختارهای سنتی را بشکنند و نقشی کلیدی در اقتصاد، صنعت و جامعه ایفا کنند؛ نقشی که اثرش تا امروز ادامه دارد.





