دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
نقد و بررسینقد و بررسی فیلم

«سرپوش» (Cover-Up)؛ آینه‌ای تلخ و بی‌ملاحظه در برابر تاریخ پنهان‌شده آمریکا

«سرپوش» (Cover-Up) جدیدترین مستند لورا پویترس، فیلمساز برنده اسکار و کارگردان آثاری چون «شهروند چهار» و «تمام زیبایی و خونریزی»، با همکاری مارک اوبنهاوس، تماشاگر را به قلب تاریکی تاریخ معاصر آمریکا می‌برد؛ جایی که دروغ، فساد، کشتار و استتار حقیقت، چرخه‌ای مکرر و تراژیک را شکل می‌دهند. فیلم، با محوریت زندگی و کار سیمور هرش – یکی از بزرگ‌ترین روزنامه‌نگاران تحقیقی قرن اخیر – نه فقط روایتی شخصی، که مروری هولناک و هوشمندانه بر پنج دهه پنهان‌کاری حکومتی و اخلاق فروپاشیده در جهان غرب است.

پویترس و اوبنهاوس بی‌هیچ پرده‌پوشی فیلم را با یکی از تاریک‌ترین لحظات تاریخ آمریکا آغاز می‌کنند: کشتار عام «می‌لای» در ویتنام ۱۹۶۸. صحنه‌هایی از هجوم بی‌رحمانه سربازان به روستاییان بی‌دفاع و بی‌سلاح، یادآور کابوس‌هایی است که تا سال‌ها بعد به‌عنوان «عملیات علیه ویت‌کنگ» به رسانه‌ها فروخته شد. جزئیات جنایت – از تیرباران جمعی، تجاوز و اعدام، تا کشته‌شدن حیوانات روستا – با نگاهی بی‌رحمانه و واقع‌گرایانه به تصویر کشیده می‌شود؛ تنها سرباز کشته‌شده آمریکایی، کسی است که برای فرار از مشارکت، به خود شلیک می‌کند.

اما روایت فیلم همین‌جا متوقف نمی‌شود. افشای حقیقت می‌لای توسط سیمور هرش، نقطه شروعی است برای جستجویی طولانی؛ از واترگیت و جنگ عراق تا ابوغریب و فجایع معاصر. پویترس، در بازخوانی این پرونده‌ها، نشان می‌دهد فاجعه، هرگز اتفاقی منزوی یا منحصر به گذشته نیست؛ «سرپوش» درباره تداوم جنایت و استمرار دروغ است.

فیلم، برخلاف بسیاری از مستندهای بیوگرافیک، از ابتدا فاصله خود را با روایت پرستش‌آمیز حفظ می‌کند. هرش، خبرنگاری بی‌قرار و جسور است: کودکی مهاجر از شیکاگو، فرزند بازمانده هولوکاست، که به شکلی معجزه‌آسا وارد حرفه خبر شد. کنجکاوی توقف‌ناپذیر، روحیه تعارض با قدرت و شهامت حضور در جایی که هیچ‌کس نمی‌خواهد او باشد، ویژگی ماندگار اوست.

پویترس و اوبنهاوس با هوشمندی، زندگی حرفه‌ای هرش را همچون یک تریلر سیاسی دلهره‌آور روایت می‌کنند؛ اما برش‌های مربوط به زندگی خصوصی، هرچند اندک و تلخ، بعدی انسانی به شخصیت او می‌دهند. هرش درباره منابع خبری‌اش، خانواده و حتی اشتباهات بزرگ خود – ماجرای اسناد جعلی مریلین مونرو و نزدیکی بی‌جا به بشار اسد – با اکراه و تلخی حرف می‌زند، اما این اکراه، خود به‌نوعی بیانگر شرافت حرفه‌ای و وسواس حقیقت‌جویی اوست.

فیلم «سرپوش»، به‌رغم ظاهر کلاسیک مستندهای پرتره، با استفاده از آرشیو غنی، لحن پرتنش و ساختار چندلایه، به اثری بی‌وقفه، جسور و تکان‌دهنده بدل می‌شود.

  • تدوین هوشمندانه، به جای شروع و پایان خطی، گذشته و حال را بارها به هم گره می‌زند؛ نمونه‌اش زمانی که تماس فوری از غزه، روایت را به دوران کودکی هرش و حساسیت او نسبت به تراژدی می‌برد.
  • آرشیو تصویری فوق‌العاده، چه از قتل عام می‌لای، چه از پشت‌پرده واترگیت یا ابوغریب، همگی به شکلی تازه، زنده و روایت‌محور استفاده شده‌اند.
  • لحن انتقادی اما منصفانه؛ فیلم به رغم ستایش تلاش‌های هرش، اشتباهات و نقدهای وارد بر روش روزنامه‌نگاری او (از منابع یک‌نفره تا روابط پرحاشیه با دیکتاتورها) را به دقت بررسی می‌کند.

«سرپوش» تنها درباره یک روزنامه‌نگار نیست؛ فیلم، کالبدشکافی تاریخی است از چرخه دروغ و سرکوب حقیقت از جنگ ویتنام تا جنگ عراق و … را در خود گرفته است. روایت می‌لای به‌عنوان الگویی برای مخفی‌سازی سیستماتیک فجایع و تولید واقعیت‌های جعلی، با پرونده‌هایی چون واترگیت و ابوغریب پیوند می‌خورد؛ جایی که همیشه فشار بر افشاگران بیشتر از مجرمان است.

در سکانس‌های تکان‌دهنده از کاخ سفید، صدای ریچارد نیکسون را می‌شنویم که هرش را «حرامزاده لعنتی» می‌خواند و همزمان اعتراف می‌کند: «معمولاً حق با اوست!» این دیالوگ، خود مهر تاییدی است بر اهمیت روزنامه‌نگارانی که حاضرند برای حقیقت، از همه چیز عبور کنند.

نقاط قوت

  • روایت پرتنش و پرجزئیات که مرز بین تریلر سیاسی و مستند تحقیقی را کم‌رنگ می‌کند
  • استفاده درخشان از آرشیو و روایت بصری
  • پرداخت بدون سانسور به اشتباهات، ضعف‌ها و قهرمان‌سازی‌های کاذب
  • بازخوانی تاریخی بی‌رحمانه، اما عمیقاً لازم، از قدرت و فساد
  • سیمور هرش به‌عنوان شخصیتی زنده، صادق و همیشه در حال چالش با خود و جهان

نقاط ضعف

  • با وجود تلاش کارگردان، برخی جزئیات فنی یا زوایای روانی شخصیت هرش (مانند تأثیر روانی دهه‌ها افشاگری) کمتر کاویده شده
  • رویکرد انتقادی فیلم، برای مخاطبانی که آشنایی اندکی با تاریخ آمریکا دارند، گاهی متراکم و دشوار می‌شود
  • لحن خشک و پرجزئیات شاید برای مخاطبان کمتر پیگیر، سنگین به نظر برسد

«سرپوش» نه فقط یک پرتره مستند از سیمور هرش، بلکه زنگ خطری برای مخاطب امروز است: هر چرخه قدرت و جنایت، نیازمند افشا و مقاومت مداوم است و تاریخ نشان داده که دروغ، هرگز حادثه‌ای یکباره نیست. پویترس و اوبنهاوس با مهارتی مثال‌زدنی، روزنامه‌نگاری تحقیقی را به عنوان آخرین سنگر حقیقت ترسیم می‌کنند؛ سنگری که حفظ آن، همیشه هزینه دارد – برای گزارشگر، برای جامعه، و برای تصویر عادلانه تاریخ.

در دورانی که حقیقت بیش از هر زمان دیگری هدف حمله است، دیدن «سرپوش» برای هر علاقه‌مند به سینما، تاریخ و آزادی بیان، ضرورتی جدی و اجتناب‌ناپذیر است.

جمع بندی

امتیاز - ۸

۸

خوب

«سرپوش» مستندی جسور و تکان‌دهنده درباره سیمور هرش و نیم‌قرن افشای تاریک‌ترین رازهای تاریخ است؛ اثری که قدرت را بی‌پرده نقد و به اهمیت بهای حقیقت تأکید می‌کند.

امتیاز کاربران: اولین نفری باشید که امتیاز می دهد!

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا