دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
اروپادراممعرفی فیلم و سریال

سریال «Little Dorrit» (دوریت کوچک)

وقتی لندنِ مه‌گرفته، فقر و غرور را در یک قابِ باشکوه و تلخ کنار هم می‌نشاند

«دوریت کوچک» از آن دست مینی‌سریال‌هایی است که هم از دل ادبیات کلاسیک می‌آید و هم مثل یک تابلوی دقیق و زنده، حال‌وهوای عصر ویکتوریا را پیش چشم مخاطب می‌گذارد. این اثرِ بریتانیایی که در سال ۲۰۰۸ ساخته شد، اقتباسی از رمان دیکنز با همین نام است و با اتکا به فیلمنامه‌ای از «اندرو دیویس» و کارگردانیِ «آدام اسمیت»، «دیربلا والش» و «دیارمید لارنس» جان گرفته است. نتیجه، روایتی چندلایه از عشق، طبقه، بدهی، راز و فروپاشی است؛ روایتی که هم به سادگیِ احساسیِ قهرمانش تکیه دارد و هم به تلخیِ اجتماعیِ جهان پیرامون او.

داستان سریال و عوامل سازنده «دوریت کوچک»

محور اصلی داستان، «امی دوریت» است؛ دختری که از زمان تولدش در سال ۱۸۰۵، بیشتر عمرش را در زندان بدهکارانِ مارشالسی گذرانده و در همان فضای تنگ و فرسوده، بارِ زندگیِ پدرش «ویلیام دوریت» را به دوش کشیده است. «امی» با بازی درخشان «کلر فوی» نه یک قهرمان پرزرق‌وبرق، بلکه انسانی آرام، وفادار و به‌طرز دردناکی صبور است؛ کسی که زندگی‌اش در سکوت می‌گذرد، اما همین سکوت، قلب روایت را می‌سازد. او برای «خانم کلنام» کار خیاطی می‌کند؛ زنی سرد، سخت‌گیر و مرموز که در خانه‌ای رو به ویرانی با خدمتکارانی عجیب و فضایی سنگین زندگی می‌کند.

ورود «آرتور کلنام» با بازی «متیو مک‌فادین» نقطه‌ای است که سرنوشت آرامِ امی را از مسیر معمولش خارج می‌کند. آرتور پس از سال‌ها دوری از انگلستان و کار در چین، با وصیت‌نامه و حرف‌های مبهم پدرش بازمی‌گردد؛ جمله‌ای مثل «درستش کن» و کاغذی که روی آن نوشته شده «فراموش نکن» از همان ابتدا نشان می‌دهد که گذشته در این خانه هنوز دفن نشده است. از اینجا به بعد، داستان به‌تدریج به شبکه‌ای از رازهای خانوادگی، عشق‌های نابرابر و زخم‌های اجتماعی تبدیل می‌شود. آرتور در کنار امی، به دنبال حقیقتی می‌گردد که خانواده کلنام و گذشته دورشان را به زندان مارشالسی و سرنوشت دوریت‌ها گره می‌زند.

در کنار این محور اصلی، شخصیت‌های فرعی هم نقش مهمی دارند. «ویلیام دوریت» با بازی «تام کورتنای» تصویری فراموش‌نشدنی از مردی است که حتی در فقر هم می‌خواهد شأنِ از دست‌رفته‌اش را حفظ کند. «رایگو / بلاندوآ» با بازی «اندی سرکیس» هم مثل سایه‌ای خطرناک در داستان می‌لغزد و هر جا ردی از راز و فساد باشد، حضورش حس می‌شود. «ادی مارسان» در نقش «آقای پانکس» هم یکی از چهره‌های به‌یادماندنی مجموعه است؛ مردی پرهیاهو، کنجکاو و شبیه دستگاهی انسانی برای کشف حقیقت. «جودی پارفیت» در نقش «خانم کلنام» و «رابرت هاردی»، «راسل تووی»، «امما پی‌یرسن» و «فریما اجیمان» نیز به بافت پرشخصیت سریال عمق بیشتری می‌دهند.

از نظر تولید، «دوریت کوچک» حاصل همکاری مشترک بی‌بی‌سی (BBC) و «دابلیو‌جی‌اچ‌بی بوستون» (WGBH Boston) و در بریتانیا از طریق «بی‌بی‌سی وان» (BBC One) و «بی‌بی‌سی اچ‌دی» (BBC HD) پخش شد. فیلم‌برداری در مکان‌هایی مثل «همپتون کورت پالِس»، «اولد رویال نیوال کالج»، «چینیز منر هاوس» و «قلعه دِیل» انجام شد و این لوکیشن‌ها به سریال حال‌وهوایی زنده و ملموس داده‌اند؛ انگار لندنِ دیکنز از کتاب بیرون آمده و نفس می‌کشد. سریال در نهایت با هفت جایزه امیِ پرایم‌تایم، از جمله جایزه بهترین مینی‌سریال، اعتبارش را تثبیت کرد.

نقد و بررسی سریال

«دوریت کوچک» از آن اقتباس‌هایی نیست که فقط به بازگویی داستان بسنده کند؛ این سریال می‌کوشد روح دیکنز را در قالب تصویر ترجمه کند. مهم‌ترین نقطه قوتش همین است: جهان‌سازیِ دقیق. از مهِ تیره لندن تا دیوارهای فرسوده مارشالسی، همه‌چیز طوری طراحی شده که حس فشار، حبس و بی‌ثباتی را به مخاطب منتقل کند. در این میان، بازی‌ها نقش اصلی را دارند. «کلر فوی» با ظرافتی کم‌نظیر امی را زنده می‌کند؛ شخصیتی که شاید در ظاهر کم‌حرف باشد، اما در نگاه و رفتار، یک جهان احساس و مقاومت پنهان کرده است. «متیو مک‌فادین» هم برای آرتور، ترکیبی از نجابت، تردید و اندوه می‌سازد که او را از یک قهرمان صرف، به انسانی آسیب‌پذیر تبدیل می‌کند.

نقطه مهم دیگر، ریتم سریال است. «دوریت کوچک» عجله ندارد و همین می‌تواند برای بعضی مخاطبان هم نقطه قوت باشد و هم چالش. روایت مثل رودخانه‌ای آرام اما عمیق پیش می‌رود و اجازه می‌دهد جزئیات اجتماعی و عاطفی ته‌نشین شوند. البته همین وسعت روایت گاهی به پراکندگی می‌رسد؛ چون انبوه شخصیت‌ها و زیرپیرنگ‌ها ممکن است در لحظاتی تمرکز را از خط اصلی دور کند. با این حال، در مجموع، سریال در تبدیل شلوغیِ رمان به انسجام بصری موفق است. اگر در رمان دیکنز، کلمات بار اصلی جهان‌سازی را بر دوش دارند، اینجا طراحی صحنه، لباس، نور و بازیگران همان کار را انجام می‌دهند.

از منظر مضمونی هم سریال هوشمندانه عمل می‌کند. «دوریت کوچک» فقط داستان عشق امی و آرتور نیست؛ درباره شرمی است که طبقه اجتماعی بر انسان تحمیل می‌کند، درباره این است که پول چگونه می‌تواند گذشته را پنهان یا آشکار کند، و درباره شکنندگیِ هویتی است که روی ثروت و موقعیت بنا شده باشد. این لایه‌ها باعث می‌شوند سریال فراتر از یک درام تاریخی صرف قرار بگیرد.

دیدن این سریال پیشنهاد می‌شود یا نه؟

اگر از علاقه‌مندان درام‌های تاریخی، اقتباس‌های ادبی و روایت‌های شخصیت‌محور هستید، «دوریت کوچک» انتخابی بسیار ارزشمند است. این سریال برای کسانی ساخته شده که دوست دارند در جهان یک داستان زندگی کنند، نه اینکه فقط آن را تماشا کنند. بازی‌های قوی، طراحی صحنه چشمگیر و وفاداریِ هوشمندانه به فضای دیکنز، آن را به اثری ماندگار تبدیل کرده است.

اما اگر به‌دنبال ریتم تند، پیچش‌های فوری یا سرگرمی سبک و کم‌حجم هستید، شاید این مجموعه با صبر و حوصله بیشتری از شما استقبال کند. «دوریت کوچک» از آن دست آثار است که پاداش تماشایش را آرام می‌دهد، نه فوری. درست مثل خودِ دیکنز، در نهایت با احساسی از غم، شکوه و مهربانیِ انسانی رهایتان می‌کند؛ حسی که کم پیش می‌آید یک مینی‌سریال بتواند این‌قدر دقیق و ماندگار بسازد.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا