دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
سلبریتی ترکیه

فادیک سوین آتاسوی که بر سرطان سینه غلبه کرد: «مثل این است که دوباره متولد شده‌ام»

پس از پایان سریال «خواهر و برادرانم» (Kardeşlerim)، فادیک سوین آتاسوی مدتی از بازیگری فاصله گرفت و بسیاری از پیشنهادهای کاری را رد کرد. اکنون مشخص شده که او در این مدت با سرطان سینه دست و پنجه نرم می‌کرد.

آتاسوی که روی جلد مجله شامدان (Şamdan) حضور دارد و به سوالات ایرم اورهان پاسخ داده، در عکسی که توسط باتورآلپ ییلماز گرفته شده، تصاویری تاثیرگذار ارائه کرده است. او در گفتگو با این مجله گفت: «مثل این است که دوباره متولد شده‌ام. بله، آرام و بی‌صدا از داخل یک حلقه آتش گذشتم. ترجیح دادم این مسیر، از دست دادن سلامتی‌ام، درد و سوگواری‌ام را تنها طی کنم تا تبدیل به جنجال نشود. حالا که این مرحله را پشت سر گذاشته و تغییر کرده‌ام، می‌توانم درباره‌اش صحبت کنم.»

«با تومور درجه سه پیشرفته مبارزه کردم»

آتاسوی درباره زمان تشخیص بیماری‌اش گفت: «در پایان فصل سوم سریال «خواهر و برادرانم» بود که فهمیدم بیمارم. نزدیک به آخرین قسمت‌ها بودیم… مدتی این موضوع را از همه و حتی مادرم پنهان کردم و به کار ادامه دادم. فکر می‌کردم این فصل را تمام کنم و در تعطیلات فصل به درمان‌های سنگین بپردازم. کارم و بودن در صحنه را خیلی دوست داشتم و نمی‌خواستم نظم زندگیم را تغییر دهم. پزشک گفت که تومور درجه سه پیشرفته است و نمی‌توانم این روند را ادامه دهم چون خطراتش زیاد است. با هفت ماه درمان فشرده، تومور به اندازه‌ای کوچک شد که قابل جراحی بود و سپس عمل شدم. همه چیز به خوبی تمام شد. من سالم از این مرحله بیرون آمدم. دوباره با شادی، خنده و عشق به زندگی چندین برابر بازگشتم.»

«در برابر تهدید مرگ، جشن زندگی را انتخاب کردم»

این بازیگر موفق درباره روند بهبودی گفت: «بله، یک حلقه حمایتی کوچک داشتم؛ مادرم، خاله‌ام، برادرم… دوستانم هم همیشه همراه بودند و اجازه دادند که به کاری که دوست داشتم یعنی سفر کردن ادامه دهم. رفتن به کشورهای دیگر و دیدار با آدم‌های جدید به من کمک کرد تا روانم سالم بماند. در این دوران خیلی نوشتم؛ یک فرمت تلویزیونی و یک فیلم سینمایی نوشتم. خلاقیت و سفر بهترین درمان من بودند. به کنسرت‌ها رفتم، با وجود عوارض داروها تسلیم نشدم و رقصیدم. من در برابر تهدید مرگ، جشن زندگی را انتخاب کردم. یاد گرفتم که نباید از درد فرار کرد اما نباید هم در آن غرق شد.»

داستان فادیک سوین آتاسوی الهام‌بخش است؛ یادآوری که حتی در تاریک‌ترین لحظات، امید و اراده برای زندگی دوباره می‌تواند مسیر را روشن کند.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا