فیلم «دو دادستان» (Two Prosecutors)، هشدار ناامیدکنندهای از تاریخ؛ جشنواره کن

فیلمهای مستندِ دقیق و باهوش سرگئی لوزنیتسا معمولاً تفاوت چشمگیری با آثار داستانی او دارند …
در فیلمهایی مانند «خوشحالی من» (My Joy)، «در مه» (In the Fog) و «دونباس» (Donbass)، این کارگردان اوکراینی معمولاً مستقیم به موضوع اصلیاش میپردازد: شکست کامل دولت روسیه. «دو دادستان» (Two Prosecutors) نیز در همین مسیر حرکت میکند؛ فیلمی بسیار کند و دیالوگمحور که شاید وهمآورتیرن کمدی باشد که آکی کوریسماکی هرگز نساخته یا یک فیلم ترسناک شبیه چارلی چاپلین درباره شرارتهای بوروکراسی در دنیایی که احمقها بر آن حکومت میکنند. این بار لوزنیتسا فقط کرملین را هدف نگرفته؛ «دو دادستان» یکی از قابلدسترسترین فیلمهای او تا به امروز است و برای هر کشوری که اکنون درگیر احزاب سیاسی اقتدارگرا است، کاملاً مرتبط است.
فیلم بر اساس داستان کوتاهی از جورجی دمیدوف (۱۹۰۸-۱۹۸۷)، فعال سیاسی و شوروی، ساخته شده است. «دو دادستان» با اشاره به سال ۱۹۳۷ («اوج ترور استالین») آغاز میشود. درِ زندانی باز میشود و گروهی از مردان شکستخورده به حیاط میآیند. سرپرست زندان به همکارش میگوید: «این گروه کار شماست.» و او با کنایه میگوید: «چه گروه خوبی!» یکی از مردان پیر و ژولیده مسئول سوزاندن انبوهی از نامهها در سلولی خالی میشود. مشخص میشود این نامهها توسط مردانی نوشته شده که به طور غیرقانونی زندانی شدهاند و مجبور شدهاند به جرمهای خیالی اعتراف کنند؛ نامههایی که هرگز خوانده نخواهند شد.

پیرمرد از عواقب وحشتناک احتمالی در صورت حفظ هر یک از نامهها مطلع میشود، اما یکی از نامهها که با خون نوشته شده و خطاب به دفتر دادستانی بریانسک است را پنهان میکند. این نامه به مقصد میرسد و پس از آن، دادستان جوانی به نام کورنیف (الکساندر کوزنتسوف) به زندان میآید تا با فرماندار ملاقات کند. به جای او، معاون فرماندار سعی میکند او را منصرف کند اما کورنیف مصر است و درخواست ملاقات با زندانی به نام استفنیاک را دارد.
استفنیاک (الکساندر فیلیپنکو) در انفرادی است و به کورنیف نشان میدهد که در زندان چه میگذرد؛ او زخمها و ضایعاتی دردناک روی بدنش دارد و میگوید که سرویس مخفی شوروی، در دولت محلی نفوذ کرده و در حال برپایی حکومتی فاسد و ستمگر است، با هدف حذف اعضای قدیمی حزب به روشهای بسیار سختگیرانه. کورنیف، که یک کمونیست متعهد است، از این بیاحترامی به قانون شوکه میشود و به شهر بازمیگردد تا درخواست جلسه فوری با دادستان کل کند.
فیلم با سرعتی بسیار آهسته پیش میرود؛ کورنیف در هر مرحله با موانع و پیچیدگیهای اداری روبرو میشود و پیش از اینکه دادستان کل حاضر به دیدار با او شود، باید از چالشهای فراوانی عبور کند. آنچه این فیلم را از فیلمهایی مانند آثار روی آندرسون متمایز میکند، حس تهدیدی است که به آرامی به جان تماشاگر نفوذ میکند؛ احساس اینکه کورنیف درگیر ماجرایی فراتر از توان خود شده و دشمنانی میسازد که هر یک خطرناکتر از قبلی هستند. طراحی صحنهها فوقالعاده است؛ مجسمههای لنین و استالین بر اتاقهای چوبی و بدون تهویه نظارت دارند، فضاهایی که رنگ و بوی خصمانه و سرد اتحاد جماهیر شوروی را به خوبی منتقل میکنند.
در سالهای گذشته، این داستان ممکن بود صرفاً یک هشدار محلی و فرهنگی باشد درباره اینکه اگر دموکراسیهای غرب محافظت نشوند، چه بلایی ممکن است سرشان بیاید. اما حالا در سال ۲۰۲۵، زندگی سریعتر و سختتر از همیشه شده. «دو دادستان» هشدار تاریکی است از تاریخ، که با گذر زمان فقط بیشتر به نظر پیشگویانه شباهت دارد — و آن زمان همین حالاست.
عنوان: دو دادستان (Two Prosecutors)
جشنواره: کن (مسابقه)
کارگردان: سرگئی لوزنیتسا
نویسنده: سرگئی لوزنیتسا، بر اساس داستان کوتاه جورجی دمیدوف
بازیگران: الکساندر کوزنتسوف، الکساندر فیلیپنکو، آناتولی بلی
مدت زمان: ۱ ساعت و ۵۳ دقیقه





