دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
فستیوال برلیننقد و بررسینقد و بررسی فیلم

فیلم «By Design» (طراحی‌شده) | تجربه‌ای آوانگارد از بدن، هویت و میل

وقتی «دیده‌شدن» به قیمت شیءشدن تمام می‌شود

فیلم «By Design» تازه‌ترین اثر آماندا کریمر، فیلم‌سازی است که همواره علاقه‌اش به جهان‌های انتزاعی، روایت‌های تئاتری و مفاهیم وجودی را در آثاری چون «Please Baby Please» و «Ladyworld» به رخ کشیده است. این فیلم که نخستین‌بار در جشنواره ساندنس ۲۰۲۵ به نمایش درآمد و در فوریه ۲۰۲۶ اکران محدودی را تجربه می‌کند، نمونه‌ای شاخص از سینمایی است که نه برای سرگرم‌کردنِ صرف، بلکه برای به‌چالش‌کشیدن ذهن مخاطب ساخته شده؛ اثری که بیش از آن‌که «داستان» تعریف کند، «ایده» را به تصویر می‌کشد.

«By Design» در نگاه اول با ایده‌ای عجیب و حتی طنزآمیز آغاز می‌شود: زنی که آن‌چنان شیفته یک صندلی چوبیِ خاص می‌شود که آرزو می‌کند جای آن باشد و… آرزویش برآورده می‌شود. اما این پیش‌فرض نامتعارف، خیلی زود به بستری برای واکاوی عمیق‌تری از شیءانگاری زن، میل به دیده‌شدن، مصرف‌گرایی، و سکوت تحمیلی بر بدن زنانه تبدیل می‌شود.

کامیل (ژولیت لوئیس) زنی است که زیر پوسته آرام زندگی‌اش، نوعی افسردگی خاموش جریان دارد. او در ناهارهای هفتگی‌اش با دوستان به‌ظاهر صمیمی‌اش، لیزا و ایرین، لحظه‌به‌لحظه با لبخندهای ساختگی و رقابت‌های پنهان آن‌ها خفه‌تر می‌شود. کریمر بارها نشان داده استعداد ویژه‌ای در نمایش خشکی و تصنع روابط انسانی دارد؛ گفتگوهای این سه زن چنان هدفمند، سفت و بی‌روح طراحی شده‌اند که مخاطب به سرعت درک می‌کند: این رابطه، پوچ‌تر از آن است که به چشم می‌آید.

اما همه چیز زمانی تغییر می‌کند که کامیل در یک گالری-فروشگاه صندلی، به یک صندلی چوبی خاص دل می‌بازد. این شیفتگی ناگهانی برای او حکم شکستن روزمرگی و دست‌زدن به یک شورش بی‌صدا را دارد. او شب را با حساب‌وکتاب‌های مالی و توجیه‌های ذهنی می‌گذراند تا فردا آن را بخرد، اما وقتی بازمی‌گردد، صندلی فروخته شده است. در یک لحظه ناامیدی، کامیل آرزو می‌کند «ای کاش خودش آن صندلی بود» – زیبا، کاربردی و شایسته تحسین.

و کریمر، به سبک همیشگی‌اش، این آرزو را واقعی می‌کند.

با تحقق این جابه‌جایی سوررئال، کامیل روحش را در چوب و خطوط منحنی صندلی می‌یابد و بدن انسانی‌اش – اکنون با ذهنی تهی از اندیشه – در آپارتمانش رها می‌شود. صندلی-کامیل به دست الیویه (مامودو اتی)، نوازنده منزوی و عجیب، می‌افتد؛ مردی که تا پیش از این هیچ دلبستگی‌ای به اشیاء نداشت، اما اکنون به این صندلی زیبا وابسته می‌شود.

از اینجا به بعد، بخش عمده‌ای از فیلم تقریباً بدون دیالوگ پیش می‌رود. کامیل در قالب صندلی دهانی برای سخن گفتن ندارد، و بدن انسانی‌اش با ذهن یک صندلی، اساساً چیزی برای بیان کردن ندارد. کریمر از رقص مدرن، موسیقی کلاسیک، و میزانسن‌های تئاتری استفاده می‌کند تا احساسات را نشان دهد، بدون آنکه چیزی را به صراحت بگوید.

جهان فیلم زیباست، اما عمداً سرد و بی‌روح. گویی زیبایی، به تنهایی کافی نیست؛ حتی برای یک صندلی.

در سکانس‌هایی تلخ اما خنده‌دار، مادر کامیل هنوز همان‌قدر یک‌طرفه بر او می‌تازد؛ اکنون که کامیل حتی نمی‌تواند حرف بزند، مادرش آسوده‌تر از همیشه حرف می‌زند. دوستانش نیز تغییر رفتار او را نه نشانه‌ای از خطر، بلکه فرصتی برای «نمایش کمک کردن» می‌بینند.

این طنز سیاه، هسته اصلی فیلم است. کریمر آشکارا از استعاره‌های ظریف دوری می‌کند و به‌جای آن، مفاهیمی مانند:

  • بی‌تفاوتی جامعه به سکوت زنان
  • تضاد میان میل به استقلال فکری و میل به زیبایی و مطلوب بودن
  • فشار ساختارهای اجتماعی بر بدن زنانه

را با صراحتی کوبنده به تصویر می‌کشد. این رویکرد برای برخی مخاطبان بیش از حد مستقیم خواهد بود، اما در خدمت هدف کریمر است: فیلمی که قرار نیست «نقل‌قول‌پذیر» یا «لطیف» باشد، بلکه قرار است تلنگر بزند، حتی اگر با چکش.

ژولیت لوئیس، حتی در دقایق کوتاه پیش از بی‌حرکتی‌اش، چنان عمق عاطفی‌ای ارائه می‌کند که تصویر کامیل را ماندگار می‌سازد. مامودو اتی نیز با یک بازی کم‌صدا اما مؤثر، نشان می‌دهد چگونه یک مرد منزوی می‌تواند به یک شیء جان بدهد.

اما ستاره پنهان فیلم، ملانی گریفیث است. نریشن خشک و بی‌تفاوت او به نوعی ستون فقرات لحن فیلم است؛ نه کاملاً طنز، نه کاملاً جدی، بلکه چیزی میان این دو که بی‌معنایی جهان را برجسته می‌کند.

طراحی صحنه و لباس نیز نقش مهمی دارند: لباس‌های پرزرق‌وبرق شخصیت‌ها، تضادی عمیق با وضعیت روحی‌شان دارند؛ انگار همه چیزی را «به نمایش» گذاشته‌اند که وجود ندارد.

نقاط قوت فیلم:

  •  ایده‌ای جسورانه و خلاق
  •  سبک بصری یگانه و متمایز
  •  بازی‌های کنترل‌شده و مؤثر
  •  نریشن درخشان و طنز تلخ
  •  خوانش‌های متعدد درباره هویت و میل

نقاط ضعف:

  •  ریتم کند و پراکندگی در نیمه دوم
  •  تکیه بیش از حد بر استعاره‌های بزرگ و مستقیم
  •  تبدیل شدن فیلم به یک «تمرین مفهومی» به‌جای یک روایت منسجم

«By Design» تجربه‌ای است که همه دوستش نخواهند داشت – و همان‌طور که نریشن می‌گوید، «این از قبل طراحی شده است». فیلم برای مخاطبی ساخته شده که حوصله درون‌مایه‌های فلسفی، طنز ابزورد، و زبان استعاریِ بی‌پروا را دارد.

«By Design» یک فیلم معمولی نیست؛ نه از نظر روایت، نه از نظر فرم، نه از نظر پیام. این فیلم درباره زنی است که برای دیده‌شدن، به چیزی تبدیل می‌شود که همیشه از او انتظار می‌رفت باشد: یک شیء زیبا، آرام، بی‌صدا، و قابل مالکیت.

اما در لایه‌ای عمیق‌تر، این داستانی درباره همه ماست؛ درباره اینکه چگونه میل به پذیرفته شدن، گاهی ما را در جایگاهی می‌نشاند که دیگر «انسان» نیستیم. فیلمی جسور، تلخ، عجیب، گاهی بامزه، و بی‌نهایت فکرانگیز.

جمع بندی

امتیاز - ۷٫۲

۷٫۲

جالب اما متفاوت

«طراحی‌شده» تجربه‌ای سوررئال و جسورانه درباره شیءانگاری زنان، میل به دیده‌شدن، و رابطه پیچیده میان زیبایی و هویت است؛ کابوسی شاعرانه که مدت‌ها در ذهن می‌ماند.

امتیاز کاربران: اولین نفری باشید که امتیاز می دهد!

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا